ياد قديما الآن داشتم آرشيو

ياد قديما
الآن داشتم آرشيو رو نگاه می‌کردم به اين مطلب رسيدم که خيلی وقت پيشا نوشته بودم:
«خيلی خوبه هر پرنده‌ای به اندازه قوت پر و بال خودش بپره و برای سقف پرواز ساير پرنده‌ها هم تعيين تکليف نکنه:
تو رعيت باش چون سلطان نه‌ای / تک مران چون مرد کشتيبان نه‌ای
مرغ پرنارسته چون پران شود / طعمه هر گربه دران شود
در تو نمرودی است آتش در مرو / رفت خواهی اول ابراهيم شو
فکرشو بکنين يه مورچه بخواد راجع به مصلحت و عقلانيت رفتار يه انسان نظر بده! بين آدما هم افرادی با ظرفيت و حوصله مورچه زياد پيدا ميشه. بدبختی از اونجا شروع ميشه که آقا مورچهه با کلی الدرم بلدرم بخواد بگه آقای انسان بپا تو لونه ات آب بارون نياد.»
از خودمان خوشمان آمد!!


Posted

in

by

Tags: