Search
Close this search box.

منطق متضاد بیماران روانی!

یکی از نشانه‌های سلامت یک متن، برخورداری از منطقی منسجم، یکپارچه و خالی از تناقض است. وقتی متنی را می‌خوانی که ده‌ها منطق متفاوت و متضاد در آن جولان می‌دهند، از همان ابتدا باید فاتحه‌ی آن متن را خواند. فرض کنید کسی بخواهد ثابت کند زمین گرد است (یا حتی بهتر از آن، «زمین مسطح است»). هدف ظاهراً مشخص است و روش هم باید در خدمت همین هدف باشد. ولی اگر کسی برای ثابت کردن کرویت زمین، بخواهد تلاش کند سیاه بودن ماست و چهار ضلعی بودن مثلث و مدور بودن مستطیل را نشان بدهد، مشخص است که «مشاعرش را از دست داده است». چنین نوشته‌ای چیزی نیست جز هذیانی تمام عیار. این‌جاست که اگر یکی از عقلا در پی نقد و جرح این نوشته‌ی بی منطق در آمد، باید دید و سنجید که به کجای آن متن انتقاد و اعتراض دارند. کشفِ منطق یک متن، متعلقِ آن و هدفِ آن اساسی‌ترین گام برای مقابله با تضادهای منطقی و تعدد و تکثر منطق‌های متخالف در آن است. اگر کسی را گوشه‌ی خیابان ببینید با موی آشفته و حال پریشان که به شیوه‌‌ی بالا در پی اثبات کرویت زمین (یا حتی اثبات مسطح بودن آن) باشد و تک‌مضراب‌های سیاه بودن ماست و چهارضلعی بودن مثلث هم وسط حرف‌های‌اش بشنوید، لابد یا از خنده روده‌بر می‌شوید یا شدیداً دل‌تان به حال آن بی‌نوای بخت‌برگشته می‌سوزد. ولی وقتی ببینید طرف احتمالاً زور دارد و قدرت دارد و می‌تواند کسی را که قایل به سفید بودن ماست و سه ضلعی بودن مثلث است، از هستی ساقط کند، لابد هراس برتان می‌دارد! لابد از روز بعدش تمام استادان ریاضی دانشگاه‌ها دست به عصا راه می‌روند و مثلاً دیگر هندسه درس نمی‌دهند! و هزار اگر و اما و فرضیه‌ی مختلف دیگر. تازه این سناریو و این تمثیل یکی از ده‌ها سناریو و تمثیل ممکن است. قضیه گاهی اوقات خیلی پیچیده‌تر از این‌هاست. علی‌الظاهر هیچ کار دیگری نمی‌شود کرد جز دعا، که «ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم». شاید این دعا اثری در حال آن دیوانه کرد که یا هوشیاری‌اش را به او بازگرداند یا شرش را از سر عابرانِ جاده‌ی عالم کم کند:

خدایا ریشه‌ی جهل و نکبت و تعصب را در سرزمین ما حتی الامکان و تا جایی که باعث بر هم زدن نظم آفرینش‌ات نشود، بسوزان! خدایا تمام کلاف‌های سردرگم را باز کن و تمام مغزهای آشفته را روشنی عنایت بفرما! خدایا شفای عاجل به تمام بیماران روانی مسلمانان و غیر مسلمانان عنایت بفرما!

پ. ن. از دوستان روان‌شناس و روان‌کاو، کسی نام علمی این بیماری را می‌داند؟ (همین بیماری فوق‌الذکر که سر و ته سخنان یک نفر با هم جور در نمی‌آید و لاطائلات نامربوط را سر هم می‌کند).

بایگانی