۱۴

شرافت و مردانگی به شهادت ظلمه حاصل نمی‌شود؛ به جنم حاصل می‌شود!

میرحسین موسوی در یک ماه اخیر به رساترین صدایی ثابت کرده است که شایسته‌ترین رهبر سیاسی در جمهوری اسلامی است (این هم شاهدش). از متانت و اخلاق‌مداری‌اش در برابر وقاحت و بی‌تقوایی علنی محمود احمدی‌نژاد در مناظره‌ها گرفته تا فتوت و استواری‌اش بر سر حقیقت و حق مردمی که به او رأی داده‌اند، این‌ها کمترین ویژگی‌های برجسته‌ی او در رهبری است؛ این‌هاست که از او رییس جمهوری توان‌مند و خواستنی می‌سازد که می‌تواند آرزوی ملتِ دروغ‌دیده و خرافات‌خورده‌ی ما باشد.

این روزها زیاد می‌شنوم که اگر مدعی هستید در انتخابات تقلبی شده است، دلیل و مدرکی بیاورید. شواهدی که به دست‌کاری وسیعِ آراء دلالت می‌کنند، بی‌شمارند. اثباتِ این تقلب‌ها البته مکانیزم‌هایی لازم دارد که به طور مطلق از دسترس شاکیان خارج است و البته طلب آن زمینه‌ها را کردن هم بدون شک با «تشر» بعضی از مقامات روبرو می‌شود. این یعنی تعلیق به محال کردن. یعنی سنگ‌ها را بستن و سگ‌ها را رها کردن. نتیجه‌ی چنین بازی‌ای، از پیش معلوم است: مغلوب شدن در فوتبال سیاسی مهندسی‌شده! تنها راه خنثی کردن این خدعه، به میدان کشیدن داوری است که سوت‌اش تنها به عدالت دمیده می‌شود نه به اشارت.

هیچ زمانی در تاریخ جمهوری اسلامی، قانون اساسی این کشور به این صراحت به سخره گرفته نشده است. کافی است نگاهی به مواد قانون اساسی که در شرح حقوق مردم آمده است بکنید تا بلاغت این قانون‌شکنی صریح را در یابید. نقض قانون، فقط در جریان رأی‌سازی صورت نگرفت. پیش و پس از آن به نحوی گسترده و باورنکردنی رخ داد. از همه طرفه‌تر آن‌که بعضی از مقامات بدعت تازه‌ای نهادند و آن هم این‌که قانون را گویی شفاهاً دارند از نو تقریر می‌کنند، از جمله این‌که «حق تجمع» مردم را به آسانی مترادف با «اغتشاش» قلمداد می‌‌کنند. بد نیست ملت (بله، همه‌ی ملت از جمله کسانی که به آقای احمدی‌نژاد رأی دادند) سوابق شکل‌گیری اصل ۲۷ قانون اساسی را بخوانند. این اصل از آن‌جا لازم افتاده بود که حکومت پهلوی، هر گونه تجمع مردم را (در اعتراض به سیاست‌های‌اش) غیرقانونی و اغتشاش‌آمیز قلمداد کرده بود. چرا دوباره به آن روزها داریم باز می‌گردیم؟ میرحسین موسوی از این آشکارتر نمی‌توانست نقض صریح قانون را آن هم به دست عالی‌رتبه‌ترین مقامات کشور، گوشزد کند.

اما، سخنِ من این است: میرحسین موسوی، چه ۱۹ میلیون رأی داشته باشد و چه فقط یک رأی (و اگر یک رأی داشته باشد، باید وجود آن یک نفر رأی‌دهنده را طلا گرفت!)، از دیدِ من، رییس جمهور مشروع و حقیقی این ملت است. میرحسین تا این‌جا ثابت کرده است که ذره‌ای از احقاق حقوق ملت و پی‌گیری اجرای قانون عقب ننشسته است. محمود احمدی‌نژاد چه پنج میلیون رأی داشته باشد و چه هفتاد میلیون رأی (!)، نماد دروغ، ریا، قانون‌گریزی و خرافه‌پروری است. هر اندازه که سابقه‌ی میرحسین موسوی در صداقت، مروت و اخلاق بلند و درخشان است، کارنامه‌ی محمود احمدی‌نژاد در اخلاقی بودن و درست‌کاری و راست‌گویی، تیره و تار است. شورای نگهبان هنگام تأیید صلاحیت این آقا، خدا را هم پیش چشم داشته است یا تنها سیاست، قدرت و زور بوده است که خدایی کرده؟

حیرت‌آور نیست که کسانی که بیش از همه از محمد مصدق کینه دارند، امروز در مقایسه او با احمدی‌نژاد حنجره می‌درند و در محکومیت کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد رگ گردن قوی می‌‌کنند؟ و همان کسان، پا جای پای قلدران می‌گذارند! میرحسین موسوی ثابت کرد که در میانه‌ی غوغا و در غبار آشوب‌ها و هیاهوهای زورمداران، نه از میدان به در می‌رود و نه حقیقت را قربانی مصلحت می‌کند. مردمِ ایران اگر هنوز ارزش میرحسین را برای نجات اخلاق و رهایی کشور از دست ظلم، جهل و خرافه درک نکرده‌اند،‌ البته که سزاوار دولت احمدی هستند و لایق محنت‌های محمودیه. اما، این ملت بزرگ‌تر و بالغ‌تر از آن است که به آسانی تسلیم بدعت شود. بدعت یعنی این‌که قانون را صراحتاً بر عکس بخوانی و آشکارا دستوری خلاف آن صادر کنی. بدعت یعنی چیز تازه‌ای آوردن، خارج از آن‌چه که در قانون مقرر است. شخصیت نستوه داشتن، با شعار دادن، و با موش‌مردگی حاصل نمی‌شود. باید ریشه داشت. باید مرد بود. باید جگر داشت. باید جای‌گاه خود را خوب دانست و فهمید که کجا نباید چه چیزی را گفت و کجا باید چه سخنی را بر زبان راند. من این‌ها را تا به امروز به عیان در یکایک گفتار و کردار میرحسین موسوی دیده‌ام. میرحسین موسوی، مرد جوهره، ریشه، اخلاق و مسلمانی است.

میرحسین موسوی، متری است برای رهبری اخلاقی در سیاستِ دروغ‌زده و خدعه‌آلوده‌ی ما که در آن همه چیز بازیچه‌ی قدرت شده است. روزهای آینده، شاید چهره‌ی او را بهتر نشان دهد. با اشتیاق فراوان، تولد الگویی تازه و معنایی جدید از رهبری را در ایران به انتظار نشسته‌ام.

  1. یک دوست گفت:

    اگر می خواهید در این وانفسای اینترنت کسی بتواند نوشته های شما را بخواند باید صفحات را طوری طراحی کنید که به سرعت لود شوند و قسمتهای اصلیتر زودتر دیده شوند! این مشکل در بسیاری از سایتهای خبری هم مثل گویانیوز هست!
    ———————————
    راه ساده‌تر استفاده از گوگل‌ریدر است که مطلقاً این مشکل را ندارد.
    د. م.

  2. علی گفت:

    اول فکر می کردیم احمدی نژاد مشکل ماست، اما بعد فهمیدیم که این مردک فقط عروسک خیمه شب بازی رهبر و هر دو عروسک خیمه شب بازی مجتبی پسر رهبر هستند. خواهش می کنم در این مورد اطلاع رسانی کنید تا مردم بدانند که باید چه چیز را هدف بگیرند و با چه به مخالفت برخیزند.

  3. علي گفت:

    دوست خوبمان آقای دکتر داریوش محمد پور سلام
    نوشته هایتان را معمولا می خوانم و در این چند وقته اخیر و در غوغای انتخابات و مسایل بعد از آن بیشتر.
    واقعیت را بخواهیدبرایم نظراتتان جالب است و هیجان انگیز.اما کاش این نظرات و برخی از وجوه عملی دیگاههایتان را نیز می شد در ایران شاهد بود و در کنار مردمی که همه چیزشان را برای تحقق آنچه شما حق میر حسین می دانید از جان و دل می دهند
    به نظرم بد نیست در این اثنا شاهد حضورتان در ایران و در کنار موج عظیم سبز باشیم تا خدای ناکرده با این شبهه که خارج از گود نشسته اید و می گویید لنگش کن مواجه نشوید.
    خوشحال خواهم شد از اعلام تان برای حضور در ایران و بودنتان در ستاد و یا درکنار همراهان میر حسین موسوی عزیز نیز چیزی بنویسید.
    عدم حذف این کامنت در میان کامنتهایی که بر این یادداشت تان نگاشته خواهد شد را نیز دلیل می دانم بر پایبندی و تقیدتان به دموکراسی ای که یقینا به آن باور دارید و تنها بر زبانتان جاری نیست
    ایام به کام

  4. مهدي تهراني گفت:

    سلام. از شما دیگه بعیده… این اسطوره ای که ازش حرف میزنین تو سوابقش پایبندی به اخلاق رو ثابت کرده. واقعا چرا اینقدر راحت با تمجید کسایی که به وضوح با اغراق تو شخصیت آقای موسوی پشتش پناه گرفتن شما هم فریب خوردین؟ یعنی من که گذشته رو مطالعه کردم و به ایشون رای ندادم اینقدر از یه آدم جو زده عقب ترم که وجود اون رو باید طلا گرفت؟
    —————————–
    دوست عزیز,
    اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. جو زده؟ جو زده کسی است که دفاع از حق را به خاطر مصلحت و ترس جان رها می کند.
    د. م.

  5. سائنا گفت:

    از یک شاهد عینی نقل می کنم که دیروز لااقل یک مورد مرگ درجا بر اثر تیراندازی مستقیم به صورت توسط ساواکیان بسیجی رهبر نزدیکی میدان انقلاب رخ داده است.

  6. بهرامی گفت:

    یادش بخیر
    سی سال پیش که قیام کردیم و انقلاب
    مسجد آتش نزدیم و باعث کشته شدن نمازگزاران نشدیم
    سی سال پیش که انقلاب کردیم همه باهم بودیم
    و رژیم هرچقدر هم که نامرد وستمگر بود
    ما به اموال عمومی و مردم کوچه و خیابان کاری نداشتیم
    انقلاب خودمان را کردیم و بس
    به شما توصیه میکنم که اینچنین زبان به تعریف و تمجید میرحسین باز نکنید
    که اگر عرضه داشت لااقل با لحنی قاطع و محکم اعلام مینمود که عوامل این آشوبها از دسته او نیستند
    نه اینکه با سکوت خود تایید باشد بر هرآنچه امروز در خیابانهای تهران میگذرد
    ما که سی سال پیش در انقلابمان مسجد آتش نزدیم عاقبتمان شد این
    وای به حال موسوی و طرفدارانش و هرکس که زبان به تعریف و تمجید از وی میگشاید
    ————————————-
    وای به حال شما که سخن موسوی را نمی‌شنوید و نمی‌خوانید:
    http://eslah.malakut.ir/2009/06/post_83.html
    از خدا بترسید و زبان به تعریف و تمجید از کسانی که دست‌شان به خون بی‌گناهان آلوده است باز نکنید. بخوانید چیزهایی را که این روزها نوشته و گفته شده است تا ببینید چه کسانی آتش فتنه روشن کرده‌اند و حکم به دریدن، کشتن و سوختن داده‌اند.
    د. م.

  7. بهرامی گفت:

    اندکی انصاف ومروت چیز بدی نیست کجای این بیانیه قاطعانه از مردم میخواهد تا در خانه بمانند تا آشوبگران در لابلای آنها پنهان نشوند و نظامیان بتوانند آنها را بطور کامل قلع و قمع کنند؟
    کاری نداریم که این آشوبگران را دولت به خیابان فرستاده یا رجوی… قدرمسلم این است که آشوبگران را از مردم جدا میدانیم. حال با این فرض کدام گزینه را میرحسین باید انتخاب کند؟ به مردم بگوید که تا آرام شدن اوضاع در خانه بمانند یا از آشوبگران خواهش کند وقتی مردم تظاهرات دارند شما بیرون نیایید؟
    شاید شما هم انتظار دارید که پلیس و نیروی بسیج ایران در مقابل این آشوبگری ها راست راست راه بروند و نگاه کنند؟
    وقتی او دستور به خروج و تظاهرات میدهد پس قاعدتا خودش هم باید تدبیری برای این قصه آشوبگرها بیاندیشد ولی افسوس…
    میرحسین دارد نشان میدهد که قابلیت مدیریت بحران به ندارد

  8. simin گفت:

    تحصن در میدان ۷ تیر
    بنا بر گزارشها و تماسهای مردم با همدیگر امروز اولین تحصن در میدان ۷ تیر – مردم در کف خیابان, شمع به دست می نشینند, تو درسوگ دخترایران ندا، چه میکنی؟!(برای گرامی داشت خاطره شهیدان دیروز و جند روز اخیر ) از ساعت ۴ بعد از ظهر دیدار ما میدان ۷ تیر. همه به سمت ۷ تیر برای تحصن. خبر رسانی کنید.

  9. بهرامی گفت:

    میرحسین با این سکوتش در مقابل آشوبگرها و اینکه یک چاره اساسی برای آچ مز کردن دولت در این زمینه نمی اندیشد
    و بیان نمیکند صراحتا میگوید که منافق است
    وگرنه همانطور که به عقل من کم سواد درسیاست میرسید
    او هم همان روز اول یک چاره اساسی برای آن می اندیشید
    شاید شما ایران نباشید
    ولی میرحسین که بوده
    و در متن این مردم زندگی کرده و اخلاق و مرام همه را خوب میداند
    و دقت کنید که میرحسین هرگز نگفته میخواهد انقلاب جدیدی برپا کند
    او مدام دم از انقلاب اسلامی میزند و اصلاح امور
    بنابراین تدبیرهایش باید فراتر از اینها باشد که عده ای بتوانند
    نهضتش را آلوده به انگ آشوبگری و اخلالگری
    و آتش زدن مسجد و اتوبوس و … کنند
    او که میخواهد رئیس جمهور ایران شود
    اینگونه؟
    کجاست تدبیر و هوش و ذکاوتی که باید یک رئیس جمهور مردمی داشته باشد؟
    در اینصورت این است آن میرحسینی که شما اینچنین در زیر علمش سینه میزنید ؟
    مگر اینکه این بی تدبیری در زمینه آشوبگرها عمدی باشد و معنایش این است
    که اتفاقا نفعی در کار است از این آشوبهای خیابانی
    که در هردو حالت
    من هیچکدام از این تعریف های شما از میرحسین را قبول ندارم
    ——————————-
    اگر قرار بود همه آدم ها همه جا هم عقیده باشند، دنیای جای بی مزه ای می شد. شما هم نظری دارید بالاخره. 🙂

  10. رودابه ایرانی گفت:

    بی زحمت یه سر به وبلاگ مرا افرید انکه دوستم داشت خانم سوسن جعفری بزنید.

  11. آرش گفت:

    نه رهبر، نه شورای نگهبان، نه مجریان انتخابات در ایران بیطرف نبودند و مردم دارند این همه قربانی می دهند.
    ببینید این مسئله ابتدایی برگزاری درست انتخابات، که سال هاست حتی در بسیاری از کشورهای عقب مانده هم حل شده، در کشور ما این چنین به معضلی بزرگ تبدیل شده است.
    حتمی ترین نتیجه این خون های ریخته شده، باید این باشد که این آقایان بگذارند در ایران انتخابات آزاد و سالم برگزار شود. و هر چه هم در مقابل ملت لجبازی بیشتری کنند، گور خود را زودتر می کنند.
    این یعنی چه یه نفر به خودش اجازه بده بگه هر چی من می گم همونه و یه ملت را این چنین تحقیر کنه!

  12. بهار گفت:

    سلام دوست عزیز و ایرانی
    مطالب خوبت حرف دل بود، والدین من هم جز کسانی بودند که انقلاب کردند اما آن زمان با حکومتی روبرو بودند که دم از دین و امام زمان نمی زد، چه کنیم که حالا بزرگانی دست هایشان به خون کودک در رحم آغشته است که خود داییه دار مذهب اند.
    چه خونی به دل امام زمان می کنند با نام او

  13. فاطمه گفت:

    خیلی عالی بود.

|