۲

هو العشق

Print Friendly, PDF & Email

در اين کرانه‌ی غربت
که شامگاهِ افولِ خدای اندوه است
زلالِ عاطفه در آبشارِ چشمه‌ی مهر
«حضورِ خلوتِ انس» و صفای ساغرِ عشق
به هر رگم جاری است:
غروبِ غم را با چشم‌های خود ديدم!

  1. سلام دوست خوبم جدا از نثر بسيار زيبايتان . نوشته عالي و متنوعي دارين سربلند باشين

  2. ali says:

    قبله عالم به سلامت.
    امروز قصد كرده بوديم بخشي از امور جاريه را سامان بخشيم و تنها نظري كوتاه از دور بر ارض ملكوت اندازيم , آن هم به قدر عافيت و تيمن و تبرك, ولي نشد و همان شد كه مي دانستيم .
    باري , مرقوم فرموده بوديد كه غروب غم را در آن بلاد نظاره فرموده ايد. اميد داريم كه طلوع شادي و طرب هم ملازم و مترتب بر اين غروب ميمون باشد .
    ايام مبارك مستدام باد

|