۷

سخنان پاپ:‌ تيغی دو لب

Print Friendly, PDF & Email
سخنان تازه‌ی پاپ باعث حيرت و خشم مسلمانان شده است. اما واقعاً چرا بايد متعجب بود؟ پيشينه‌ی پاپ تازه، پيشينه‌ی درخشانی در رواداری دينی نيست. او به تعصب شهره بوده است و سخت‌گيری دينی او (که طبعاً نگرش منفی نسبت با صاحبان اديان ديگر علی‌الخصوص مسلمانان) نيز در متن تعصب او کاملاً بديهی است.

اما دو مسأله در اين‌جا مطرح است: نخست نفس رفتار و گفتار پاپ است. سخنان پاپ بدون ترديد نشان از نگاه منفی و بلکه نگاه متعصبانه و حتی خصمانه‌ی او نسبت به مسلمانان دارد. بيانيه‌ی واتيکان تنها توجيه و لاپوشانی ماجراست. واتيکان و پاپ رسماً از عذرخواهی پرهيز دارند. پاپ حرفی زده است که حاضر نيست بگويد نادقيق بوده است و کلی‌گويی کرده است و سرنوشت يک ميليارد مسلمان جهان امروز را با گفت‌وگوی يک امپراتور مسيحی بيزانسی و يک مسافر ايرانی تصوير کرده است. تناقض شگرف را می‌بينيد؟ بگذاريد از زاويه‌ی ديگری به ماجرا نگاه کنيم. فرض کنيد يک رهبر مسلمان – عام سخن می‌گويم و اين رهبر می‌تواند روشنفکر باشد يا متعصب – مثال مشابهی درباره‌ی مسيحيت و واتيکان بزند. می‌توان به طور عينی مثال‌های بی‌شماری از تاريخ واتيکان و پاپ‌های متحجر ضد فرهنگ و علم و هنر آن‌ها آورد. گاليله و جوردانو برونو مثال‌های بارز مواضع کليسا هستند. بگذاريد برای لحظاتی هم که شده مقايسه‌ی تاريخ اين دين يا آن دين را کنار بگذاريد و عيناً‌ ببينيم واکنش واتيکان درباره‌ی تقبيح «پاپ»های‌اش چه خواهد بود؟ (کاری نداريم که پاپ مستقيماً‌ پيامبر اسلام را هدف قرار داده است). مقياس و ميزان خشونت‌های مرتکب شده به نام دين را اگر در اديان مختلف مقايسه کنيم، هيچ دينی از اين خشونت‌ها و تفسيرهای تندروانه در امان نبوده است. پس بايد آشکارا به پاپ گفت که «آن را که خانه نئين است،‌ بازی نه اين است!» پاپ علاوه بر اين‌که رهبری دينی است، رهبر سياسی واتيکان نيز هست. چنين سخنان سست، سطحی و شتاب‌زده‌ای نه در شأن يک رهبر سياسی است و نه در شأن يک رهبر دينی. پاپ سعی کرده است با هوشمندی از زبان کس ديگری سخنانی را نقل کند و مسلمانان و پيامبر اسلام را محکوم کرده يا به تمسخر بگيرد. متأسفانه اين ترفند، ترفند بسيار کودکانه و دور از عقلی است. انسان خردمند، هر سخنی را نقل نمی‌کند. حق آن بود که اگر پاپ سخنی را نقل می‌کند، عالمانه نقل کند و محققانه نقد کند. اين تيغ گلوی خود پاپ را هم می‌برد.

اما مسأله‌ی اساسی‌تر واکنش مسلمانان است. اگر افراطيون مسلمان، همان خطای پيشين را که درباره‌ی کاريکاتورهای دانمارکی مرتکب شدند، تکرار کنند، تنها خود را در موضع ضعف و ملامت قرار داده‌اند. شايد اگر رفتار اقليتی دور از عقل يا خشونت‌آميز باشد، به نفس يک پيام يا انديشه ربطی نداشته باشد. اما واقعيت اين است که:
چو از قومی يکی بی‌دانشی کرد
نه که را منزلت ماند، نه مه را
نديدستی که گاوی در علفزار
بيالايد همه گاوانِ ده را؟

اين بی‌دانشی،‌ از پاپ سر زده است و آبروی عقلانی و سياسی پاپ را به باد داده است. واتيکان هم موضع سياسی گرفته است و حاضر نشده است اعتراف به خطا کند. بی‌دانشی ديگر را مسلمانان نبايد مرتکب شوند. تا اين‌جا بيشتر رهبران جهان اسلام، واکنش‌شان از سر آزردگی خاطر بوده است و اعتراض خود را «بيان» کرده‌اند. هنوز عملی نديده‌ايم که حکايت از «بی‌دانشی» کند. اميدوارم عقلا و زعما، آن اندازه حزم و دورانديشی داشته باشند که برای اقليت هم عزت و کرامتی بخرند و نشان بدهند که مسلمانان هر چند تحت فشار هستند، هر چند ظلم و جفا بر آن‌ها می‌رود، هر چند شديدترين حملات به جان،‌ مال،‌ ناموس، تماميت ارضی و غرورشان می‌شود،‌ باز هم می‌توانند جاهايی نجابت به خرج بدهند و مدعی را به شيوه‌ای احسن شرم‌زده کنند.

سياست‌مداران و مخصوصاً سياست‌مداران متکلم گاهی اوقات می‌توانند با يک جمله عالمی را ويران کنند. نمونه‌های اين اتفاقات تلخ و سياه را در تاريخ گذشته‌ی بشريت، در هر دينی و در هر نقطه‌ای از جهان داشته‌ايم. دعوت به خرد و خويشتنداری، نخستين دعوتی است که همه‌ی عالمان ما بايد بر منابر دينی و سياسی داشته باشند. اما می‌دانم که صدای من، بسا اوقات صدايی است که ناشنيده می‌‌ماند. از آن سو، صدای جمعيتی چند صد نفره، باور و رفتار يک ميليارد مسلمان را که آرام زندگی می‌‌کنند تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. با تمام اين‌ها، باور کنيد که سخنان پاپ، رهبر کاتوليک‌های جهان، عزت، اعتبار، هويت و باور تمام جهان مسيحيت کاتوليک را تحت‌الشعاع قرار داده است. بازنده‌ی اين ميدان، پيش از هر رخداد منفی يا مثبتی، جهان مسيحيت و غرب است. فرق بسيار است ميان لغزش و خطای يک مسلمان عامی و بی‌سواد و تندرو و خطای يک رهبر که تمام هويت دينی و سياسی پيروان‌اش حول او تعريف می‌شود.

این هم لينک متن سخنرانی پاپ در وب‌سايت رسمی واتيکان: سخنرانی در دانشگاه رگنزبورگ

  1. بهنام says:

    نکته اي که برايم جالب بود ( در زمان انتخال شتابزده ايشان ، که بسيار سريع صورت گرفت ) اين بود که : تقريبا ( مي گويم تقريبا چون براي تحقيقا آن : نياز به مستند سازي در يک تحقيق دارم )
    همه ” بنديکتوس ” ها ، در برهه هايي از تاريخ مسيحيت به مقام پاپي رسيده اند که ، جنگ ، در جهان بسيار جدي مطرح بود . براي نمونه : بنديکتوس اول : ٥٧٤-٥٧٩ ميلادي : مقارن با تولد پيامبر اسلام و مرگ خسرو پرويز … بنديکتوس دوم : ٦٨٤-٦٨٩ ميلادي : مقارن با حمله سپاه معاويه از ٦٧٥ ميلادي از طريق دريا به قسطنطنيه و بعد فتوحات مسلمين تا ٧١٥ ميلادي که از پيرنه تا چين امتداد يافت ( و مسلما پاپ گرامي در جريان هستند که خلافت معاويه : پس از شهادت حضرت علي ، و لشگرکشي هاي مسلمين به خارج ار عربستان هم پس ار رحلت پيامبر اسلام آغاز و در زمان عمر به اصلي ترين مسئله مسلمين بدل گرديد …. بنديکتوس سوم : ٨٥٥-٨٥٨ ميلادي : مقارن با حمله ناوگان شوروري در ٨٥٦ ميلادي به قسطنطنيه … با يک جهش برويم جلوتر .. بنديکتوس چهاردهم : ١٧٥٨-١٧٤٠ ميلادي : مقارن با آغاز سلطنت ماريا ترز و جلوس فردريک کبير در ١٧٤٠ و بعد در ١٧٤١ جلوس اليزابت ملکه روسيه و بحران هايي که منجر به جنگ انگلستان و فرانسه براي تصاحب آمريکا و و هند و اتحاد فرانسه با اتريش و روسيه بر ضد پروس ( آلمان سابق ) بود آغاز جنگ هاي موسوم به ٧ ساله از ١٧٥١ … و بنديکتوس پانزدهم : ١٩١٤-١٩٢٢ : مقارن با اعلام جنگ همه ملت ها به ديگر ملت ها !! و و همان ١٩١٤ با ترور فرديناند وليعهد اتريش ، اولين گلوله جنگ جهاني اول خالي شد و ١٩٢٢ که موسوليني از سوي پادشاه ايتاليا دعوت به تشکيل کابينه شد … ذکر نقش مذهب در تمام اين برهه ها خالي از لطف نبود که خود مجالي ديگر مي طلبد … و اما ايشان بعنوان يک تندروي مسيحي در مطبوعات ياد شد .” راتزينگر اولين پاپ آلماني در ‌١٠٠٠ سال قبل از آغاز جلسه‌ي محرمانه‌ي كاردينال‌ها براي تعيين پاپ در سخنراني‌اي نسبت به گرايش‌هايي كه براي ايمان خطر محسوب مي‌شوند، هشدار داد و آنها را جنسيت، ماركسيسم، ليبراليسم، بي‌خدايي، لاادري گري و نسبي گرايي دانست. ” و اين هم در خبرها آمده بود : ” موشه كاتساف، رييس جمهور اسراييل نيز انتخاب راتزينگر را تبريك گفت. اسراييل سينگر، رييس كنگره‌ي جهاني يهود نيز گفت: راتزينگر مردي است كه زيربناي عقيدتي تصميم پاپ ژان پل دوم براي گشودن ارتباط واتيكان با اسراييل را بنيان نهاد. او مشكل ‌٢٠٠٠ ساله‌ي عقيدتي را حل كرد و تاريخ روابط ‌٢٠٠٠ ساله‌ي يهوديان و مسيحيان را تغيير داد. راتزينگر قبل از آغاز مناسبات ديپلماتيك ميان اسراييل و واتيكان چندين بار به اسراييل سفر كرده است و مقدمه‌اي را براي مهمترين سند مطرح شدن روابط يهوديان و مسيحيان در كميسيون‌ مطالعات انجيلي نوشته است ” … و باز در خبر ها در شرح زندگي ناتمه ي او بود که ” ‌١٩٤٤: با رسيدن به سن سربازي از نيروهاي ضدهوايي جدا شد و به خانه‌ بازگشت و در ارتش پياده نظام آلمان آموزش‌هاي اساسي را ياد گرفت. با ورود نيروهاي آمريكايي به روستاي محل سكونت راتزينگر، آنها خانه‌ي وي را به عنوان ستاد خود انتخاب كردند و وي را به اردوگاه زندانيان جنگي بردند اما چند ماه بعد آزاد شد ” … در مورد ”مجمع دكترين ايمان“ که ايشين رياست آن نهاد را از سوي ” پاپ ژان پل دوم ” پذيرفت نيز سخن بسيار است : در مورد نگرش هايي که با اين دکترين ، مطرح مي شود … باشد براي شايد زماني که لازم مي نمود ، فقط اشاره اي گذرا مي کنم : که در بيشتر ” دکترين ” ها ي سرنوشت و انتخاب ، اصولا به دکترين سلطنت خدا وابسته اند . و اين با تز هايي چون وقوع نزديک آرماگدون ، بسيار در سياست به هم مي آميزند … و فقط اميدوارم ، اين سخنان ، ادامه ي ماجراي خودخواسته آمريکا ( يعني ١١ سپتامبر ) و ادامه ي تز جنگ تمدن ها و خاورميانه ي جديد و نبرد نهايي خير و شر و ..و..و.. نباشد … و اگر هم باشد : اميد که عاقلان همه ي اديان و مليت ها و انسان ها ، مسئله را مرتفع کنند … چه : تند روهاي جهان معمولا ، تحليل در کارشان نيست و منتظر براي نفت ريختن رو شعله هر چه به جنگ و خشونت بيانجامد … سخنان ايشان : فرصتي بسيار مناسب است براي مقالاتي جدي و نقدهايي جدي و ژرف … و باز برايم شگفت انگيز است که : اين سخنان دو – سه روز بعد از استقبال بسيار گرم اسقف ( در عنوان ايشان شک دارم : بايد اصل خبر را دوباره ديد ) کليساي جامع نيويورک از ديدار و سخنراني خاتمي از اين کليسا ، انجام گرفته … بگذريم : که کامنت من از مطلب شما طولاني تر شد 🙂
    دوست گرامي اين کامنت را در ذيل همان مطلب هم گذاشتم

  2. مریم says:

    اگه آدم از دست اسلام عصبانی میشه ..از دست مسیحیت نمی دونی کدوم طرفی دلشو بگیره قاه قاه بزنه ..از توپس بودن دینشون همین بس که خدا چوپون ماست

  3. mahdi says:

    salam
    kash pish az davari matne e,glisi va bakhshe marboot beh payambar ra miavardi, ta anha keh nakhandeh ando takzib mikonand asle harf ra daryaband,
    in ham matne takzib, man nakhandam az TV sheznidam keh ozrkhahie rasmi shedeh va pape ez’hare sharmsari kardeh keh harfesh bad faghmideh shodeh

  4. عليرضا says:

    من نه آن رندم كه ترك داريوش وياسر كنم.داريوش جان.شب خوش.طنزكي تفيده ام .بيا

  5. salimi says:

    هرچند با برداشتي كه از اسلام دارم سخنان پاپ رادرست نمي دانم اما به عنوان كسي كه از بيردون به قضايا نگاه مي كند شايد بتوانيم حق بدهيم ما را خشونت طلب بنامند. كشتن و كشته شدن در جهان اسلام خيلي ساده شده است. نگاه كنيد به عمليات به اصطلاح شهادت طلبانه كه به قصد جهاد و ورود به بهشت صورت مي گيرد. از طرف ديگر واكنشهاي عصبي بعضي از افراد و حتي بزرگان دين به اين نوع سخنان احساس بدي در شخص بوجود مي آورد. منطق و سوادمان خيلي كم است.

  6. Ahmad says:

    متن ترجمه شده ي سخنراني پاپ رو از كجا مي تونم پيدا كنم؟

|