در نتيجه من انتشار اين کتاب با اين شکل از ترجمه را، بر خلاف آنچه شايد از يادداشتهای قبلیام استنباط میشود، خطری برای جامعهی ايران نمیدانم. کتاب کارِ خودش را میکند و جامعه هم راه خودش را میرود. آقای مدرسی هم ان شاء الله دچار پيامدهای کينهجويی و حسادت و نفرت هموطنانی که سنگ دين را به سينه میزنند نخواهد شد. نمونههايی را که ايشان در مقدمهی فارسی که در مطلب قبل نقل کرده بود بخوانيد (نمونهی طهارت اهل کتاب و بسياری مسايل از اين دست). در این روايتها، رنج نويسنده از گزندهايی که به او رسيده يا ممکن بوده برسد کاملاً مشهود است. فرض کنيد خود نويسنده میخواست کتاباش را به فارسی بنويسد (يا اصلاً همين را میخواست خودش به فارسی ترجمه کند)، به نظر شما چه بايد میکرد که کتاب منتشر میشد و مضمون اصلی کتاب هم لوث نمیشد؟ به نظر من چيزی شبيه به همين کتابی در میآمد که اکنون به فارسی در دسترس است.
نمونهی ديگری از اين دست کتابها، ترجمهی فارسی «جانشينی محمد» مادلونگ است (که پيشتر يکی دو بار دربارهاش نوشتهام). شنيدهام که کتاب را در ايران جمع کردهاند. گويا مدعی بودهاند که برای اهل سنت حساسيتآفرين شده است (انگار واقعاً به حساسيتهای اهل سنت توجهی جدی میشده است!). واقعيت اين است که کتاب مادلونگ اگرچه رويکردی کاملاً تاريخی و آکادميک دارد، موضع شيعيان را بيشتر تقويت میکند. ولی علی را زمينیتر میکند و آن وجههی دور از دسترس بودن و آسمانی بودن را کمرنگ میکند (هر چند نگاهی مثبت به علی دارد). همين زدودن غبار اسطوره و قداست از گردِ علی برای آن فضا مشکلآفرين بوده است. (کسی میداند آيا که کتاب «عبای پيامبر» روی متحده در ايران به فارسی در آمده است يا نه؟). به نظر من اگر امکاناش وجود داشت که ترجمهای وفادار به متن انگليسی از کتاب مدرسی ارایه کرد و آن را منتشر کرد، کار خوبی میشد و مخاطب خاص خودش را هم پيدا میکرد ولی عجالتاً همين که هست، کتابی است بسيار خواندنی و درسآموز. گاهی اوقات قضاوت دربارهی بعضی از نکات مطرح شده در کتاب، حتی از پس پردههای ستبر الفاظ عاطفی و ايدئولوژيک، بر عهدهی خوانندهی تيزبين میافتد.
مطلب مرتبطی یافت نشد.