من هنوز ايران زندگی میکردم. مدت زيِادی نمیگذشت که با پرويز مشکاتيان از نزديک آشنا شده بودم، شايد حدود يک سال بود يا کمتر. کار «کنج صبوری» را مشکاتيان تازه ضبط کرده بود. صدای غالبِ اين کار، آواز علی رستميان بود. اما در بخش تصنيفها، صدای خوانندهی زنی نيز رستميان را همراهی میکرد. دو تا از اين تصنيفها، تصنيفهايی بودند که به نظرِ من بسيار زيبا هستند. يکی «بيا تا گل بر افشانيم» است که بعداً با صدای عليرضا افتخاری هم در مجموعهی بيست سال با مشکاتيان بيرون آمد (و در طربستان ملکوت هم موجود است). ديگری تصنيف «دلشکن» بود که نخستين بار با صدای بنان بيرون آمده بود (آهنگساز اين تصنيف البته مشکاتيان نبود). تصنيفِ ديگر، همان «کنجِ صبوری» است، با شعر سايهی نازنين.
نخستين خاطرهای که از شنيدن اين تصنيفها دارم اين است که روزی با مشکاتيان به شمشک میرفتيم و در طول راه اين آلبوم را برای چندمين بار گوش میدادم. داستانهای آن سفر نگفتنی است. اما، میخواستم از صدای «سپيده رييس السادات» بگويم که صدایاش با اين کار برای نخستين بار مطرح شد. ديگر از آن پس، صدای سپيده رييس السادات را نه با همراهی صدای خوانندهای مرد شنيدم و نه به استقلال. کسی خبر دارد که سپيده کارِ ديگری اجرا کرده باشد؟ تا خوانندهای به تنهايی آواز يا تصنيف نخواند، طنينِ صدایاش چندان که بايد شناخته نمیشود. اما در آن روزگار، بيرون دادن چنان آلبومی، با ترنمِ آشکارِ صدای زن در آن کار تازه و خلاف آمدِ عادت بود. امروز در قطار در راه رفتن به جلسهای بودم و اين آلبوم کنج صبوری را گوش میدادم. گفتم حال که مجال و حساش هست، در همين طولِ راه بنويسم تا فراموش نشده است (قطعاً اگر اينترنتی در قطار بود، بلافاصله منتشرش کرده بودم). به جز سه تصنيف بالا، دو تصنيف ديگر هم در طربستان از اين مجموعه میافزايم: يکی «خانهی سودا» و ديگری هم «ما نه زان محتشمانيم . . .» که اشعار هر دو از مولوی است. اينها را در بخش نغمهی روز هم میگذارم که خودم هم يادم بماند ماه رمضان ديگر تمام شده است!
خوب است فهرستی از آثار موسيقايی بعد از انقلاب داشته باشيم که در آنها صدای زن وجود دارد: نور جان (داوود آزاد)، مستان سلامت میکنند (تهمورث پورناظری)، کنجِ صبوری (مشکاتيان، رستميان)، راز نو (عليزاده) . . . من تنها اينها به ذهنام میرسد. شما میتوانيد به اين فهرست چيزی بيفزاييد؟
مطلب مرتبطی یافت نشد.