اما در کنارِ اينها شهرستانی اثری دارد که سرشتی متفاوت با ساير آثار شناخته شدهی او دارد. شهرستانی تفسير قرآنی دارد به نام «مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار» که چندين سال پيش نسخهی عکسی آن در ايران منتشر شد و تا جايی که من خبر دارم تصحيح و ترجمهای انگليسی از آن به زودی در انگليس منتشر خواهد شد. اين تفسير شهرستانی، خصلت شيعی برجستهای دارد و به طور خاص گرايشهای آشکارِ اسماعيلی در آن به چشم میخورد. بنا به روايتی که خواجهی طوسی در رسالهی «سير و سلوک» آورده است (چاپ جديد از دکتر سيد جلال بدخشانی)، شهرستانی معلمِ دايیِ طوسی بوده است و طوسی در آن رساله، شهرستانی را «داعی الدعاة» میخواند. جز اين، شهرستانی در ملل و نحلِ خود، رسالهی چهار فصل حسن صباح را نقل میکند که نشان از ارتباط بسيار نزديکِ او با دستگاه دعوت باطنيان الموت دارد (و جای تعجب نيست که طوسی او را داعی خوانده است). شهرستانی، سخنرانیای در خوارزم داشته است که به زبان فارسی است و در انتهای ترجمهی فارسی ملل و نحلاش توسط دکتر جلالی نايينی منتشر شده است. در اين سخنرانی، از واژگان و اصطلاحاتی استفاده شده است که در تفسیر قرآناش نيز به چشم میخورد و روحيهی تأويلگرای اسماعيلی عصر الموت در آن مشهود است. جدای از اينها، اين سخنرانی ارزش ادبی خاصی هم دارد. سخنرانی شهرستانی نثری دارد بسیار شيوا و شاعرانه که در آن به وفور از آيات قرآنی و احاديث استفاده شده است. گزاف نیست اگر بگوييم اين سخنرانی شهرستانی، در کنار تفسير قرآناش میتواند در زمرهی ادبيات اسماعيليان دورهی الموت به شمار آيد. نسخهی پیدیاف اين سخنرانی را برای منفعت عامهی اهل تحقيق (علیالخصوص آنها که دسترسی به کتابخانههای لازم را ندارند) اينجا میگذارم: متن مجلس مکتوب شهرستانی منعقد در خوارزم.
پ. ن. میبينيد که باز از عالم شين نامهها فاصله گرفتم!
پ. ن. ۲. گرايشهای دينی شهرستانی و رفتار پر تناقض او در چنان عصری اصلاً عجيب نبوده، علیالخصوص که شيعيان و به خصوص باطنيان اسماعيلی مرتب تحت تعقيب بودهاند و از همه مهمتر رسمِ تقيه، مهمترين استراتژی ادامهی حياتِ عموم شيعيان بوده است.
مطلب مرتبطی یافت نشد.