۱۳

پولی‌فونی گسسته از هارمونی

مدت‌هاست درگیری ذهنی پیدا کرده‌ام با کار تازه‌ی همایون شجریان. آلبوم «نقش خیال» او به باور من نمونه‌ی برجسته‌ای است از یک کار چند صدایی که فاقد هارمونی مناسب است. در موسیقی ایرانی می‌توان موسیقی پولی‌فونیک هم داشت، اما یافتن هارمونی مناسب کار هر آهنگسازی نیست. با هارمونی نامناسب به سادگی می‌توان چشم عروس طرب را کور کرد و ابروی او را کوژ کرد: این همان کاری است که به نظر من علی قمصری در کارش با همایون انجام داده است.

برخی از تصنیف‌های این آلبوم تازه‌ی همایون چندان گوش‌خراش و آزاردهنده است که آدم رغبت نمی‌کند به آن گوش بدهد اصلاً. وقتی چنین تصنیفی ساخته شود روی شعری از مولوی و شعر مولوی را نه بتوانی تشخیص بدهی و نه حتی بتوانی از آن لذت ببری، خاصیت چنین کارهایی چی‌ست؟ این تصنیف‌ها را مقایسه کنید با «گنبد مینا» و «جان عشاق» که مشکاتیان ساخته است. آیا آن تصنیف‌ها هم به همین اندازه نامفهوم هستند؟ در چنین جاهایی است که تفاوت آهنگساز زبردست و چیره با آهنگساز نوپا و تازه به دوران رسیده آشکار می‌شود. نمی‌توان تنها با افزودن چند خط به نت یک آهنگ، کار پولی‌فونیک تولید کرد. به باور من هنوز هم بهترین و لطیف‌ترین کار همایون همان آلبوم نخست یعنی «نسیم وصل» است. انگار هر چه زمان بیشتر می‌گذرد کارهای همایون بیشتر دارد تنزل کیفیت پیدا می‌کند. تا به حال سعی کرده‌اید همین تصنیف «دوای‌ دل» آلبوم تازه‌ی همایون را در خلوت با خود زمزمه کنید؟ دیده‌اید چقدر کار سختی است؟ محال است بتوانم ذوق و لذتی از این تصنیف داشته باشم.

هنوز نقد جانانه و جان‌داری از کارهای همایون دیده نمی‌شود. گویی فرزند استاد بودن دیده‌ی مستمعین را کور می‌کند و زبان منتقدین را می‌برد! نوآوری، بدون همکاری و همدلی خواننده‌ی خوب و آهنگساز مسلط، آرزوی محالی است. در روزگار ما آهنگسازان یا در خلوت و عزلت هستند یا تحت‌الشعاع خوانندگان مشهور و نام‌آور. حتی شجریان هم در کنار علیزاده و کلهر رو به افول است و مدام کارهای تکراری و خسته‌کننده تولید می‌کند. راه نوآوری بسته نیست. رمق و رغبت آن نیست یا حساب‌گری و قصه‌ی سود و زیان مالی شور و شیدایی آهنگ‌ طرب را ربوده است.

  1. سوشیانت گفت:

    آقا جان قصه ی موسیقی دارد هر روز چنان که افتد و دانی افسار گسیخته تر از دیروزش می شود. مسخره اش را درآورده اند این تازه به دوران رسیده های عجیب غریب. نه ذوقی درخور موسیقی ایرانی دارند که به شوقی بیانجامد و نه حداقل سوادی که شنونده را ارضاء روح و عقل کند.
    بد مغلطه ای شده. یکی می خواهد “ادای صدای” شجریان در بیاورد آن یکی مضراب به نازکی می زند که یعنی علیزاده ام.
    بت سازی که همان جمود فکر است گریبانمان را گرفته و می کشاندمان به ناکجا آباد افول. نه نقد درستی می خوانیم و می کنیم از آثار امروزه ی شجریان و علیزاده. نه بلدیم چگونه حرمت بزرگان نگه داریم.
    علیزاده به حرمت موسیقی نی نوا و شورانگیز و کنسرت نوا و چهارگاه و ترکمنش علیزاده شد نه موسیقی چند صدائی اش که هی دارد در آن باد می کند. آن هم با چه کسی؟ با شجریان که عمری را در راه ردیف گذاشته و موسیقی یک دست زلالی تحویل خلق الله داده.
    بگذریم آقاجان. قصه فراوان است.

  2. صابر گفت:

    داریوش عزیز
    خوشحالم که سری هم در موسیقی داری اما فراموش نکن که با یادگیری چند نام تخصصی موسیقی نمی توان در مورد هر آهنگ و نوایی از دیدگاه شخصی خویش اظهار نظر کرد.
    صابر عزیز،
    ممنون از حسن نظرت، اما آن‌چه خواندی تنها اسم‌پرانی نبود. پیش از نوشتن این چند پاراگراف با دو سه نفر از ارباب فن و آهنگسازان زبده صحبت کرده بودم و صرفاً از سر بخار معده یا ذوق و سلیقه‌ی شخصی چیزی ننوشتم.
    داریوش

  3. Farhad گفت:

    Darush aziz,
    Dorst ast ke an chenan in alboom jalebnist amma aya to ke naghd mikonni dar hado an daze shajariyan va khanevade shajariyan hasti. har che bashad motmaen hastam ke shajariyan ostad az to yeki bishtar mifahmad ke koja harmooni hast va koja nist. albate naghd kardankhob ast amma ta ke montaghed ke bashad
    honar nazde iranian asto bas
    فرهاد عزیز،
    شناختن «حد و اندازه‌ی منتقد» بر عهده‌ی کیست؟ نه شجریان پدر و به طریق اولی نه شجریان پسر در مقامی نیستند که برتر از نقد بنشینند. آن‌جا که به سلیقه مربوط است، حاجتی به دانش موسیقایی نیست، تنها حس است که سخن می‌گوید. آن‌جا که به دانش موسیقایی مربوط است و اتفاقاً این نوشته در همان راستاست، یقین بدانید که بی مشورت بزرگان هنر چنین چیزی را ننوشته‌ام. پیش از این‌که با احساس شخصی یا تعصب درباره‌ی این نوشته داوری کنید، بهتر است به چند آهنگساز برجسته و زبردست مراجعه کنید و نظرشان را درباره‌ی این آلبوم بپرسید. تمام هدف من این است که نسبت به هنر دغدغه داشته باشیم و ارزش و گوهر راستین موسیقی را پشت نقاب افراد ولو شجریان باشند، پنهان نکنیم.

  4. یک نوازنده گفت:

    خوشحالیم که آقای صابر هم سری در موسیقی دارند اما متاسف از اینکه گوهر این نوشته درخشان را درک نکرده‌اند.

  5. مانی گفت:

    سلام. حرف حساب زدید. اما یک کلمه و یک علامت تعجب زیادی در یادداشت شما هست: «گویی فرزند استاد بودن دیده‌ی مستمعین را کور می‌کند و زبان منتقدین را می‌برد!». در این جمله نه به «گویی» احتیاج است نه به علامت تعجب!

  6. sara گفت:

    ba salam.man modatist matalebe shoma ra mikhanam ama ta emrooz nazari naneveshtam.ama gooya shoma alagheye ziadi be naghd darid.lotfan pas az in dar naghde 1 kare honari raje be an kar nazar dahid va anra ba karhaye digar ghias nakonid.shayad tanha dar honar betatavan in gostardegi ra hes kard ke har honarmand zabane khish ra baraye bayane ehsasate khod darad va agar gharar bood hame mesle meshkatian ahangsazi konand ke honare baste va mahdoodi dashtim be nazare man mohemtarin emtiaze homayoune shajarian inast ke alave bar inke 16 sal bekhoobi amookht az pedar ama dar amal be tekrar nayoftad va homayoune shajariane(1)ast na mohamadreza shajariane(2
    سارا خانم عزیز،
    نظر شما البته محترم است. قیاس کردن کار همایون با کارهای دیگران از این باب نیست که بگوییم همایون باید مانند آن‌ها کار می‌کرد. باز هم اصلاً بحث بر سر این نیست که همایون محمد رضای دوم است یا نه. هیچ لزومی هم ندارد هر آهنگسازی فقط مانند مشکاتیان آهنگ بسازد. همه‌ی آهنگسازان مثل هم نیستند. اما با تمام این‌ها به دلیل این‌که قرار نیست همه‌ی آهنگسازان مشکاتیان باشند، نمی‌توان گفت که کسی حق ندارد ایرادهای یک اثر را ببیند یا از آن سخن بگوید. تعلق خاطر شما یا هر کسی دیگری به همایون شجریان البته محترم است کما این‌که من خود هم تعلق خاطر زیادی به صدای شجریان پدر و پسر دارم. اما مهر ورزیدن به «صدا» نباید باعث نادیده گرفتن لغزش شود. مقایسه یک تصنیف با تصنیف دیگر در این نوشته تنها از باب اشاره به نسبت پولی‌فونی و هارمونی بوده است و بس. فراوان هستند کسانی که به صدای گلپا، افتخاری، ناظری، یا هر خواننده‌ی دیگری عشق می‌ورزند. حال اگر کسی ایرادی در این‌ها دید، باید دم فرو ببندد و چیزی نگوید مبادا کسی رنجش خاطری پیدا می‌کند؟
    د. م.

  7. هدی گفت:

    آره خداییش وقتی این شعر ها رو میخونن باید آهنگ اینقدر ملایم باشه که مفهمو شعر رو برسونه…
    من که برای فهم خیلی از این آهنگهای سنتی مشکل دارم.

  8. sara گفت:

    arze salam&adabe mojadad inke dobare neveshtam dalilash in bood ke begooyam matlabe shoma baese ranjeshe man nashod va man az rooye alaghe khod be jenabe shajariane pesar anra naneveshtam man be eghtezaye reshteam jesaratan sharayete 1 naghde dorost ra ejmalan arz kardam man khodam jame shenasi mikhanam va montaghed hastam ama be nazarare man anche shoma neveshtid naghd nabood balke nazare shakhsie shoma bood zemnan che kasi gofte ke shajarianha nabayad naghd shavan rooze 17mehr naghshe khial be bazar amad va rooze 10aban jenabe mokhtabad raje be an naghde mofasali neveshtand ke dar arshive aftab hast mitavanid bekhanid an naghd ast ke fazaye kar melodiha tarkibe sazha va gheyre ra neshan midahad inke in kar ra shoma napasandidid va dar khalvate shoma rahi nadarad ke nashod naghd belaks man ba in kar ertebate besyar khoobi bar gharar mikonam ama in ham dalil nemishavad bar khoob boodane kar farz konid shoma be webloge man miamadid va mikhandid ke man in kar ra ba fazaye hesi mosbate khod tafsir kardam che mineveshtid pas naghd chize digarist va baraye 1ghiase dorost bayad johare kar ra dar nazar begirid shoma nemitavanid naghsekhial ra ba jane oshagh moghaye konid fazaye in karha kamelan motefavet ast man dar jahaye mokhtalef matalebe ziadi mikhnam ke anghadr na agahane va ba hob va boghz ast ke arzeshe nazar nadarad ama chon shoma az masooliate ghalam agahid man jesarat kardam va in ra barayetan neveshtam moayad bashid

  9. سلام. من هم خیلی وقت هست که اینجا مشتری هستم و تقریباً هر روز سری به شما می‌زنم. کامنت‌های قبلی و جوابهای شما را خواندم. وقتی بعضی از این خذعبلات علماء را می‌خواندم همه‌اش به این فکر می‌کردم که شما به چه امیدی باز هم می‌نویسید و خسته نمی‌شوید از این جماعت (سه نقطه)؟؟؟

  10. صائب گفت:

    جناب محمد پور دوست عزبز و نا دیده ام
    چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را === که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی گیرد. وشما چه زیبا آهوی روحم را با وبلاگ زیبا و پر محتوایتان صید کردید۰
    وبلاگتان را اتفاقی دیدم. بسیار به دلم نشست. اول به خاطر مطالب زیبا و پر محتوایش و برای من که در غربت هستم خواندن آنها روحی تازه به من می دهد. به ویژه کاری که برای دکتر سروش عزیز انجام داده اید بسیار زیبا و بجا است . من دستان شما و دیگر دوستانتان را بابت این کار می بوسم. به خاطر اهمیتی که سروش در اندیشه دینی معاصر دارد و چه بسیار کسانی چون من و دیگران اندیشه دینی خود و خوب اندیشیدن در باره دین را وامدار این مرد هستیم و آرزو میکنم که بتوانم در فرصتی مناسب ا حساس و برداشت خویش را به عنوان فردی از جامعه اهل سنت در باره ایشان و تأ ثیرش بر جریان فکردینی اهل سنت بنویسم.
    طربستان شما هم که سراسر جذبه و عشق است و مرا از این غربت به اوج دنیای خیال و جها ن جان ها می برد. هر چه بخواهم بنویسم نمی توانم احساسی را که اکنون با اشک نیز همراه گشته است بیان کنم. یک مصرع عربی می گوید:۰۰ ۰ والأذن تعشق قبل العین أحیا نا” ۰۰
    بدرود
    صائب

  11. زهرا بايي گفت:

    به نام خدا
    برادر گرامی سلام!
    نقد شما را در مورد آثار آقای همایون شجریان خواندم.به نظر من حقیر باید فرصت بیشتری به این جوان داد زیرا او تقریبا اول راه است و زمان زیادی مانده تا به مکان هنری پدرش برسد.درضمن او بیشتر در انتخاب آهنگساز اشتباه کرده زیرا هر مسافری اولین بار به راهنمای سفر احتیاج دارد که فکر نمی کنم آقای قمصری راهنمای با تجربه ای باشد.من به شخصه امید زیادی به همایون شجریان دارم و میدانم روزی جای پدر را میگیرد.
    با آرزوی بهترین ها برای شما و دیگر جوانان این مرزوبوم!

  12. مهدي گفت:

    هیچ وقت نظر شخصی خودت را به ملت تعمیم نده این نظر شماست نه نظر ملت.من کل البوم را گوش دادم ولی صدای گوش خراشی نشنیدم. امیدوارم در آینده نزدیک صدای گوش نوازتان را بشنوم.
    ***
    دوست عزیز،
    مثل این که نوشته‌‌ی مرا همین‌جور سرسری خوانده‌اید. لطف کنید و یکی دوبار دیگر بخوانید و بشمارید من چند بار نوشته‌ام «به باور من»، «به نظر من» و قس علی‌هذا؟ من چند بار نوشته‌ام «به نظر ملت» یا «به نظر من که نماینده‌ی تمام ملت هستم»؟؟ انصاف هم چیز خوبی است!
    البته که شما و تمام آدم‌ها کره‌ی زمین حق دارند از این کارش خوش‌شان بیاید ولی من خوش‌ام نمی‌آید. سعی هم کرده‌ام دلایل‌اش را پیدا کنم که چرا برای من آزار دهنده است. شما می‌خواهید ما را به زور مشتری این آلبوم بکنید و کاری کنید زورکی خوش‌مان بیاید؟ اگر از ایراد من ناراحتید، اصلاً جدی نگیریدش و گوش بدهید به این آلبوم و لذت ببرید. نوشته‌ی کسی را هم که می‌خوانید دقیق بخوانید و ببینید طرف نظر خودش را گفته است یا خودش را نماینده‌ی تمام عالم قلمداد کرده است.
    د. م.

  13. فكر نو گفت:

    سلام
    این متنی که نوشته اید مطمئنا یک نقد نیست چون فاقد معیارهای نقد صحیح است
    اما بدون احتساب نقدنویسی می توان متن را تا آخر خواند
    نظرتان محترم است اما تا جایی که حداقل یک دلیل موسیقایی برای آن ذکر کنید نه اینکه صرف لذت نبردن شما یک اثر را زیر سوال ببرید
    نقاط قوت این اثر بیش از نقاط ضعفش است و تازه حرکت جدیدی در موسیقی ایرانی است که پدیده مبارکی می تواند باشد

|