من يکی دچار قبض وبلاگی شدهام درست بر عکس صاحب سيبستان که «بسط» وبلاگی گرفته است! ديشب رسيدهام مشهد و تا دير وقت بيدار بودم. الان هم تازه دارم میروم بيرون با شماری از احباب. به هر حال هنوز شهر را درست و حسابی نديدهام که چيزی بنويسم دربارهاش. ديدم اين روزها صاحب سيبستان شديداً مشغول چيدن سيبهای نوروزی در حجرهاش هست و هنوز هم در اقتدا به آداب «نيمفاصله» و بسی آداب ديگر اهمال میکند. من اگر قرار باشد صاحب سيبستان را در وبلاگاش توصيف کنم میگويم آدمی بسيار خردانديش (در حد اعصاب خرد کن!) که هميشه اهل نازککاری است اما هيچ وقت به خودش زحمت نمیدهد لااقل همين تریلیاوت را از صفحهی اصلی ملکوت روی کامپيوترش بياورد و ما را و خودش را و عالمی را برهاند از بند ملامت!
اين بود يادداشت قبض شدهی وبلاگی ما دربارهی يک سيبستان جن زده!
مطلب مرتبطی یافت نشد.