۴

از شهيدسازی تا شهيد-دزدی

هنوز غبار توفانی که سبزها دیروز به پا کردند فروننشسته است که رسانه‌های فتنه‌ی محمودیه واکنش‌شان را شروع کرده‌اند. خبر کوتاه است: صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر، کرد زبان و اهل پاوه، دیروز شهید شده است و فارس‌نیوز می‌نویسد: «عوامل فتنه‌گر و گروهك مزدور و تروريستي منافقين روز گذشته (دوشنبه) با برپايي تجمعات غيرقانوني و راه‌اندازي اغتشاشات خياباني در برخي معابر تهران به ‌سوي رهگذران آتش گشودند كه در جريان اين تيراندازي يكي از دانشجويان دانشگاه هنر تهران به شهادت رسيد».

خوب است به چندنکته‌ی مهم توجه داشته باشیم:
۱. به نظر عجیب می‌رسد که هنوز هیچ تحقیقی صورت نگرفته است و متهم و مجرمی یافت نشده ولی فارس‌نيوز پيشاپیش هم برای شهيد شناسنامه درست کرده است («بسيجی»، «حافظ قرآن» و الخ) و هم قاتل/قاتلان‌اش را به انگشت نشان می‌دهد و از هم‌اکنون به سمت برپايی تشيیع‌جنازه برای شهيد رفته است. پرونده‌‌ای که مراحل قانونی و حقوقی‌اش طی نشده چرا باید تبدیل به ابزاری سياسی شود؟
۲. خبرسازی فارس ماجرا را جوری نمايش می‌دهد که انگار سبزها با «منافقین و سلطنت‌طلب‌ها» همدست‌اند و هیچ «بسيجی» سبزی هم یافت نمی‌شود که ميانه‌ای با «قرآن» داشته باشد. سناریو کاملاً روشن است و بوی تکفیر و تفسيق از هزار فرسنگی آن به مشام می‌رسد (سناريوی شکايت ولی دم مقتول از «سران فتنه» سناريویی تکراری نيست؟ شعار «اعدام بايد گردد» نمایندگان اکثريت مجلس به این ماجرا ارتباطی ندارد؟)
۳. روز ۲۳ بهمن، روزنامه‌ی جوان می‌نویسد: « به تازگی وپس از اعلام فراخوان موسوی و کروبی در مورد ۲۵بهمن جلسه ی هماهنگی بین گروهکهای ضد انقلاب،ازجمله حزب منحله دمکرات، کومله، پژاک و نفاق برگزارشده است. دراین جلسه گروهک های ضد انقلاب از سران منافقین  خواسته اند تا یک نوع مواد منفجره که به اندازه بسیار کوچک باشد، تهیه و دراختیار عناصر ضد انقلاب قراردهند؛ تا برای اهداف خرابکارانه در روز ۲۵بهمن مورد استفاده قرار دهند.  بنابراین گزارش شنیده شده که با توجه به روابط خوب میرحسین موسوی با سران گروهک کومله و ارتباطی که وی ا زمدتها پیش با آنها گرفته بود این گروهک تروریستی در آستانه ۲۶بهمن سالروز تاسیس  خود هسته های مخفی خود جهت انجام فعالیت های تبلیغی و خرابکاری وارد کشور کرده تا در روز ۲۵بهمن که قرار است موسوی و حامیانش به خیابان بیایند نقشه شوم خود را در مورد حرکت احتمالا انتخاری عملی کنند. لازم به ذکر است  سران این گروهک در اظهاراتی مدعی شدند قصد دارند برخی از مزدوران خود را به منظور انجام اقدامات ایذایی و خرابکارانه وارد کشور نمایند». کجای اين سناریو مشکوک نيست؟ اين پيش‌بینی‌های خود-تحقق‌باش چرا همیشه در نظام جمهوری اسلامی تکرار می‌شود و هميشه عناصری خودسر آخر کار مسؤول جنايات قلمداد می‌شوند؟
۴. مجموع دلالت‌های قصه حکايت از مداخله‌ی دستگاه‌های امنيتی برای منحرف کردن اذهان مردم از برخورد خشونت‌آمیز و غیرقانونی حکومت با راهپيمايی مشروع و به حق سبزها بر اساس قانون اساسی دارد.
۵. اين همه شتاب در نسبت دادن قتل به يک گروه خاص مشکوک است و اگر ادعای روزنامه‌ی جوان درست می‌بود چرا اين‌ها پيش‌دستی نکردند که گروه‌های خشونت‌طلب تروريست را دستگير کنند؟

۶. فراموش نکنيم که هنوز پرونده‌ی قتل شهيد سيد علی حبیبی موسوی (خواهر زاده‌ی ميرحسين) باز است و همین طایفه قتل او را می‌خواستند به پای ميرحسين بنويسند. دست و دامان این تبلیغ‌گران فتنه البته که سخت آلوده است ولی هم‌چنان باید درنگ کرد تا ابعاد دقیق ماجرا روشن شود.

نتیجه‌ی روشن ماجرا این است که صانع ژاله که ديروز شهید شده است، قاتلی دارد اما رسانه‌های دولت کودتا چنان گرد و خاکی به پا کرده‌اند که هیچ معلوم نيست قاتل کدام‌طرفی است دقیقاً‌ و مقتول کی‌ست؟ این احتمال جدی وجود دارد که شهيد دیروز از سبزها بوده باشد و مطابق معمول دستگاه کودتا وارد فاز مصادره‌ی شهید شده باشد. هر چه هست، جنبش سبز، موضعی از پيش‌تعيین‌شده و روشن در قبال خشونت دارد. سبزها بايد نسبت به اين دام‌ها هوشيار و حساس باشند. اما هم‌چنان جای این پرسش باقی است که چرا اين همه شتاب در متهم کردن معترضانی که دیروز راهپيمایی کردند؟
هنوز از خاطر نبرده‌ایم که پس از شهادت ندا آقا سلطان، دولت فتنه، سناريو پشت سناریو ساخت و يکی پس از دیگری نقش برآب شد و هنوز هم که هنوز است از این‌که انگشت اتهام به سوی آن‌ها دراز است خشمگين‌اند. شهیدسازی و شهید-دزدی و مصادره کردن قربانيانی که به تیغ خودشان کشته می‌شوند، خصلت ثابت اين رسانه‌هاست. جای این پرسش بزرگ باقی است که چرا این همه شتاب؟ چرا آن زمينه‌سازی سایت جوان؟ چرا نقشه‌ای که سايت جوان داده است تبدیل به سناریوی شهيد صانع ژاله شده است؟
این واکنش‌های عصبی، شتاب‌زده و وقیحانه، يک نکته را بيشتر برجسته می‌کند: حضور پررنگ و شاداب سبزها، فضای ذهنی دوستان اقتدارگرا را سخت به هم ريخته است. این طایفه مدت‌هاست که اخلاق و تقوا را رها کرده‌اند اما بازی تازه‌شان فقط نشانه‌ی بی‌تقوایی نیست بلکه نشانه‌ی دستپاچگی و آشفتگی آن‌ها در برابر زندگی، امید و ايمان مردمی است که ديروز ثابت کردند هنوز پيش وجدان، ايمان و خردشان سرفرازند. آيا دستگاه کودتا شهدای ما را پس خواهد داد؟

پ. ن. يادداشت هم‌دانشگاهی صانع ژاله را بخوانيد (او دانشجو بود): «یک چیز فراموش نشود.صانع ژاله برخلاف دروغ هایی که در آگهی ترحیمش نوشته اند نه حافظ قرآن بود و نه بسیجی.حداقل تا جایی که ما هم دانشگاهیانش می شناختیم.دانشجوی نمایش بود،یک هنرمند جوان.به دست منافقین هم کشته نشد.خدایا ما می دانیم تو هستی.این بی وجدان های کریه المنظر نمی دانند.التماس داریم.خودت را نه به ما،که به این ها نشان بده.این جانوران را بنشان سر جایشان…». واقعاً بدون شرح است!

  1. دوست قدیمی says:

    حرکت مردم در این روز قوای فکری حاکمیت را به طرز فجیعی تحلیل داده است. گزارشهای بی مضمون و بی محتوا، فیلمهای مونتاژی و آرشیوی، مصاحبه‌های ساختگی و بسیاری دیگر برنامه‌ها که مشخص بود شتاب زده ساخته شده گویای این مطلب است.
    چنین به نظر میرسد به مثابه سال گذشته و حرکت ۹ دی بعد از عاشورا، این بار هم باید بساطی شبیه آن ۹ دی را پهن کنند.
    فقط امیدوارم که آنقدر عقل از کف نداده باشند که بخواهند در بساط این بار خود به میرحسین یا شیخ کروبی تعرضی بکنند.

  2. هوالحق
    سلام
    یالثارات الحسین
    مدارکش هم رو شد، شما چه قدر دنده پهن هستید. هرچه دروغ هایتان یکی یکی رو می شود باز از رو نمی روید.
    دیگر باید موسوی و سایرین را اعدام کرد چون دستششان به خون آلوده است. کاسه صبرمان لبریز شد. سبزها باید بدانند که دیگر حاشیه امن ریا و دروغ وجود ندارد.
    یاحق
    ——————
    آقا شما چقدر دنده پهن هستید که به نام حق آغاز می‌کنيد و به نام حق ختم ولی میان‌اش سطر به سطر ظلمت باطل می‌گنجانيد! بارک‌الله!
    د. م.

  3. هادي says:

    آن‌که خاری می‌نهد بر دستِ کـَس/خوار گرداند خودش را پیش و پس/بین خوار و خار٬ یک واو است و بس/تا سرای دیگر ما: یک نـَفـَس

  4. علی says:

    سلام آقا داریوش . ظاهرا داران زمینه سازی برای سرکوب کردن میر حسین میکنن . باید هوشیار بود و کاری کرد. خیلی من احساس نگرانی میکنم.دقیقن نمیدونم چیکار میشه کرد، اما باید به هوش باشیم.

|