ايران در بی‌بی‌سی

ساعتی پيش شبکه‌ی سوم بی‌بی‌سی برنامه‌ای را نشان می‌داد با عنوان Fault Lines که جان مک کارتی روايتی از ايران بعد از انقلاب داشت. جالب‌تر از همه اين بود که با افرادی مصاحبه می‌کرد و به خانه‌هايشان می‌رفت که اگر در ايران بود محال بود اينها را تلويزيون لاريجانی نشان بدهند: هادی قابل، سعيد ليلاز، محسن کديور، سعيد رضوی فقيه، ابراهيم يزدی و افرادی از اين دست. از همه جالب‌تر مدير رستوران هانی بود. بعد از قريب به يک سال و نيم دوباره صحنه‌ای از رستوران هانی را در تلويزيون بی‌بی‌سی ديدم. هر وقت که مک‌کارتی به خانه‌ی روحانيون می‌رفت، مثل هادی قابل و محسن کديور حتماً صحنه‌ی نماز خواندشان را هم نشان می‌دهد. در اين ميان فقط يک نفر انگليسی را آزاردهنده صحبت نمی‌کرد و فصاحت در بيان داشت و آن هم ابراهيم يزدی بود. از انگليسی صحبت کردن کديور خنده‌ام می‌گرفت. شما از روحانيون کسی را می‌شناسيد انگليسی را درست صحبت کند؟ نمی‌گويم بدون لهجه، مقصودم درست است. يعنی اينکه ديترمين را ديترماين نگويد مثل کديور!
پ.ن. باز هم که دوستان آقای کديور ناراحت شدند! بابا اين آقا انگليسی را غلط صحبت می‌کند. اين که به معنی طردِ شخصيت او نيست. شما دکتر سروش را در نظر بگيريد. اين آقا انگليسی را به لهجه‌ی فارسی صحبت می‌کند ولی حداقل تلفظ کلمات را درست ادا می‌کند و بيانش بسيار فصيح و اديبانه است. شما خودتان بايد انگليسی صحبت کردنِ کديور را ديشب در تلويزيون بی‌بی‌سی (ببخشيد آی‌تی‌وی1) می‌ديديد تا بفهميد چه می‌گويم. اين چه طرز برخوردی است که تا کوچکترين ايرادی به آقا می‌گيرند به تريج قبای حضرات بر می‌خورد. تازه اين ايراد بديهی و روشنی است که هر کسی متوجه آن می‌شود.


Posted

in

by

Tags: