۴

مرثیه‌ای برای نوشتن!

هزار اندیشه‌ی تابناک و بی‌تاب در ذهن‌ام جوانه می‌زند و یک به یک پر پر می‌شود. لحظه‌های ناب به شتاب می‌آیند و مانند شهاب از آسمان جان‌ام می‌گذرند. آن‌چه به ذهن و ضمیر می‌آید، مجال جاری شدن بر زبان نمی‌یابد و حتی راه قلم نمی‌داند. جوانه‌های‌ام در این برهوت خشک زیر تیغ آفتاب بی‌دریغ می‌سوزند و پژمرده می‌شوند. هزار حرف دارم برای نوشتن. صدها اشارت. صدها نکته‌ی به خون دل پرورده. فرصتی نیست. زمان مثل باد صر صر از من می‌گریزد و من می‌مانم و حسرت رؤیایی تعبیر ناشده. حرف‌ها، کلمات، عبارات منطوی در اشارات دارند خاکستر می‌شوند و من هیجان‌ام به کسری از ثانیه هم نمی‌رسد! مرا چه می‌شود؟!

  1. mehran گفت:

    سلام. چرا scroller شما سمت چپ است؟ لابد چون فارسی از چپ به راست است…؟ فلسفه سمت راست بودن scroller این است که اکثر مردم راست دستند و ماوس را در گوشه راست تصویر نگاه می دارند. لطف کنید نظری بیافکنید.

  2. محسن گفت:

    برکت زمان این ایام بسیار بسیار کم شده است و نایاب… زمان از برابر دیدگان همه‌گان می‌گذرد بسان برق و نمی‌توان به نحوری مطلوب از آن بهره جست… چه پیشامده‌است برما…

  3. راستش را بگو داریوش جان.
    در هیاهو و غوغای افکار گوناگونی که در مغزم به پا شده بود آن گوشه‌ی دنج ننشسته بودی؟
    آخر هر چه گفته‌ای حکایتی‌ست که این روزها مدام در مغزم تکرار می‌شود.

  4. دست ... گفت:

    سلام آقا، سال نو شما مبارک. سلطان بانو رو زیاد سلام برسونید

|