۵

بر دکان هر زرنما خندان شده

می‌دانید آن یادداشت دراز پیشین را درباره‌ی آن کنسرت کذایی می‌شد به اختصار و بسیار کوتاه نوشت. غرض از تطویل این بود که توضیح بدهم «چرا» چنان کاری نیرنگ‌بازی و شیادی است تا کسی گمان نبرد که کارِ ما شده است ادعای بی دلیل. دلیل رشد و رونق این سکه‌های تقلبی، غایب شدن سکه‌های صاحب عیار و راستین است که رخ در نقاب کشیده‌اند یا به بی‌مهری و ستم اربابِ بی‌مروت دنیا، گلیم در سر کشیده‌اند که:
احمقان سرور شدستند و ز بیم
عاقلان سرها کشیده در گلیم
در کشوری که میانه‌ی کنسرت همایون شجریان، در تالار وزارت کشور، برق قطع می‌شود و محمدرضا شجریان با بغض و گلایه و برافروختگی باید برود روی صحنه و عذرخواهی کند، چه توقعی باید داشته باشیم برای رشد و رونقِ بازارِ هنر؟ من این‌ها را در ارتباط مستقیم با هم می‌بینم. توضیح و شرح‌اش بماند برای وقت دیگر. اما خلاصه‌ی حال این است که:
بر دکان هر زرنما خندان شده است
زان‌که سنگ امتحان پنهان شده است
قلب پهلو می‌زند با زر به شب
انتظار روز می‌دارد ذهب
با زبان حال، زر گوید که: «باش
ای مزور! تا بر آید روز فاش»

من به حسن تشخیص ایرانیان فرهیخته و فرزانه ایمان دارم. مطمئن‌ام که اگر کالای راستین را در برابرشان بنهند، میان آن و متاع قلابی فرق می‌نهند. بگذارید تا روز بر آید و سکه‌های تقلبی جایگاه راستین خودشان را پیدا کنند.
جای آن است که خون موج زند در دلِ لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

  1. سیروس به‌ آیین- آژنده- گفت:

    نمی‌دانم فیلم کمال الملک حاتمی را دیده ‌اید، یا نه؟ دیالوگوی بین مطفر الدین شاه و نقاش در موزه‌ی لوور بود که همیشه آن را مثال می‌زنم. شاه به نقاش که می‌خواست هنوز در پاریس بماند و چیز یاد بگیرد، می‌گفت: باید همه ‌چیزمان به همه جیزمان بیاید، صدر اعظم مثل بیسمارک که نداریم که نقاشباشی اینجوری داشته باشیم. همین ایده را از زاویه ای دیگر در مثل عامیانه‌ای که می‌گوید خدا نجار نیست ولی در و تخته را خوب به هم جور می‌کند، پیدا می‌کنیم. پدیده های مختلف و گاه به ظاهر ناهمگون در یک برهه‌ی زمانی و مکانی در بسیاری از جهات شباهت دارند، وهمین شباهت‌های مشترک وجه مشخص یک عصر می‌شوند. متاسفانه وجه مشخص پدیده های عصر کنونی کشور ما، اعم از آنکه مرجع‌شان افراد در داخل یا خارج باشد، وقاحت، گستاخی، بی‌سوادی و پر رویی است. و از این منظر میان احمدی نژاد، و این خوانندگان که جواد یساری که دست کم ادعایی ندارد کمتر مبتذل است، وشاعرانی مثلاً آوانگارد، محض نمونه علی عبدالرضایی هیچ تفاوت ماهوی وجود ندارد. انگار باید در خود و در پدیده های اطراف خود و نوع دیدن و اندیشیدن هایمان کنکاش و دقت کنیم، و به این که معاند جمهوری اسلامی یا تبعاتش هستیم دلخوش نباشیم، در مورد خودم و کسانی که اینگونه فکر می‌کنند می‌گویم. که خود را معاند جمهوری اسلامی پنداشتن کار مهمی نیست. باید دید که جمهوری اسلامی نفوذ و تأثیر خود را تا کجاکشیده و کشانده است. سی سال رواج بیسوادی و ترویج هرزه‌درائی نتیجه‌اش همین می‌شود. یعنی همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید

  2. بازگردد عاقبت این در…خیر
    رخ نماید یار سیمین بر…خیر
    نوبهار حسن آید سوی باغ
    مست گردد زان می احمر ..خیر
    این لینک دانلود «گریه را به مستی…» عبدالوهاب شهیدی است.
    http://www.4shared.com/file/36556293/4aaccf2e/45_-_Geryeh_ra_be_masti_-_Shahidi.html

  3. دوست گفت:

    داریوش! حتماً برو کامنت کوتاه یه بازدید کننده و پاسخ بلند مانی ب. رو در زیر این پستش بخوان! طرف هول شده و دو تا بعد از تحریر نوشته. خیلی جالبه. از تو هم ذکر خیری شده!
    http://manib.blogfa.com/post-502.aspx

  4. وحیده گفت:

    خواستم برای موسیقی های خوبی که در وبلاگتان می گذارید تشکر کنم. شما با این کارتان هم گوش بازدید کنندگان وبلاگتان را می نوازید و هم برای اشاعه موسیقی خوب واصیل کشورمان خدمت می کنید.
    موفق و موئید باشید

  5. مصور پویان گفت:

    ُسیروس به آیین من اصلن نفهمیدم که حرف حسابتان چیه؟ یعنی با چه استرلابی می شود عبدالرضایی را با احمدی نژاد قیاس کرد؟ شما اگر با استاد مشکل دارید چرا مشکلتان را به خوانندگان تعمیم می دهید.من خوشحالم را مدتی است مجلات شعری امریکا به شعر فارسی رغبت نشان داده اند دلیلش هم انتشار و ترجمه وسیع آثار عبدالرضایی است.پیشنهاد می کنم نام کتاب انگلیسی اش و یا نام خودش را در گوگل سرچ کنید و از خودتان خجالت بکشید همه شاعران منتقدان مطرح دارند از او حرف می زنند اصلا سری به یوتیوب بزنید ببینید که مردم با چه علاقه ای کلیپ های شعری اش را می شنوند من واقعا برای امثال شما متاسفم

|