۶

حکومت نظامی و تظاهرات: مورد مصر و ایران

مصری‌ها چند روز است قوانین حکومت نظامی را رسماً زیر پا گذاشته‌اند و کمترین اعتنایی به مقررات حکومت نظامی نکرده‌اند. علاوه بر این مصری‌ها از همان ابتدای مقاومت‌شان در خیابان‌ها بوده‌اند و از حق اعتراض و تظاهرات مدنی‌شان استفاده کرده‌اند. دولت مصر هم هرگز به این‌ها نگفته است که شما برای تظاهرات‌تان نیازی به «مجوز» دارید.

اما ایران چه؟ نخست این‌که در ماجراهای انتخابات هرگز در ایران رسماً اعلام «حکومت نظامی» نشد ولی در عمل چیزی که رخ داد به مراتب هول‌ناک‌تر از هر حکومت نظامی بود: سیطره و غلبه‌ی نیروهای امنیتی و نظامی و دستگیری‌ها، اعتراف‌گیری‌ها، دادگاه به پا کردن‌ها و شکنجه‌های هول‌ناک بخشی جدایی‌ناپذیر از واکنش حکومت بود. در قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی دو مورد مشخص وجود دارد که نتیجه‌ی مستقیم انقلاب اسلامی ایران است: ۱. حکومت نظامی؛ ۲. تظاهرات و راهپیمایی‌ها. بعد از انقلاب، در قانون اساسی درباره‌ی این دو مورد بحث فراوان صورت گرفت و نتیجه‌ی عملی‌اش این شد که اعلام حکومت نظامی و قوانین منع تردد غیر قانونی است. و هم‌چنین اصل ۲۷ قانون اساسی به صراحت از حق برگزاری هر راهپیمایی و تظاهرات صلح‌آمیز به شرط این‌که مسلحانه نباشد و مخل مبانی اسلام نباشد، سخن می‌گوید. به عبارت دیگر، هر تظاهراتی که این شرط‌ها را داشته باشد، نیاز به هیچ مجوزی ندارد. طبعاً قبل از انجام هیچ راهپیمایی‌ای کسی نمی‌تواند بفهمد آن راهپیمایی واجد این شرایط هست یا نه. هر چه هست، نفس ماجرای «صدور مجوز» در وزارت کشور، ابزاری است سیاسی: موافقان حکومت آزادانه هر وقت بخواهند می‌‌توانند هر تجمعی داشته باشند (ولو در آن سلاح حمل کنند) و منتقدان یا مخالفان ولو تمام آداب قانونی را رعایت کنند از برگزاری هرگونه تظاهرات و راهپیمایی محروم‌اند (حتی اگر مثلاً در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور پیدا کنند!).

در نتیجه، این مشاهده یک نکته‌ی ساده را نشان می‌دهد: نوع حکومت اتوکراتیک و مستبدانه‌ی مبارک با نوع استبداد دینی حاکم بر ایران تفاوت دارد. در یکی مردم هم قوانین حکومت نظامی را زیر پا می‌‌گذارند و هم تظاهرات می‌کنند (ولو برخورد میان آن‌ها و حکومت در سطحی محدود رخ می‌دهد) و در دیگری مردم با وجود این‌که حکومت نظامی غیرقانونی است و تظاهرات قانوناً آزاد است با شرایطی مواجه می‌شوند بسی هول‌ناک‌تر از آن‌چه مصریان می‌بینند. واقعیت ماجرا این است: مردم مصر به صراحت سخن از سرنگونی مبارک می‌گویند (یعنی با منطق حکومت ایران کسانی که به معنی دقیق کلمه «اغتشاش» کرده‌اند همین مصری‌ها هستند ولو ملت آزادی‌خواه طبعاً‌ نام این اغتشاش را «قیام» می‌گذارند) و هم‌چنان ایستاده‌اند اما مردم سبز ایران تنها دنبال رأی‌شان بودند ولی پاسخ سکوت‌شان گلوله بود (هر چند از بام تا شام سخن از «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» بگویند). بقیه‌ی ماجرا شبیه به هم است. فرافکنی‌های قدرت مسلط کمابیش شبیه به هم است. البته تفاوت بزرگ مصر با ایران این است که مصر نه قاضی مرتضوی دارد، نه طائب و نه نقدی. مصر کهریزک ندارد. مصر تنها زندانی دارد اما ایران قربانی شکنجه و تجاوز دارد. باید البته هنوز صبر کرد ولی داستان مصر به هر حال با داستان ایران خیلی فرق دارد.
  1. havatechnic گفت:

    ما به برادران عرب نشان دادیم چه جوری شروع کنان و آنها به ما نشان دادن چه طوری تمام کنیم.
    مصر هم سپاه دارد، نیروی انتظامی دارد، لباس شخصی و گرده ویژه و سازمان امنیت دارد
    فقط باید در خیابانها من و با مزدوران جنگید، آتش زد و و وزیت را برای چند روز مثل روزه عاشورا کرد.
    این رژیم از رژیم مبارک خیلی ظایف تر است و تمام کشورهای غربی و حتا اسرائل ازش پستیبانی میکنند.
    سپاه هم به مردم خواهد پیوست
    در ضمن حتا چین هم ترسیده ایران که دیگر عددی نیست
    به این میگویند people power و وقتی که مردم آنرا احساس کردن پیروزند .
    در ضمن تمامه دیکتاتور ها وحشی هستند همین آقای مبارک با لباس شخصی ها مصر را اداره میکرد و تجاوز و اعدام هم میکرد یک نیروی نظامی مثل سپاه هم دارد و ۱۲۰۰۰ زندانو سیاسی دارد ،،،،،،،
    آقای موسوی هم باید یواش یواش تکلیف خودش را معین کند

  2. ahmad گفت:

    البته حکومت مصر بسیار شبیه ایران اداره میشود. در زندانهایش برای سالهای بسیاری به زندانیان تجاوز میکردند و اگر مقاومت میکردند در جلوی چشم زندانی به زن و دخترش تجاوز میکردند تا به حرف بیاد..
    —————–
    خوب این هنوز پاسخ تمام بی‌آبرویی‌هایی یکی دو سال اخیر را نمی‌دهد. به سال‌های قبل‌اش هم فعلاً هیچ کاری نداریم.
    د.م.

  3. بهروز م. گفت:

    حتی با فرض قبول تقلب سازمان یافته در انتخابات ۸۸، احمدی نژاد لااقل برابر موسوی رای داشته است، این را از مشاهدات میدانی می توان گواهی داد. حال گزینه های دیگری مبنی بر اینکه شاید رای او واقعا بالاتر از موسوی بوده و یا اینکه در صورت برابری و یا پایینتر بودن هم شانس برد انتخابات در مرحله دوم را داشته ، نباید از قلم بیفتد. لذا هواداران کسی که بر اساس انتخابات بدون تقلب هم احتمالا پیروز میدان نمی بود، چگونه می توانند به ادعای بازپس گیری رای خود خیابانها را تسخیر کنند و الخ… در دوره اعتراضات کدام کلانشهر دیگر کشور شاهد شکل گیری اعتراضات گسترده بود؟ شهرهای میانی و کوچک پیش کش.. آرزوهای خود را به عنوان واقعیت و حقیقت عرضه نکنیم
    ————————–
    واقعیت و حقیقت بیش از هر چیزی در مواردی متجلی است که سنجش‌اش خیلی آسان است و نیاز به گذشتن از هفت‌خوان رستم ندارد: ۱. مناظره‌های پیش از انتخابات؛ ۲. حیف و میل‌های مالی گسترده و تطمیع مردم و دفاع عضو شورای نگهبان از احمدی‌نژاد؛ ۳. حمله به ستادها و اختلال در موبایل‌ها و اینترنت؛ ۴. ماجراهای بعد از انتخابات و کشتارها – فیلم مسجد لولاگر را ببینید – و کهریزک و اوین؛ ۵. اعتراف‌گیری‌ها و دادگاه‌ها. و همین‌جور بشمارید چیزهایی را که دیگر از شماره خارج شده‌اند. آرزوهای ما دقیقاً این است که همین‌ها هرگز نمی‌بود، رخ نمی‌داد، زمینه‌ی بروزش فراهم نمی‌شد و وقتی رخ داد عالی‌ترین مقامات نظام در دفاع از این همه تباهی و رذالت و قانون‌شکنی و تحقیر ایران و اخلاق سینه‌سپر نمی‌کردند. حتی اگر به جای ۶۳ درصد، دویست درصد به احمدی‌نژاد رأی می‌دادند، هر کدام از این موارد برای به باد دادن تمام این مشروعیت کافی بود. پس یک بار دیگر شما به آرزوهای خودتان فکر کنید!
    د.م.

  4. ali گفت:

    چه درسها ای باید از انقلاب مردم مصر برای جنبش سبز بگیریم.
    ما به عرب ها نشان دادیم چطوری شرو کنن آنها به ما یاد دادن چطور باید تمام کرد.
    – مصر با ۸۰۰۰ نفر شروع کرد.
    -مقاومت در خیابانها باید تا شکست نیروی انتظامی ، بسیج ، و سپاه ادامه پیدا کند.
    -مقاومت باید بدونه توقف باشد تا مزدوران هرچه فرسوده تر شوند.
    – اول باید بسیج و نیروی انتظامی شکست بخورند.
    -باید در خیابان ها ماند حتا اگر حکومته نظامی ایلام شود.
    .احتیاجی نیست که تمام تهران در یک نقطه باشند در محله ها باید مقاومت شود و به مقر های مزدوران حمله شود تا نتوانند نیروی اضافه به مناطق دیگر بفرستند.
    – هسته اصلی باید در یک میدان باشد از آنجائی که مردم باید در تمام شهر مقاومت کنن ،هستیه اصلی به نفراته زیادی احتیاج ندارد و یک میدان کوچک تر بسیار مناسب است.
    -شهید برای ازادیمان خواهیم داد والی اینبار بسیاری از مزدوران هم به درک وصل خواهند شد. این خیلی مهم است چون میدانند کشته خواهند شد اگر گیر بیفتند و این در آنها وحشت ایجاد خواهد کرد.
    – با تضاهراته محلی کلانتری های محله را باید زمینگیر کرد و محله ها باید از کنترل آنها در اید .
    -آتش سوزی ، و حمله به بانکها و مواسات دولتی باید انجام شود تا کشور حالته بحرانی پیدا کند ” ناراحت نباشید بعدها جبران میشود.”
    – ارتش با مردم است اگر قبول کنیم که ۶۰% سپاه هم به خاتمی ترسو رای داده اند پس بدنه سپاه هم مثل ارتش است.
    – منتظر رهبر نباشیم هر کس یک رهبر است و رهبران هم خواهند آمد نگران نباشد.
    – نماز در خیابان ها فراموش نشود.
    -به قدرت مردم یا ” people Power ” ایمان داشته باشیم و در خیابانها بمانیم تا کشور خود را آزاد کنیم و تا آزاد نکردیم به خانه هایمان بر نگردیم.
    – فیلم فراموش نشود ، حتمن اینترنت، موبیل، و حتا برق قط خواهد شد مایوس نشوید فقط در خیابان ها بمانید تا پیروز شویم ، آتش روشن کنید،تخمه بشکنید ..،،،،،،،،،،،،،،،،،و شب را صبح کنید.
    – لطفآ اگر چیزی به ذهنتان میرسد اضافه کنید.
    – در نوشتیه بعدی ایمیلی ایلام خواهد شد که شما با ان فقط با یک ایمیل تقلبی مکاتبه کنید.
    به امید آزادی ایران.

  5. بهروز م. گفت:

    جناب محمدپور! من خودم یک سبز بوده و هستم. حرفم در کامنت قبلی این بود که حکومت اگر نه به مدد پشتیبانان بیشمارش بود یارای برخورد این چنین با سبزها نداشت. با درد و دریغ به این نتیجه رسیدم آنچنان که می گفتیم بیشمار نبودیم. ایران هنوز به آن مرحله نرسیده که خواسته های روشنفکری و آزادیخواهانه منشاء یک انقلاب شوند. روشنفکران امروز و ۵۷ یک خطای اکثریت بینی خود را مشترک دارند. قبول، سرکوب و همه آن چیزها که گفتید غیرقابل قبول، کما اینکه نظامهای سکولار نیز در برخورد با دشمنان امنیتی خود خیلی رئوف تر نیستند تا آن هنگام که پشتیبانی افکار عمومی را داشته باشند. مهم افکار عمومی و موازنه قواست که به اعتقاد من در خرداد۸۸ و پس از آن به نفع تحول خواهان نبوده و نیست. فکر می کنم تفاوت اساسی اوضاع ما و مصر در این است.ضمن اینکه اکنون با گام بلند ا.ن. در پرداخت نقدی بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی دولت به ملت (که اگر مقاله نفت و راهبرد سیاسی در ایران عباس عبدی را خوانده باشیم و مبانی آن را بپذیریم) که یقینا در میان مدت کمک بزرگی به دموکراتیزاسیون سیستم و کاهش رانت نفتی دولت خواهد کرد، معتقدم جایگاه تحول خواهان سکولار بازهم ضعیفتر شد…
    —————–
    فقط یک نکته را بیفزایم. این «ما بی‌شمار نبودیم» ادعای نادرستی است؛ یعنی صحت و سقم‌اش را نه می‌توان ثابت کرد و نه می‌توان رد کرد. مگر من و شما مردم را شمرده‌ایم؟ مگر موافقان و مخالفان شمرده شدند؟ به روایت چه کسی؟ مشکل دقیقاً همین‌جاست که هرگز معیار قابل‌اعتمادی برای ارزیابی نیست جز آن‌چه صاحب قدرت می‌گوید. بقیه‌اش را بر همین سیاق می‌توان فهمید.
    د. م.

  6. هوالحق
    سلام
    واقعاً تحلیل شما کاریکاتورگونه است. اگر جنبش سبز نبود نمی دانستم ما به چه باید بخندیم.
    یاحق

|