از فساد انگليسی تا فساد ايرانی!

شبکه‌ی خبر ایران را (باز هم برای تمدد اعصاب!) دارم تماشا می‌کنم. تلويزيون دارد گزارش بلندبالايی می‌دهد از «فسادِ دولت گوردون براون» و می‌گوید که دولت او با «بحرانِ مشروعیت» مواجه شده است و وزيران پی‌ در پی استعفا می‌دهند و «پاکسازی سیاسی»‌ در راه است. اين نوع ادبيات و زبان درباره‌ی نظام‌های سياسی اروپایی و آمريکایی البته از صدا و سيمای ما بی‌سابقه نيست؛ به قول آقای موسوی «روحيه»شان همين است! اما اين نوع زبان و تأکيد بر «فساد» در بحبوحه‌ی انتخابات اهمیت ويژه‌ای دارد.

بگذاريد از یک مثال انگليسی (!) دیگر شروع کنم. آقای رييس جمهور در مناظره با میرحسین موسوی ادعا کرد که تونی بلر به ما نامه نوشته و «عذرخواهی» کرده است و ما هم ملوان‌ها را آزاد کرده‌ايم. تا این‌جا سخنِ آقای احمدی‌نژاد ادعاست و باید بررسی شود. اتفاق حیرت‌آور این است که خبرگزاری فارس بلافاصله اقدام به چاپ نامه‌ی مذکور می‌کند. نامه را که می‌بینی کاشف به عمل می‌آيد که اولاً آن نامه، نه از سوی آقای بلر است و نه در آن يک کلمه عذرخواهی هست. درست بر عکس، نامه در عین ادب و رعایت عرف ديپلماتيک، بسیار محکم و قاطع است و در آن خواستار آزادی «فوری» ملوان‌هاشان شده‌اند. چطور ممکن است خودشان آن نامه را بخوانند و تعبیر عذرخواهی از آن بکنند؟ در سطح سياست‌گزاری کشور چنین خبطی در برداشت از یک نامه‌ی صریح ديپلماتيک، نه تنها بعید که محال است. نتيجه‌ی ساده‌اش اين است که انتشار اين نامه (تصویر اصل و ترجمه‌اش) برای قانع کردن آقای موسوی یا امثال ما نیست. آقای احمدی‌نژاد می‌داند که ما از دروغ‌گویی او آگاه‌ايم. او تمام توان‌اش را گذاشته است برای فريب کسانی که اهل دقت‌ورزی و پرسش‌گری نيستند. آن‌ها نه انگلیسی می‌دانند و نه مراجعه به اصل نامه می‌کنند. کسانی که قرار است فريب بخورند، تيتر نامه را می‌خوانند و می‌گویند خوب سند همین بود دیگر. اين یعنی فرار به جلو که نامه‌ای که مضمون‌اش حاکی از اقتدار و عزت طرفِ انگلیسی است را تعبیر به عذرخواهی و ذلت بکنيم (این سوء تعبیرها و نعل وارونه زدن‌ها، شيوه و برنامه‌ی آقای احمدی‌نژاد بوده است). و البته از آن سو، اسم هر ذلت و آبروریزی‌ای را عزت می‌گذارند.

و اما سیاست بريتانيا و بحران مشروعيت گوردون براون. تفاوت بزرگ گوردون براون با احمدی‌نژاد در این است که به محض اين‌که کم‌ترین زمزمه‌ای از کج‌روی، ناپاکی يا حتی توضیح‌ناپذیری رفتار عضو حزب‌اش آشکار شود (آن هم به دست رسانه‌ها)، اسم‌اش را هجمه‌ی رسانه‌ای نمی‌گذارد که مظلوم‌نمايی کند (و پوشه‌ای قطور را به مناظره با رقیب‌اش ببرد و بگوید مرا تخریب کرده‌اند). گوردون براون به تمام معایبی که دارد یک ویژگی دارد (که البته حاصل فضای سالم سیاسی انگلیس است در قیاس با فضای بیمار و دروغ‌آلوده‌ی وطن ما): سر خم کردن در برابر نگاه مردم! استعفای پی در پی وزيران و عزل مقاماتی که خطا کرده‌اند، معنای‌اش از دست رفتن اعتبار اخلاقی دولت است. اما  این‌ها، اعتبارشان را با اقدام جدی ترميم می‌کنند. برای‌اش مهم نیست رقم حتی در حد ده پوند باشد. سياست‌مدار این‌جا، بر خلاف آقای احمدی‌نژاد و اعوان و انصارش، موقع پاسخگویی نمی‌گويد خوب من ده پوند حیف و میل کرده‌ام، طرف شما که هزار پوند برداشته است (مثال احمدی‌نژادی: شما می‌گويید کردان کارش بد بود؟ خاتمی هم همین است که!). این‌جا طرف در پی توجیه و ماست‌مالی کردن خطا بر نمی‌آيد؛ بلکه در رسانه‌ی ملی (نه رسانه‌ی ميلی) با خاکساری و گردنِ کج ظاهر می‌شود و می‌گويد من عمیقاً متأسف‌ام و عذر می‌خواهم که از اعتماد ملت سوء استفاده کرده‌ام. نمی‌گوید حالا ده پوند که رقمی نیست؛ بر می‌گردانم و باز هم با هم دوست‌ایم!

آقای احمدی‌نژاد با این شیوه‌، صريحاً القای ناکارآمدی دستگاه قضایی را می‌کند. اين یعنی حتی قاضی‌ای چون سعید مرتضوی (که هيچ روزنامه‌نگار آزاده‌ای از ملاقاتِ او (!) در امان نمانده است)، توانِ به زانو در آوردنِ اين «به اصطلاح» سرطان فساد را ندارد که دولت خودش دست به کار شده است (آن هم در مناظره‌ی رياست جمهوری). از یاد نبریم که در انگلیس، اين دولت یا حزب مخالف‌اش نبود که رسوایی‌های مالی نمايندگان را افشا کرد. رسوایی را روزنامه‌نگاران افشا کردند و هيچ روزنامه‌ای هم تعطيل نشد. این است تفاوت ايران و انگلیس! اين است تفاوت نظارت ملت و نظارتِ دولت!

عزت و آبرو، تبديل به مشترکی لفظی شده است و گویی ديگر نمی‌شود فهميد چه چیزی راست است و چه چیزی دروغ. ملت ما دیر یا زود باید بفهمد که آقای احمدی‌نژاد تنها یک حلقه‌ی کوچک از این زنجير بی‌اخلاقی و شبهه است. ميرحسين موسوی از این روشن‌تر نمی‌توانست به ملت نشان بدهد که سياست‌مداران به چه ورطه‌‌ای فروغلتیده‌اند. به زير کشیدن احمدی‌نژاد از مسندی که باید نماد عزت و آبروی ملت ایران باشد، اولين قدم است برای زدودن دروغ و ریا از کشور. اين سخن بی‌اندازه تکرار شده است و انگار شعاری است برای مقابله با احمدی‌نژاد. اما اين شعار، کم شعاری نیست. این مضمون، چون زیاد تکرار می‌شود اهمیت کمی ندارد. بايد مراقب بود که این شعار مبتذل نشود. چطور؟ با پرهیز از شيوه‌ی سیئه‌ی خودِ احمدی‌نژاد. با دوری کردن از دروغ‌گويی، رياکاری، افترا زدن.

دعوی کنند چه؟ که براهیم زاده‌ايم!
چون نیک بنگری، هم شاگردِ آزرند!

عجیب است، نه؟ که يک تار موی این خمر و خنزیرخورانِ نامسلمان، به صد دولتِ مؤمن و ولايت‌پذیر شرف دارد. یعنی کجای کار می‌لنگد؟


Posted

in

by

Tags:

Comments

3 responses to “از فساد انگليسی تا فساد ايرانی!”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *