۲

جلال سرفراز و سنگ و صخره

Print Friendly, PDF & Email

وليعهد درگاه مقيمانِ جديدی را به خاکِ ملکوت کشانده است. يکی که امروز اولين مطلبش را نوشت، جلال سرفراز است با صفحه‌ی «سنگ و صخره». قبله‌ی عالم چندان غرق وادی‌های دگر است که او را تا همين امروز نمی‌شناخته است. باری آنها که او را می‌شناسند، حتماً می‌دانند که کيست. خودِ او هم يادداشت کوتاهی نوشته است و توضيحکی درباره‌ی صفحه‌اش داده است. مايه‌ی مسرت خاطر و خشنودی عميقِ قبله‌ی عالم است که مقامِ ولايتعهدی شأن و منزلتِ ساکنانِ درگاه را منظور نظر داد و اعتنای وافی به وجهه‌ی ارضِ خلدآشيانِ ملکوت دارد. منتظرم تا دانيال را اگر فرصتی بود، لوگوی مناسبی برايش طراحی کنيم. عجالتاً همين.
طغرای مبارک همايونی.
پ.ن. متن موشحِ توضيحات وليعهدِ ارض مقدسه:
«قبله ي عالم به سلامت، شأن نزول صفحه ي سنگ و صخره حضور ملکوتي و پر جلال حضرت دوست، جلال سرفراز در برلين است. هنگامي که جوانکي بوديم در کار خواندن و پرسه در حاشيه، جلال سرفراز شاعر و روزنامه نگار بود، و آبگوشت با زعما مي خورد.
شب هاي شعر انستيتو گوته و ماجراي آن ده شب که بر ما آمد، با همت جلال آمد. جلال به گمان من در جاي خود اينک قرار ندارد، و با به تصور وليعهد بارگاه ملکوتي جلال تا اندازه ي زيادي قرباني شد، و حقش بيش از ايني بود که هست. نقاش خوبي هم هست، و سوابقش در روزنامه ي کيهان يکي دو سال قبل از انقلاب پوشيده نيست. کارها کرده است. و کاش به خودش بيشتر مي رسيد و جلال سرفراز شاعر را تنها نمي گذاشت.
وليعهد همين جا مقدمش را به حلقه ي ملکوت گرامي مي دارد و اميدوار است که جلال خود بگويد که کيست و مي دانم که در اين صفحه يا وبلاگ يا نشريه ي شخصي آزاد، او دستي به سر آن شاعر تنها بکشد.
عمر قبله ي عالم مستدام
جسارت است- مقام ولايتعهدي»

  1. vahid says:

    انگار يه موقعي دنبال شاعر اين غزل بودي: چه شود به چهره زرد من نظري براي خدا كني / كه اگر كني همه درد من به يكي نظاره دوا كني
    مال هاتف اصفهانيه

  2. عباس معروفي says:

    قبله ي عالم به سلامت، شأن نزول صفحه ي سنگ و صخره حضور ملکوتي و پر جلال حضرت دوست، جلال سرفراز در برلين است. هنگامي که جوانکي بوديم در کار خواندن و پرسه در حاشيه، جلال سرفراز شاعر و روزنامه نگار بود، و آبگوشت با زعما مي خورد.
    شب هاي شعر انستيتو گوته و ماجراي آن ده شب که بر ما آمد، با همت جلال آمد. جلال به گمان من در جاي خود اينک قرار ندارد، و با به تصور وليعهد بارگاه ملکوتي جلال تا اندازه ي زيادي قرباني شد، و حقش بيش از ايني بود که هست. نقاش خوبي هم هست، و سوابقش در روزنامه ي کيهان يکي دو سال قبل از انقلاب پوشيده نيست. کارها کرده است. و کاش به خودش بيشتر مي رسيد و جلال سرفراز شاعر را تنها نمي گذاشت.
    وليعهد همين جا مقدمش را به حلقه ي ملکوت گرامي مي دارد و اميدوار است که جلال خود بگويد که کيست و مي دانم که در اين صفحه يا وبلاگ يا نشريه ي شخصي آزاد، او دستي به سر آن شاعر تنها بکشد.
    عمر قبله ي عالم مستدام
    جسارت است- مقام ولايتعهدي

|