۴

برای سيدِ خوابگرد

Print Friendly, PDF & Email

تازه از دانشگاه برگشته‌ام و اولين تکليف ديويد چندلر را در مورد رئاليسم و ليبراليسم تحويل داده‌ام. سلطان‌بانو می‌دانند چه خونِ دلی برای اين مقاله خوردم. دماغِ قبله عالم پريشان همين ۱۲ صفحه شده بود. شکر خدا تمام شد. الغرض، اين يادداشت را برای سيد خوابگرد می‌نويسم که پس از مصاحبه با وليعهدِ بارگاهِ ما خاموشی اختيار کرده است. سفرِ شهريارِ ملکوت و مراجعتِ حضرتشان از ايران، مصادف شد با سکوت خوابگرد. خاطرمان هست که واپسين روزی که در ديار ايران زمين بوديم، در ملازمت خاتون مکرم به ديدار سيد خوابگرد رفتيم و در همان مختصر فرصتی که در اختيار بود دردِ دلی فرمودند آن چنانی! باری ذاتِ اقدس همايونی که از احوالِ پريش سيد آگاه است. مخفی نماناد از اربابِ معرفت و اهالیِ لاگستان که سيد را مضيقه‌هاست. بر او سخت مگيريد! اگر چه ما خود از سکوت او خسته خاطريم و نوشتنش را بسی خوشتر می‌داريم تا سکوتش، باری انتظار سلطانی اين است که اگر دروازه بازار را می‌بندند کمينه اين بماند که حجره‌های پشتی‌ را مفتوح بگذارند. آخر سيد خوابالو! ببخشيد خوابگرد! چه معنی دارد آن لينکده را تعطيل کردی؟! فکری برای اين بکن زودتر که خاطرِ همايونی مکدر است از اين بازی‌ها!

  1. کاتب کتابچه says:

    براي سكوت خوابگرد بسيار متأسفم!

  2. وليعهد says:

    براي اينکه روي حرف ظهيرالملکوت حرفي زده باشيم، تفقد قبله ي عالم از سيدالملکوت را شايسته مي دانيم.
    وليعهد مستغرق

  3. ظهيرالملکوت says:

    ما خودمان واقف هستيم که چرا عباس ميرزای ولی‌عهد روی دست ما بلند می‌شود. عباس ميرزا خوب می‌داند که ما پشت و پناه قبله عالم هستيم و قوام ملک و ظهير ملکوت. از طرفی هم نمی‌تواند مستقيم به جنگ قبله عالم برود، پس ريشه ما را می‌زند. ما شده‌ايم بلاگردان قبله عالم. اين ها را نوشتم که قبله در جريان باشند، گرچه در جريان‌اند ولی خوب کار از محکم کاری عيب نمی‌کند. گفتيم مثل کار عباس ميرزا نشود که اين جا وعده نوشتن يک چيزهايی را در ديوانش می‌دهد و بعد که می‌رود سر جای خودش دست دخالت در امور خارجی سلطان باز می‌کند. اصلاً ما از قبله عالم می‌پرسيم شما چرا به اين عباس ميرزا اين قدر گستاخی می‌دهيد که درباره ديپلماسی خاقان اعظم هم نظر بدهد و مداخله بکند. از بس عصبانی هستيم دستمان دارد می‌لرزد و به همين خاطر است که بد خط می‌نويسيم. اين‌ها قصد ملک دارند قبله جان! زبانم لال دارند طناب دار همه ما را در ذهنشان می‌بافند. ما گفتيم بعد نياييد بگوييد برای ما بليط قاهره بخر!
    ظهيرالملکوت اخمگين

  4. وليعهد says:

    چه اداها!
    ظهير بود و ما بد کرديم که يک جان بهش افزوديم. انصاف ندارند، قبله ی عالم. ما در حرم مگر چه کرده ايم که با سوء نظر اطرافيان می خواهيد در اين سوز و سرما به شکار ببريد؟ ما که اهل شکار نيستيم. توصيه می کنيم با همان ظهيرجان به شکار برويد و يک ران گوشت آهو برای ما بفرستيد که کباب کنيم.
    وليعهد مقرب قبله

|