سلسلهی يادداشتهای ياسر ميردامادی را دربارهی «تعقل قرآنی» که تا به حال شش يادداشت از آن منتشر شده است، لاجرم ديدهايد. بنا به پارهای ملاحظات (که چندان هم درکاش پيچيده و مبهم نيست) روا نيست من چيزی بر نکات ياسر بيفزايم. هر چه ياسر نوشته است بدون شک خواندنی است و اساساً من نحوهی ورود ياسر را به مطلب سخت استوار میبينم، به ويژه که در آن نشانی از جدلگری غوغاطلبانه نيست. اگر به من بگويند آخوند خوب، آخوند تحصيلکرده، آخوند روشنانديش، آخوند مفيد (آخوند بیمصرف هم معلوم است که داريم!) کدام است، همين ياسر را نشان میدهم، ولو در عرف آخوندها ديگر او را آخوند ندانند و اساساً در آن تعريف سنتی و متعارف از آخوند نگنجد.
تا دو سه روز ديگر در سفر هستم. آمدهام لستر، شهری که دو سه ساعتی با لندن فاصله دارد. در ميانهی کنفرانسگونهای، هر از چند گاهی که فرصتی میشود و خلوتی به دست میآيد قلماندازی روان میکنم. تجربه نشان داده است که وقتی میروم سفر، مخصوصاً در سفرهای کاری، بيشتر فرصت میکنم دستی به سر و گوشِ اين خانهی مجازی (که اين روزها متوليان اينترنت در ايران آبادش نمیخواهند!) بکشم. مثل اينکه میخوانندم که بروم. باز بر میگردم تا آخر شب که کمی به کارهایام برسم و کمی هم بلاگم!
مطلب مرتبطی یافت نشد.