Search
Close this search box.

زبان، فرهنگ و قرآن

سها تاجی فاروقی،‌ محقق فلسطینی‌الأصل ساکن انگلستان که در دانشگاه دارهام تدریس می‌کند،‌ اخیراً کتابی را منتشر کرده است که مجموعه‌ی مقالاتی است با عنوان «اندیشمندان مدرن مسلمان و قرآن».
طرح جلد کتاب خانم فاروقی
یکی از این مقالات درباره‌ی نصر حامد ابوزید به قلم نوید کرمانی است (ظاهراً باید ایرانی باشد) با عنوان «نصر حامد ابوزید و مطالعه‌ی ادبی قرآن» (این فایل پی‌دی‌اف و بسیار حجیم است؛ حدود ۹ مگابایت). بارها خواستم بخش‌هایی از این مقاله را به فارسی برگردانم و در ملکوت بیاورم که در این چند روزه مجال آن فراهم نمی‌شد. اما خارخار این وسوسه با آمدن داریوش آشوری به لندن قوت گرفت. آشوری،‌ که حالا او را «حکیم‌الملکوت» می‌خوانیم، دیشب در کتابخانه‌ی مطالعات ایرانی درباره‌ی «زبان و مدرنیت» سخنرانی داشت. سخنان دیشب او و گفت‌وگوهای صمیمانه‌تر پریشب ما هنگام شام، مرا واداشت تا یادی از نصر حامد ابوزید بکنم هر چند گذرا.

ابوزید از بسیاری جهات در طرح تئوری‌های مدرن (ظاهراً مدرن البته)‌ درباره‌ی قرآن از دکتر سروش بسیار جلوتر است، اگر چه سروش در ایران نخستین کسی بود که مقوله‌ی سیالیت تفسیر را طرح کرد. با این حال هزینه‌ای که ابوزید برای طرح مقوله‌ی قداست‌زدایی از تفسیر قرآن و پیش کشیدن بشریت رسول خدا پرداخت بسی بیشتر از هزینه‌ای بود که سروش در حکومت اسلامی پرداخت. بگذریم. گمان می‌کنم بهترین کار این است که همین مقاله از کتاب بالا را بخوانید و البته توصیه می‌کنم خود کتاب را حتماً‌ بخوانید. به اعتقاد من در روزگار ما، اعتنا به جایگاه ادبی قرآن و وزن و منزلت فرهنگی آن رو به افول است. گروهی چنان دین و فرهنگ را به سیاست گره زده‌اند که به خاطر ناکامی یا دژخویی یک نظام سیاسی هر چه فرهنگ و معرفت دیده‌اند قربانی بغض یا ستیز خود با آن نظام سیاسی کرده‌اند. به اعتقاد من قرآن هنوز هم یکی از برجسته‌ترین شاهکارهای ادبی و فرهنگی برای اعراب است. اعراب بدون قرآن هیچ نیستند. قرآن است که زبان عربی را از زمین به آسمان برد.

پ.ن. مسیحا درباره‌ی دو جمله‌ی آخر نوشته است: «این عبارت از پشتوانه تاریخی بهره چندانی ندارد. قرآن محصول یک فرهنگ و زبان است». این دو جمله که به سهو و شتاب نوشته‌ام تنها برداشت من از یکی از بندهای مقاله‌ی فوق است و بس [فکر می‌کنم بهتر باشد همان مقاله را به دقت بخوانید تا جملات مشوش مرا!]. با این حال مغشوش بودن دو جمله‌ی آخر صدمه‌ای به کل مدعای من نمی‌زند. هنوز هم باور دارم که قرآن یکی از استوانه‌های متین و استوار فرهنگ و ادبیات عرب است.

بایگانی