۰

«هر که پنداشتی از خويش به جای تو نشاند…»

Print Friendly, PDF & Email
دقايقی پيش، پخش برنامه‌ی ققنوس راديو فرهنگ درباره‌ی شعر سايه تمام شد. مشخصات برنامه در لينکی که داده‌ام آمده است (خبرش را من اول اين‌جا ديدم). به گمان من – با شناختی که از سايه و شعرش دارم – هيچ برنامه‌ای نمی‌توانست اين اندازه از شعر سايه و انديشه‌ی سايه فاصله داشته باشد که اين برنامه داشت. چیزی جز تملق، چاپلوسی، بت‌تراشی و عارف ربانی ساختن‌های خيال‌بافانه از اين برنامه با کارشناسان نابلد و خام در نیامد که نيامد (طبعاً مرادم از نابلدی و خامی درباره‌ی شعر سایه است و خودِ سایه). وسوسه شدم کل برنامه‌ را که ضبط کرده‌ام اين‌جا بگذارم اما می‌بينم جفاست، جنايت است به مردم و کسانی که شعر را می‌شناسند و اهل ادبيات‌اند. اين هم از وضع ادبيات و فرهنگ ما از رسانه‌ی وطنی:
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش
می‌شود از همان ابتدای برنامه، نشست و عیوب ریز و درشت و نسبت‌های نادرست و گاه شرم‌آوری را که در این برنامه به سایه و بسياری ديگر داده شد، برشمرد ولی خاصیتی در این کار نيست. همین که بدانیم این جنس برنامه‌ها سازگار و متناسب با ترکیب و هيأت کلی همين نظام و دولت است، کافی است.

سايه می‌گفت سر حافظ هم همین بلا را آوردند. من اگر باشم بيشتر از این می‌گويم: با خدا و دين و ايمان و خود محمد بن عبدالله هم بسی بدتر از اين‌ها کرده‌اند! و زبان‌ام را گاز می‌گيرم که بيش نگويم! برای اين‌که دست‌کم به خودم تسلا داده باشم و تلخ‌تر از اين نشوم و بيش‌تر عنان از کف‌ام به در نرود، ترجيح می‌دهم گفت‌وگویی را که مهدی جامی سال‌ها پيش در سالگرد هفتاد سالگی سايه در برنامه‌ی روزنه‌ در راديوی بی‌بی‌سی فارسی تهيه و پخش کرده بود (تاريخ‌اش هست ۴ مارس ۱۹۹۸)، این‌جا بگذارم تا تفاوت کاری را که آدمی کاربلد، ادب‌شناس و اهل تتبع و سخت‌گير می‌تواند انجام بدهد با کارهای سستی از قبيل همين برنامه‌ی ققنوس که سخت باب طبع نظام ولایی امروز ايران است، ببينيد و بشنويد. و اين حسرت برای من می‌ماند که:
چه نقش باختی ای روزگار رنگ‌آميز
که آن سپيد سيه گشت و این سياه سپيد!

پ. ن. فقط محض نمونه بیفزایم که يکی از ميهمانان برنامه، که ايشان باشند، مدعی بود يا دست‌کم مجری و کارشناس برنامه می‌گفت که با سايه همنشینی و معاشرت داشته است و او را از نزدیک می‌شناسد و الخ. ايشان بنا به ادعا با سايه معاشرت داشته (صدق و کذب‌اش به گردن خودش). اگر نمی‌داشت معلوم نبود چه چيزهای ديگری درباره‌ی سایه می‌گفت! بله، چنين مملکتی داريم!

|