۰

پيش‌فرض‌های ساده؛ نتیجه‌گیری‌های بزرگ

Print Friendly, PDF & Email
این تکلمه را بايد زير مطلب قبلی می‌نوشتم اما تعمداً جدا منتشرش می‌کنم. در یادداشت قبلی، خواسته بودم به سويه‌های اخلاقی ماجرا بپردازم و مسأله را از نگاهی کلان‌تر ببينم. آن رویکرد به قوت خود باقی است و مصداق‌اش هم فقط استارباکس و فروشگاه‌های مشابه و بحران غزه و جنگ اسراييل با فلسطین نیست. به موقع مقتضی درباره‌ی آن‌ها هم خواهم نوشت.

نکته‌ای که می‌خواستم بيفزایم اين بود: پيامک‌ها و ای‌ميل‌های مختلفی دست به دست می‌گردد و ظاهراً همه دارند همدیگر را تشویق می‌کنند که بله اين فروشگاه‌ها را تحریم کنيد تا به اسراييل و کشتار مردم غزه اعتراض کنيد. خوب دقت کنید که هيچ اشکالی نیست به اعتراض به اسرايیل و اتفاقاً بسیار هم به جا و واجب است. کوچک‌ترین تردیدی در خون‌ريزی اسراييل نيست. اما عقل و اخلاق به ما نهیب می‌زند که برای رسیدن به هدف‌مان، دستخوش عواطف و احساسات‌مان نشویم. کافی است تمام کسانی که این پيام‌ها و ای‌میل‌ها را دریافت می‌کنند، فقط جست‌وجویی در اينترنت بکنند و منابع مالی این فروشگاه‌ها و محل خرجِ در آمدهای آن‌ها را بررسی کنند و ببينند آیا هرگز اين فروشگاه‌ها بيانيه‌ای مبنی بر اهدای مبلغی از درآمدشان به اسراييل در اين بحران اخیر صادر کرده‌اند يا نه. اگر نتايج اینترنتی را فهرست کنیم، می‌بينيم که عمده‌ی اين اخبار در وب‌سايت‌های مسلمانان و به ويژه در وب‌سايت‌های متعلق به تندروها يا بنيادگرايان مسلمان يافت می‌شود. البته گروهی از مسلمانان میانه‌رو هم با اين موج می‌روند. تصادفاً، در پی همين جست‌وجوها، به مطلبی در وب‌سايتی نزدیک به انور ابراهیم برخورد کردم که اصل چنين ادعايی را زیر سؤال برده است و با مسئولان فروشگاه‌های مک‌دونالد و استارباکس تماس گرفته‌اند. آن‌ها هم به قوت چنين اتهامی را تکذیب کرده‌اند. يکی از محورهای مورد ادعای من در يادداشت قبلی اين بود: اگر به کسی اتهامی می‌زنیم بايد بتوانيم از پس اثبات آن ادعا هم بر آييم. کافی نيست من بگوييم فلانی صهيونيست است. اين‌که بپذیریم به واقع آدمی صهيونيست است، نیازمند دليل و سند است. باز هم تأکيد می‌کنم که اين تنها یکی از محورهای نقد من به اين رويکرد بود. وقتی خودِ این فروشگاه‌ها رسماً منکر صادر شدن چنین بيانيه‌ای، دال بر دفاع از اسراييل و صهيونيسم هستند، و هيچ منبع رسمی هم برای تأييد اين ادعا وجود ندارد، دشوار نيست با اين نتيجه برسیم که کل ماجرا چيزی است شبیه جوسازی و یک کلاغ‌چهل کلاغ.

يادداشت قبلی را پس از اين نوشتم که دوستی پيامکی را برای من فروارد کرده بود با مضمون بالا. نکته‌ی قابل توجه‌اش اين بود که در زير اين پيامک نوشته بود که منبع‌اش بخش خبری بی‌بی‌سی بود. و البته نه لینکی به منبعی موجود بود. نه مشخص بود بخش خبری بی‌بی‌سی، بخش فارسی است يا انگلیسی. تلويزیون است، راديو است يا وب‌سایت. تنها نکته‌اش همان بی‌بی‌سی بود. اين انتخاب بسیار آگاهانه است. مردم عمدتاً، به رغم تمام سوء ظنی که به بی‌بی‌سی دارند، به سادگی اعتماد می‌کنند. هيچ زحمتی به خودشان نمی‌دهند که دنبال اصل خبر بگردند. و البته اصل اين خبر وجود خارجی ندارد. هر چه بیشتر بگرديد کمتر به چنین خبری می‌رسید علی‌الخصوص در وب‌سايت‌های بی‌بی‌سی. اسم این خبرسازی است، نه خبرپراکنی. به ویژه که خبر دروغ هم باشد. دروغ، دروغ است. فرقی نمی‌کند که نهايتاً قرار باشد از طریق این دروغ‌گویی، اعتراضی هم به اسراييل بشود يا نه.

پيش‌فرض ساده و درستِ ماجرا اين است: اسراييل مرتکب نقضِ آشکار حقوق انسانی مردم غزه شده است (و شصت سال است که با فلسطينی‌ها همين کار را می‌کند). نتيجه: بايد به هر شيوه‌ای جلوی اسراييل را گرفت. خوب است کسانی که خودشان را دين‌دار و اخلاقی می‌دانند به اين فکر کنند که امام علی در مقام پاسخ به معاويه سخن‌اش این بود که معاویه مداهنه می‌کند و من نمی‌توانم تن به مداهنه بدهم. کار بالا، مصداق آشکاری است از مداهنه (مگر این‌که البته کسی بتواند با شواهد عينی و روشن – نه شواهدی از جنس «به روباه گفتند شاهدت کو، گفت دم‌ام!» يا «خود گويی و خود خندی» از جنس اين سند – نشان بدهد که مک‌دونالد و کی‌اف‌سی و غيره و ذلک چنان بيانيه‌ای را صادر کرده‌اند). در مقام بالا، حداقل وظيفه‌ی اخلاقی و انسانی من و شمای مسلمان اين است که بگوييم: ۱) بی‌بی‌سی چنين خبری را منتشر نکرده است و اصل خبر کذب است؛ ۲) اگر این فروشگاه‌ها بيانيه‌ای در تکذيب این اتهام منتشر کرده‌اند، وظيفه داریم تکذيبيه‌ی آن‌ها را نیز در کنار همين پيامک‌ها و ای‌میل‌هایی که می‌فرستيم پخش کنيم؛ ۳) اگر بر آن ادعا پا می‌فشاريم، خود را ملزم به ارایه‌ی سند هم بدانيم. اخلاق و مسلمانی فقط برای جاهایی نيست که به سود ما (يا در راستای شعارهای ما) باشد. اخلاق و ایمان، تبعیض‌بردار نيست.

|