۵

آیا معین به سرنوشت خاتمی دچار می‌شود؟

پیش‌بینی قطعی کردن در عرصه‌ی سیاست، آن‌هم در کشور آشوب‌زده و عجیب و غریبی مثل ایران کاری است که نتیجه‌ی خوبی ندارد. مسأله‌ی اساسی این است که فرض کنیم به معین رأی دادیم و معین رییس‌ جمهور شد. آن وقت چه می‌شود؟ علی‌الظاهر، با توجه به تمامی موانع و مشکلات قانونی و حضور مزاحمت‌آفرین گروه‌های به اصطلاح فشار، کار رییس جمهوری منتخب بسیار بسیار دشوار خواهد بود، علی‌الخصوص که تجربه‌های تلخ دوره‌ی خاتمی را هم داریم.

اما تمام این واقعیت‌های موجود به هیچ رو نباید مانع از این شود که فرایندهای شکل‌گیری یک نظام دموکراتیک را به خوبی تجزیه و تحلیل کنیم. دموکراسی، آن‌ هم دموکراسی مبتنی بر جامعه‌ی مدنی که در آن مفاهیمی مثل کثرت‌گرایی قرار است زیر بنا و پایه‌ی نظام حکومتی باشند، به توصیه و تجویز دولتی تحقق پیدا نمی‌کند. این مردم هستند که دموکراسی را می‌سازند و باید بسازند. در نتیجه در وضعیت فعلی اگر قرار باشد قاطبه‌ی مردم مثلاً تصمیم بگیرند که به هاشمی رأی بدهند، البته که باید تسلیم رأی همین مردم شد و فردا همین مردم هستند که باید پیامدها و تبعات آن انتخاب را بپذیرند. هر نامزدی که انتخاب شود، کارهایی را انجام خواهد داد و کارهایی را انجام نخواهد داد و طبعاً مانع از تحقق برخی از مسایل می‌شود؛ حال این نامزد هر کسی می‌خواهد باشد. مردم کمابیش باید دیگر بدانند که هر کدام از این‌ها روی کار بیایند چه کار خواهند کرد. دکتر سروش در گفت‌وگو با روز، تکلیف هاشمی را عملاً روشن کرده است، هر چند علی‌الظاهر گوش کسی بدهکار نیست به این‌که اصلاً فرهنگ یعنی چه؟

اما گرفتیم که به قول دکتر سروش کروبی در قد و قواره‌ی این نظام است و اوست که باید با این‌ها دست و پنجه نرم کند، این انتخاب، که نزدیک به محال است،‌ خودش هزار عیب و ایراد دارد. من این موضع را نمی‌توانم بپذیرم، در عین احترامی که به سروش می‌گذارم و علاقه‌ای که به او دارم. این جور نگاه کردن به این ماجرا، به نظر من، به زبان ساده یعنی این‌که در این حکومت مردم هیچ‌کاره هستند و مطلقاً کاری از دست‌شان بر نمی‌آید، الا در سطحی بسیار می‌نیمال و حداقلی (واقعیت امر هم همین است!). یعنی حکومت برای خودش دارد کار خودش را می‌کند (=شهوت قدرت‌طلبی‌اش را ارضاء می‌کند) و مردم یک جوری دارند با بدبختی‌های خودشان می‌سازند. به اعتقاد من نمی‌شود گفت که بیایید این‌ها را به حال خودشان رها کنیم تا به تدریج با نزاع‌های درونی‌شان خودشان باعث فرسایش خودشان شوند و عاقبت ملت بتوانند سرنوشت خودشان را بعد از فرسایش این‌ها در دست بگیرند. من این شیوه را نه ممکن می‌دانم و نه مطلوب. بر عکس، من به قوت معتقدم که باید به معین رأی داد. اما با این‌حال باید به نکات زیر توجه جدی داشت:

  1. معین برنامه‌هایی روشن دارد که با مطالبات و خواست‌های جمع فراوانی از جوانان ایرانی منطبق است، و حتی توقعات اکثریت ملت ایران را در بر می‌گیرد. نمی‌توان گفت که چون مثلاً معین بر توسعه‌ی سیاسی انگشت تأکید گذاشته است، توسعه‌ی اقتصادی و رسیدگی به مسایل معیشتی مغفول افتاده‌اند. به گمان من تمام این‌ها ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند.
  2. معین، به فرض انتخاب شدن، درست از روز اول ریاست جمهوری‌اش با چالش‌ها و تنش‌هایی مواجه خواهد شد که به مراتب شدیدتر و سخت‌تر از چالش‌های خاتمی هستند. به این دلیل که معین تکلیف‌اش با بخش‌های انتصابی نظام روشن است و علناً آن‌ها را به چالش گرفته است، و امیدواریم که باز هم همین مسیر را هوشمندانه و با دیپلماسی ادامه دهد. اما این تصور و گمانی واهی خواهد بود که فکر کنیم با آمدن معین مشکلات حل می‌شود. ملت ایران اگر قرار است در یک مبارزه‌ی انتخاباتی شرکت کنند و معین را به صدارت برسانند، باید از فردای همان روز عزم‌شان را جزم کنند که لحظه به لحظه و قدم به قدم دولت معین و خواسته‌های اصلاح‌طلبانه‌اش را پشتیبانی کنند. اما مسأله اصلی این است که آیا ملت این کار را خواهند کرد؟
  3. آمریکا مشکلی بسیار جدی با ایران دارد که یا با اصلاح‌طلبان آن را به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز ممکن است بتواند حل کند. یا ممکن است با هاشمی مصالحه و سازش کند و یا این‌که یکی دیگر از کاندیداها علناً با شاخ گاو در بیفتد و بهانه‌ای به دست آمریکاییان بدهد. اما این‌ها تنها گزینه‌های ممکن نیستند. به هر تقدیر، در این انتخابات نمی‌توان خطر جدی آمریکا را نادیده گرفت. آیا هاشمی گزینه‌ای مناسب برای دفع این خطر است؟ من یکی تردید جدی در آن دارم.
  4. شعارهای معین بسیار جذاب و خواستنی هستند. ممکن است خیلی‌ها بگویند باید دید در مقام عمل معین چه خواهد کرد. اما معین و دولت معین در مقام عمل اگر تنها باشد و بخواهد به شیوه‌ی خاتمی یا فوق‌اش سخت‌گیرانه‌تر از او عمل کند، بدون هیچ تردیدی شکست خواهد خورد و ماجرای همان جنینی خواهد شد که دکتر سروش گفته است. معین،‌ بدون حمایت و پشتیبانی ملت ایران هیچ است.
  5. این نکته‌ی آخری که می‌نویسم، نکته‌ی تلخی است که به هر تقدیر بایدش گفت. باید این آینه را به دست ملت ایران داد تا خودشان را تماشا کنند. ملت هم نه فقط در انتخابات بلکه بعد از انتخابات باید در عمل نشان دهند که صاحب اصلی این سرزمین خودشان هستند نه حاکمانی که بر مسند نشسته‌اند، حاکمان

  1. Farhang گفت:

    mesle hamishe jaaleb bood. Man ham baa khandane mosaahebeye Dr. Soroush kami naa omid va delsard shodam, vali bar in baavaram ke tahlil e ishaan vaaghe’binaaneh bood
    .

  2. امين گفت:

    عجب! دیدید که دست اعتزالیان چندان هم تهی نبود. روش دکتر سروش هم اعتزال از نوعی دیگر است، با این استدلال که «طفل نازادن به از شش ماهه افکندن جنین». من که امیدم به شش ماه هم نیست، اگر دکتر معین به دور دوم برود شاهد تقلب گسترده خواهیم بود یا در نهایت، ریاست جمهوری‌اش تنفیذ رهبری نخواهد شد، یا از همان اول برایش کار را یک سره روشن می‌کنند نه به کابینه‌ات رأی می‌دهیم نه به‌ لوایح‌ات و نه حتی هیچ رسانه‌ای در اختیارت می‌گذاریم که بتوانی اعتراض‌ات را علنی کنی. این دوران پیش از انتخابات را نبینید که چون به مشارکت عمومی نیاز دارند، گذاشته‌اند یک ساعت و نیم در تلویزیون جمهوری اسلامی علیه مطلق بودن ولایت فقیه و استصوابی بودن نظارت فقها بر تمام شئون جامعه حرف بزند، بعد از انتخابات حتی شعار هم نمی‌گذارند بدهد. ریاست جمهوری در جامعه‌ی ما و با قوانین ما قد و قامت‌اش معلوم است و ابزارهای مهار کردن‌اش کاملاً و بطور قانونی در دست رهبر است. هیچ کدام از شعارهای دکتر معین (و همین طور آقای خاتمی) اندازه‌ی دهان رئیس جمهور ایران نیست، چرا که این برای تحقق این شعارها باید سیاست‌های کلی نظام تغییر کنند، ولی سیاست‌های کلی نظام را رهبر و مجمع تشخیص مصلحت تعیین می‌کنند نه رئیس جمهور، و رئیس‌جمهور تنها باید مجری خوبی برای آنها باشد. شعار مناسب رئیس‌جمهور ایران همان یارانه‌ی مستقیم پنجاه‌هزارتومانی است که آقای کروبی مدعی‌اش شده است.
    چرا امیدوار باشیم معین رأی بیاورد در حالی که عاقبت‌ ناخوش‌اش الآن هم معلوم است؟ بیهوده نیست که سروش با آن که از رفاقت‌اش با معین خبر می‌دهد، امیدوار است او رأی نیاورد.

  3. سلام
    از اینکه نقدی بر نظرات سروش نوشتی خوشحالم. دانشجویی ه افکار سورش را از منظری قبول دارد ولی تفکرات او را هم نقد می کند.
    معین شعارهای زیبای دارد و من هم به همان شعار ها و حرفهایی که در بیانه اش امد رای می دهم. مردم ایران هم هزار مشکل دارند. فعلا که وضه کار خیلی خراب است. مردمی که پول مایحتاج ماهیانه را ندارند نمی توانند کتاب بخوانند و یا وقتی برای فکر کردن داشته باشند. می شود از آقایی که ساعت ۷ صبح ازز خانه می رود بیرون و ساعت ۸ شب بر می گردد توقع داشت برای جامعه مدنی تلاش کند و یا در مفاهیم پایه ای کنکاش کند؟ همه هم نمی توانند آرمان خواه محض باشند.
    معین به شرنوشت خاتمی دچار نمی شود. تمی او خیلی دست بالاتر نسبت به تیم خاتمی را دارد. اگر همین تیم فعلی در ان زمان همراه خاتمی بود بهتر از این می شد از این ۸ سال بهره برد. نشد ولی فرصت هست.
    موفق باشی

  4. Enkratic گفت:

    یک قسمت از وبلاگت را بی نهایت دوست داشتم که اکنون حذف کرده ای … آن شعر ها و نثرهای متفرقه .. خواهش زایدی کرده ام اگر بخواهم باز آن را بنویسی ؟

  5. امير گفت:

    من نمیدانم چرا ما اینقدر دوست داریم بدون جواب دادن به پرسشهای مطرح شده ی اولیه ، برای خودمان بگویم و سوال مطرح کنیم و ایجاد اشکال کنیم . قاعدتا روش درست پله پله طی کردن مسیر است یعنی شبهات “اولیه ی” ایجاد شده که نسبت به یک ماجرا پیش آمده را پاسخ بدهیم بعد ماجرا را گسترش بدهیم و به این و آن گیر بدهیم، سوال مطرح کنیم و جواب بخواهیم.
    با اعتزالی خواندن یک عقیده ی مفید یعنی مبارزه ی منفی مخالفم . هنوز جواب سوال های اولیه داده نشده تا نسبت به ماجرا تصمیم بگیریم . سوالهای اولیه هم مشخص است : دولتی که نه مجلس دارد نه تشخیص مصلحتی که معلوم نیست بعد از انتخابات چه تغیراتی میخواهد پیدا کند و متاسفانه کسی هم به آن توجه نمی کند و نه نیرو و قدرت و حتی پشتیبانی ضمنی رهبری را که هر از چند گاهی سیخی به جناحش میزند ، چگونه میتواند از پس شعارها ، برنامه ها ، لوایح و مصوبات و هزار و یک آرزوی در خاک خفته ی زیبای دیگر بر بیاید ؟؟؟
    حالا در این میان یکی هم مثل دکتر سروش کاملا بدور از هیاهوی انتخاباتی نظری مبتنی بر قدرت گیری مجدد و ایجاد فضای تنفس و تجدید نیرو برای جناح اصلاحات می دهد . بد کرده ؟ میداند که آخر و عاقبت معین مانند خاتمی است . چرا باید معین نفر بعدی باشد که خوب تا جائی که میتواند از دانشجوها که مثلا قشر فرهنگی تر این سرزمین گل و بلبل است ، از عارف و عامی فحش بخورد به هیچ ؟ میگوید بگذارید نفسی تازه کنیم . مردم را بفهمیم و بدانیم که این استراتژی وانهادن قدرت – که در اختیار کسانی به قول مرحوم شریعتی خاکشیر خاصیت و البته با چانه زنی بالا ی مریض و دلاکی قرار بگیرد – حداقل سودش تجدید قواست برای نیرو های اصلاح طلب .
    خاتمی با تمام توان و قدرت ناشی از رای بالای مردم حتی حاضر نشد یا نگذاشتند که بشود تا استعفا بدهد .و قدرت را آنگونه که هست به نمایش عمومی بگذارد . مرگ یک بار شیون یک بار میتواند برای بعضی اوقات نسخه ی خوبی باشد .
    حالا که جوانانی را می بینم که خسته از ۸ سال گذشته دارند دسته دسته به ستاد رفسنجانی و قالیباف که دیدیم و شناختیمشان ، می پیوندند که همان شعارهای ۸ سال پیش خاتمی را به قول یکی از خبرگذاری های خارجی با معجون خود قاطی کرده و به خورد ملت میدهند و هیچ یادی از گنجی تحریم کننده و ناصر زرافشان رفراندم خواه در سطح جامعه نمیشود با خودم تکرار میکنم به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ‍ژنده ی خود را …

|