۱۳

بحرانِ معرفت

Print Friendly, PDF & Email

يادداشت کوتاهی که برای حسين درخشان نوشته بودم (من چنينم که نمودم . . .) واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت. عجالتاً هنوز نمی‌خواهم ادامه‌ی آن بحث را بگيرم. اما يک نگاه سريع و ارزيابی آماری از نوع و لحن مطالب نوشته شده نکات ويژه‌ای را درباره‌ی جايگاه دين و اسلام خصوصاً در ميان ايرانيان آشکار می‌کند. اين نوع برخوردهای شديداللحن را عليه دين من هنوز در مغرب زمين نديده‌ام. به گمانِ من اين ماجرا، پيشتر از اين در غرب حل شده است و امروز به جای اين برخوردهای عاطفی، نگاهی معتدل و بی‌طرف‌تر دارند.
باری، بدون اينکه به شرح ماجرا بپردازم، تنها اين را بگويم که اگر در پاسخ برخی چيزی ننوشته‌ام به اين دليل نيست که حرفی برای گفتن ندارم. عجيب برای من اين است که در اين ميانه، من هم نظر خودم را گفته‌ام اما گروهی با خشم و غضب هر چه به دهانشان رسيده است گفتند. در نوشته‌ی من برای حسين تنها نقدِ داوری يکجانبه وجود داشت نه برآشفتن‌های عاطفی و متهم ساختن. تنها سخن من اين بود که اگر خود را دين‌ورز می‌دانم، بدان افتخار دارم. مگر من مکلفم باورم را بر حسبِ باور ديگران تغيير بدهم؟ مجالی باشد روزی درباره‌ی اين تناقضات روشنفکران ايرانی محتصر مطلبی خواهم نوشت. يکی دو شب پيش‌تر که در ملازمت حضرت دوست و شبِ پيشترش به تنهايی به ديدن سعيد حنايی کاشانی رفتم و مبسوط درباره‌ی اينها صحبتی کرديم. شايد او هم روزی نظراتش را در اين مورد نوشت.
آنچه من از برخی يادداشت‌ها دريافتم تنها اين بود که گروهی نفرت و انزجار خود را از دين به هر شيوه‌ای می‌خواهند نشان دهند. عجالتاً نه جای آن است و نه موقعيت آن را دارم که تلقی خودم را از دين بگويم. محيطی که من در آن باليده‌ام خوشبختانه محيطی نبوده است که چنين درشتی‌ها و خشم و خروش‌هايی را دامن بزند.بگذريم، تنها اين را نوشتم که دوباره نوشته و نظرهای ذيلِ آن را بخوانيد و واکنشها را ببينيد. تا فرصتی ديگر و بسطِ سخن.

  1. colonel says:

    سلام .اگرروزي مجالي دست داد وخواستي اين بحث راادامه دهي من يك سئوال دارم وآن اينستكه : چه عامل ياعواملي باعث اين دين گريزي دربين ايرانيان شده كه چنين بي پروابه دين واعتقادات مي تازند .
    ۱- آيااسلام به ذات خودمبراازهرعيب بوده واين ماهستيم كه وصله جهل به آن مي چسبانيم؟
    ۲- اين ماكيانند؟ مردم كوچه وبازار؟ويامالك الرقاب هاي دين ودينداري؟
    ۳-به نظرمن مردم عادي نبايدباشند – چون درگذشته اي نه چندان دورمردم ازخردوكلان به دين به چشم تقدس نگاه مي كردند. بارهادركلاس درس روانشاداستاددكترمهدي كي نياكه علوم جنائي راتدريس مي كرد خودشاهدبودم كه به محض جاري شدن نام مولاعلي(ع)برزبانش اشك پهناي صورت اورافرامي گرفت .
    ۴-پس اگرمقصربيرقداران ومناديان دين هستند؟ چه كرده اندكه اين چنين دين به چالش گرفته شده است؟وچرابايداين چنين كنند؟
    جناب داريوش عزيز لطف فرموده پاسخي هرچندمختصردراين جايادروبلاگ حقيربدهيدكه پيشاپيش تشكرمي كنم.

  2. درود : جناب داريوش، در مورد قضيه‌ي خانم عبادي و نقد آبدار و تحسين‌برانگيز شما بر حسين درخشان، اينقدر به عقل ناقص من مي‌رسد كه همانطوريكه بت‌ساختن و بت‌پرسيدن بد است، شكستن كسي به جرم اينكه چرا بت نيست هم بد است … و من از اين ژاژخواهي‌ها و توهين‌ها كه همگي برخلاف اصل آزادي اظهار نظر است، چيزي جز گونه‌اي بت پرستي نمي‌فهمم. باقي بقايت.

  3. ehsan says:

    ما مردمان بر خلاف آنچه در طول ساليان به ما آموخته اند كه ورود به وادي نقد دين خطر سقوط به كفر و لامذهبي را محتمل ميكند و همواره نقد احكام صريح شريعت در حوزه مسائل اجتماعي يا اخلاقي يك تابو به حساب آمده ، به اعتقاد من ميبايست جسورانه دست به ساختار شكني گسترده در سنت ديني زد و تمام مقدسات را كنار نهاد و هسته آنرا به شمشير بران نقد و اصلاح سپرد. تنها در اين صورت است كه گوهر زيباي دين نمايان شده و نه يك معضل اساسي در برخورد با كنشهاي امروزي انسان مدرن ،بلكه خود تبديل به يك راه حل در فراسوي جامعه ميگردد.
    هرگز از اينكه كوه باورها و آرمانهاو اعتقاداتمان كه لحظه اي حتي حاضر به تفكر و بررسي عقلي آنها نبوديم ،فرو ريزد نهراسيم و تعصب نورزيم .
    جناب داريوش عزيز
    اگر شما در محيطي باليده ايد كه حتي تصور تفكر و شك در بديهي ترين اصول ديني امري نا بخشودني و خطرتاك بوده در عوض در محيطي كه من رشد يافته ام-اتفاقا در همين ايران- به من آموخته اند كه عصيانگري كنم در برابر همه باورها و پيش فرضها و مقدسات و در برابر همه آنچه را كه شما زشت و گناه ميشماريد تا خود از ماحصل دستاورد خود تناول كنم تا اينكه نشخوار كننده پيشينيان باشم. كانت گفت: “من ميانديشم پس هستم” ولي به قول استاد عزيزم “من اعتراض ميكنم پس هستم”.
    جامه زهد و ريا كندم و بر تن كردم
    خرقه پير خراباتي و هوشيار شدم
    احسان مافي-دانشجوي كارشناسي ارشد فيزك

  4. پدرام says:

    جالب اينجاست كه متحجرانه ترين برخوردها را دقيقا كساني انجام مي دهند كه دم از آزادي و فقدان دموكراسي و روح جامعه مدني مي زنند…پايدار باشيد…

  5. محمد says:

    دوست عزیز آقای مانی من از نوشته داریوش در نیافتم که نباید بدیهی ترین چیزها را نقد کرد.برعکس باید نقد کرد و از اینکه در زمان حاظر اکثرا مخالف دین شده اند ابایی نداشت چرا که دین آنچنان نیست که آقای درخشان محتاطترین مترجم قرآنش را مکارم شیرازی بداند و تکلیف آن را مشخص کند.همه سخن در این است که به قول شما گوهر دین را در یابیم و گوهر یابی با ساده دیدن اشیا ناسازگار است.در ضمن آن قول که آورده اید از دکارت است.

  6. مهشا says:

    دوست عزیز سلام! گویا فرا رسیدن نوبت عاشقی عشق های دیگر را به مهجوری افکنده … گوارایتان باد !
    از سخنرانی های اخیر سروش چه خبر؟ به دیگران اعتمادی نیست تو بگو
    ایام عزت مستدام

  7. ايگناسيو says:

    ها…بيا…اي ول سلطان … در اين ايام سياه پوشي و شب کاري مرد افکن آمده ام روي ميز و معلق مي زنم با اين لا لا لا … گويا خيلي جايمان خالي بود براي يک بشکن و بالاي حسابي . حتما براي من يک جايي نزديکي آن ميز عيش و عشرت خالي کن …

  8. ظهيرالملکوت says:

    قبله عالم به سلامت باشند. از وقتی که اعلی حضرت قوی شوکت اقدس همايون از جايگاه سلطنت عظمی پرش خسروانه فرموده و به سمت ولاية البلايا عزيمت نموده‌اند، رعيت اين توقع در کار کرد که روزنامه وقايع حالات و بدايع مشاهدات اين سفر فرخنده اثر را به عادت ساير اسفار ملوکانه يوماً فيوماً به قلم معجز رقم مبارک عز ترقيم داده، عوام را از کالانعامی به درآورند. ما به حقيقت تشويش داريم که بر سر مبارک چه می‌رود و آن سهر ليالی و انهار چگونه است و آن مهمات که بود آيا يک رويه شد؟
    اين بار از عباس ميرزای وليعهد نمی‌نويسم، چون منتظرم. اگر کاسه در صبر مستغرق شد قلمی می‌کنم.
    زياده واقعاً جسارت است!

  9. Youness says:

    سر قبله’ عالم به سلامت باد
    جسارتا گويا رسم دربار آن حضرت نيست كه رقعه ها را پاسخ گويند و اين بندگان را لايق التفات خود نمي دانند!!!
    رقعه’ ما كه به دستتان رسيده است انشاالله!!!
    بسي مشتاق كرم همايوني هستيم اگر عنايتي كنند!!!
    جان عالم به فداي شهرياران باد!!!

  10. ali says:

    داريوش عزيز سلام ,
    بنا نداشتم چيزي بنويسم , ولي اين ترانه جديدي كه گذاشته اي مرا به ياد داستان تقابل سنت و مدرنيسم انداخت و … ابهام و…
    ايام به كام

  11. sepideh says:

    salam
    mikhastam beporsam ke chera kheili waghte chizi naneweshti.vali musice jadid khodesh guyaye hamechiz bud………;-)
    ta bad

  12. وليعهد جان says:

    ظهير مهربان به ما التفات دارد. داريم مي رويم به آنجا. ما همه اش نگرانيم وليعهدي ما زير و زبر شود. بخدا خسته شديم، هيچ وليعهدي در اين صد ساله ي اخير عاقبت به خير نشد، زبانم لال چه مي دانم. بعضي وقت ها فکر مي کنم يا آدم قبله است يا رعيت، ديگر ولايتعهدي به چه دردي مي خورد اين وسط؟ باز زبانم را گاز مي گيرم و مي گويم چه صبري دارد اين ظهير جان من! عين ايوب عمل مي کند. اسمش را بگذاريم ايوب الملکوت و قال قضيه را بکنيم، ولي آخر حالا تا بياييم و اسمش را جا بيندازيم، هوهاست. ظهير آخرش قبله ي عالم مي شود و من همين جور وليعهد باقي مي مانم. از ظهير جان مي گذريم، بايد يک گيري به سيبستان بدهيم و گرنه دق مي کنيم بخدا. قبله جان شما يک کاري بکنيد. دلم پوسيد. غيبتي، چيزي، چه مي دانم…

  13. Mehrdad says:

    سلام
    امروز سالروز بزرگ بانويي از لهستان است که در قرن هيجدهم ميلادي باعث رويش نگرشي نو به موجود زن گرديد، بانويي که با تلاش و کوشش پيگير و مستمر خود در علم فيزيک هسته اي ؛ ضمن دريافت جايره نوبل به عنوان اوليّن دريافت کننده زن اين جايزه ، باعث افتخار جامعه متمدن زده فرانسه و کل جهان گرديد.
    آري! مادام ماري کوري تا حدي توانست در روز گار خود زخم تاريخي بي هويت شدن زن به عنوان يک موجود فروتر از مرد و عنوان کالاي جنسي بودن براي خاموش كردن شهوت مردان را بر پيكره بشريت التيام بخشد.
    متاسفانه وجود مکاتب بي خود بشري و قوانين ناعادلانه و ظالمانه آنان از ابتداي تاريخ فكري و انديشه ايي تا آينده، باعث بي هويت شدن روز به روز زن به عنوان يک بشر خلق شده بوسيله خداوند و بر خودار از حقوق عالي و متعالي انساني و اخلاقي گرديده؛ طوريکه اين امر متاسفانه توسط اکتريت زنان جهان باور شده و باعث گرديده است که عموما از ديدي بسيار سطحي و ظاهري برخودار بوده و باشند.
    متاسفانه شواهد معاملاتي چند ميليوني زنان و کودکان قاچاق شده آن هم به مقداري بسيار کالان در حد چندين ميليارد دلار در سال و درسراسر جهان از جمله کشور خودم، حاکي از کالايي شدن اين بشر مظلوم مي باشد. اين در حالي است که روز به روز بر شعارهاي حقوق بشر ، سازمان ها و افراد وابسته به آن و ديگر سازما نهاي شعاري بشري افزون تر مي گردد، اما به طور تصاعدي چندين برابر، بر قاچاق زنان و دختران و کودکان افزوده مي شود، طوري که در اروپا يک سري مکان هاي خاص نظير بنادر روتردام در هلند ، هامبورگ در آلمان و مرز جمهوري چک با آلمان و ژاپن و …. به عنوان مراکز خريد و فروش جنس زنان از بکاره تا حامله نه ماهه و دختران و خردسالان از هر نژاد و زبان و آئيني، آن هم با قيمتي بسيار ناچيز از ده دلار تا چند هزار دلار مي باشد.
    اين جاست که وجود بزرگ بانوهايي نظير مادام ماري کوري و مادر ترزا و … باعث مي شود که تا حدي زنان به ارزش خود به عنوان بشر” پست شده ” پي برده و هويت گم شده خود را در ظرف تاريخ گذشته و حال و آينده بازبيابند و بيش از پيش به قوانين آسمانيو الهي آمده در قرآن مجيد پناه ببرند.
    من به عنوان يک انسان آزادي خواه و ارزش گراي اخلاقي به سهم خود سالروز تولد اين شير زن لهستاني را به شما و جامعه جهاني زنان تبريک ميگوييم.
    به اميد زاييده شدن فزون تر زناني از اين دست براي جهان ظلمت گرفته امروز.
    با تقديم شادترين لحظه ها ? مهرداد

|