تازه رسيدهايم تهران و هنوز خستگی سفر دراز در تن مانده است. پيش از همه، سال تازه بر اهالی وبلاگستان و ساکنان دلستان (!) فرخنده و خجسته بادا و سرشار از نور و رحمت و صلح و عدالت. باشد که سال تازه سال زوال ظلم و دروغ و ريا باشد و سرآغاز آرامش و آسايش برای هر که ايرانی است.
سخن دراز نمیکنم، اما در باب يادداشت پيشين توضيحکی واجب افتاده است که پرهيز از آن شرمساری دارد. آن نوشته، چنان که گفته بودم شيطنتآميز بود در نتيجه اگر باعث رنجش پارهای از دوستان (مخصوصاً بانوان مکرم) شده است، عذرخواهم. تدارک آن نوشتهی مبهم و راهزن را، يادداشتهايی خواهم نوشت که جبران مافات کند و نکاتی خالی از مناقشه و دقيق را به تفاريق در اين باب خواهم افزود. پس بار ديگر آرزو میکنم که سال تازه برای بانوان نيز، سالی باشد که در آن شاهد استيفای بيشتر حقوق زنان باشيم و نابرابریهای تاريخی بيشتر مرتفع شود باشد که راه دراز برابری را اندکی بيشتر پيموده باشيم.
سخن برای نوشتن زياد است اما يا مجالاش نيست يا حس و حالاش، پس باشد تا لحظهی شکار فرصتها. نوروز مبارک!
مطلب مرتبطی یافت نشد.