۱۱

کشفِ اسرارِ جبرييل

Print Friendly, PDF & Email
«کسی‌که دست‌کم يک‌بار قرآن نخوانده است که با صراحت لهجه بگويد در قرآن اسم جبرييل نیست و این‌که جبرييل وحی آورده در قرآن نیست، با او چه بگوييم؟»
(رساله‌ی «کشف الاسرار» آيت‌الله خمينی؛ ص ۸)

پ. ن. نويسنده به صراحت دارد می‌گويد که اگر کسی بگوید وحی را جبرييل آورده، يا در قرآن اسم جبرييل هست، يعنی قرآن را «دست‌کم یکبار» هم نخوانده است. يعنی اگر يک‌بار قرآن را بخوانی، می‌توانی «با صراحتِ لهجه» بگويی وحی را جبرييل نياورده است! جالب نيست؟ آن همه غوغا سرِ حرفِ دکتر سروش از کجا بود پس؟ شما چيز ديگری از اين عبارات کتاب آيت‌الله خمينی می‌فهميد؟!

پ. ن. ۲. صرف‌نظر از اين‌که من در چه بخش‌هايی از اين کتاب نظر مختلفی دارم، اين کتاب «کشف الاسرار» کتابی است شگفت‌انگيز و بسيار درس‌آموز. طرفه کتابی است اين کتاب. کتاب، برای زمان خودش کتابی است که يک سر و گردن از بسياری از کتب دينی ديگر بالاتر می‌ايستد. هوش‌مندی و زيرکی نويسنده از سطر سطرش هويداست. اين‌ها معنای‌اش اين نيست که نمی‌شود با آن مخالفت کرد. ادبيات اين کتاب، ادبياتِ من يا ادبيات مورد پسند من نيست. ولی اسلوب ورودِ نويسنده به بحث‌ها منحصر به خودِ اوست.

توضيح ضروری – می‌بينم که بعضی در قرائت من تشکیک کرده‌اند. دوباره توضيح می‌دهم و فکر می‌کنم برداشت من با توجه به سياق عبارات درست است. از ظاهر حرف اين‌گونه استنباط می‌شود که مدعی، يعنی طرف مقابل گفته است اين قرآن را یکی به اسم جبرييل آورده است و ادعا هم کرده که خودِ قرآن دارد می‌گويد اين را جبرييل آورده. طعنه‌ی نويسنده به «قرآن ندانی» مدعی است. يعنی صراحتاً دارد می‌گوید که شما حتی یک بار قرآن را از اول تا آخر نخوانده‌ای که بدانی در قرآن هيچ اسمی از جبريیل برده نشد و هیچ جا قرآن نگفته جبرييل وحی را آورده (و اين سخن عين واقعيت است؛ يعنی در قرآن ذکری حداقل به تصريح از نام «جبرييل» نشده). می‌گويد شما که اصلاً نمی‌دانی در آن کتاب چه چیزی نوشته شده است، بحث کردن با شما بيهوده است! گذشته از اين، مضمون مشابهی را نويسنده در صحيفه‌ی نور می‌آورد (که قبلاً در همين وبلاگ ذکرش رفته است و دکتر سروش هم به آن اشاره کرده است). لذا فکر می‌کنم برداشتی که من کرده‌ام، برداشتی است مقرون به صحت. اين هم عباراتِ ايشان در صحيفه‌ی نور: «ماه رمضان مبارک است. برای اين‌که نزول وحی بر او شده است يا به عبارت ديگر معنويت رسول خدا وحی را نازل کرده است… و به عبارت ديگر وارد کرده است پيغمبر اسلام جبرييل امين را در اين دنيا.» (ج ۲۰ صحيفه‌ی نور؛ سخنرانی ۲۵ فروردين ۱۳۶۶).

تکمله: ممنون از توضيحات همه‌ی دوستان عزيز. بله، روايت درست آن است که مقصود نويسنده اين بوده که مدعی می‌گويد اسم جبريیل در قرآن نيست ولی نويسنده می‌گوید که مدعی قرآن را يک بار هم نخوانده. در حد لفظ و لغت، نام جبرييل در قرآن آمده است (نظرها را ببينيد).

  1. ماکوان says:

    سلام…ببخشید اما من عبارتی را که نقل کرده اید اولا به سختی می فهمم و ثانیا انگار معنایی عکس انچه شما برداشت کرده اید دارد، نه؟!
    *****
    من به قرينه‌ی آن‌چه که در صحیفه‌ی نور آمده است برداشت کردم. برای همین هم آخرش سؤال پرسيدم که آيا شما هم همین را می‌فهميد يا نه. کل جمله کمی مبهم است ولی.

  2. سلام!
    شوخی می کنید دیگر؟؟
    فکر میکنم این جمله خواسته بگوید” کسی که قرآن را حتی یکبار نخوانده و آنوقت با صراحت میگوید که در قرآن نیامده که جبرئیل حامل قرآن بوده ، با این فرد چه باید کرد؟” یعنی ” اگر یکبار قرآن را میخواندی، متوجه میشدی که در قرآن آمده که جبرئیل حامل پیام است!!”
    برداشتتان طنز بود، نه؟؟
    ارادت!
    ********************
    نخير. يک بار ديگر پای کامنت ديگری هم نوشتم که برداشت من به قرينه‌ی سخن مشابهی از آيت‌الله خمینی در صحیفه‌ی نور است. و خودم هم دوباره سؤال کرده‌ام چون مطمئن نبودم.

  3. امین says:

    نخست این که در قرآن اسم جبرئیل هست و این که بر قلب پیامبر نازل شده هم هست (۲:۹۷) صحبت از «روح‌الامین» یا «رسول امین» هم هست، موجودی نیرومند و مکانت یافته نزد صاحب عرش، که فرمان‌روا و امانت‌دار هم هست و پیامبر او را در افق آشکاری دیده.
    دوم این که نویسنده {چون حتماً یک بار قرآن را خوانده) هیچ‌گاه خلاف این واقعیت را نمی‌توانسته بگوید، لابد منظورش عکس این که شما برداشت کرده‌اید بوده ولی نارسایی نثر فارسی یا غلط مطبعی باعث اشتباه شده‌است.
    سوم این که می‌گویند اسم صحیح کتاب «کشف اسرار» است نه «کشف‌الاسرار» (نقل از خاطرات آقای منتظری)
    چهارم این که چند صفحه از صفحه‌ی هشت به بعد کتاب را خوانده‌اید که این حکم را بر آن روا دانسته‌اید؟
    آیا «اسرار هزار رساله»‌ی حکمی‌زاده را (که این کتاب پاسخی به آن است) توانسته‌اید بیابید و بخوانید؟
    ************************
    امين جان
    بايد با خودت حرف بزنم. اما به اختصار: يکم این‌که نه. در قرآن آمده است روح الامين يا شديد القوی ولی هيچ اسمی از جبرييل برده نشده است. در حد لفظی و لغوی کاملاً اين ادعا درست است. دوم اين‌که چنان‌که اشاره کرده‌ام عين این مضمون را در صحيفه‌ی نور، نويسنده تکرار کرده است. سوم اين‌که هر دو روايت آمده است. هم کشف اسرار هم کشف الاسرار. چهارم اين‌که کل کتاب رو ديشب خواندم. هنوز بر سر حرف‌ام هستم. توضيح‌اش شرح درازی دارد. دشواری کار اين است که نمی‌شود در وضع فعلی درباره‌ی اين کتاب اظهار نظر کرد. علی الاصول کتابی است بسيار جالب. جالب نه به اين معنا که مثلاً اين کتاب چيزی است شبيه به مثلاً مثنوی يا اشارات ابن سينا يا نامه‌های عین القضات و کتاب‌هايی از اين دست. تعلق خاطر من به آن کتاب‌ها از باب ديگری است و تحسين من هم از باب ديگر. این را افزودم که باب شبهه بسته شود. همين اشاره هم فکر کنم کافی است.

  4. پاسپارتو says:

    اگر اشتباه نکنم غوغا بر سر سخنان دکتر سروش به خاطر این بود که در صحت و قطعیت آیات قرآن تشکیک کرده بودند وگرنه غوغا بر سر جبرئیل نبود
    ******
    نه اتفاقاً يک بخش‌اش سر همین بود. به همين خاطر است که سروش صراحتاً از در دفاع در آمد و از آيت الله خممینی هم نقل قول کرد.

  5. دوست says:

    در خیلی موارد یک سر و گردن از اقرانش بالاتر بود. فقیهی که سرود:
    دکه زهد ببندید در این فصل طرب/ که به گوش دل ما نغمه تار آمد خوش!

  6. امین says:

    داریوش عزیز،
    لازم است مؤکد کنم که در قرآن نام جبریل هست (سوره‌ی بقره، آيات ۹۷ و ۹۸ مثلاً) و بنابراين امکان ندارد منظور آقای خمینی را آن‌گونه بخوانيم که شما برداشت کرده‌اید.
    در ضمن بسیار روا و بلکه لازم است که تعلق خاطری داشته باشیم به این گونه کتاب‌ها که به حق تاریخ‌ساز بوده‌اند. خواندن این کتاب‌ها از آن جهت لازم است که مدعیات دست‌اولی در آن‌هاست که ریشه‌ی بسیاری از جریانات و گفتارهای تاریخ معاصر را می‌توان در آن‌ها جست و يافت.
    اما این کتاب پاسخی است به «اسرار هزار رساله» نوشته‌ی «علی‌اکبر حکمی‌زاده» که خوش‌بختانه در جست‌وجوی اینترنتی یافت شد: این لینک را دنبال کنید.
    با توجه به این که کل کتاب «کشف اسرار» در پاسخ به حکمی‌زاده است لازم است قبلاً کتاب او را بخوانید.
    ********************
    در مورد ذکر اسم جبرييل درست می‌گویی. اشتباه از من است. ولی در مورد وحی و اين‌ها هنوز هيچ اشاره‌ای با مدخلیتی فيزيکی جبرييل نيستی. بحث نزول بر قلب در ميان است که در يادداشت‌هایی که نوشتم به آن اشاره رفته است.

  7. پاسپارتو says:

    نام جبرئیل به تصریح در قرآن آمده و این‌طور که من می‌فهمم در آیه‌ای که به نزول قرآن کریم اشاره می‌کند آیه ۹۷ سوره بقره را ببینید

  8. امین says:

    در صفحه‌ی ۱۸ نسخه‌ی pdf اسرار هزار ساله که لینک‌اش را در کامنت قبل گذاشتم می‌توانید جمله‌ی آقای حکمی‌زاده را که آقای خمینی پاسخ داده ببینید. حکمی‌زاده می‌گوید:
    «در قرآن می‌گوید وحی را روح‌الامین بر قلب تو می‌فرستد و هيچ نامی از وحی آوردن جبرئیل یا پر و پشم آن در میان نبوده»
    بنابراين لزوماً نظر خمینی باید در پاسخ به این نظر و عکس آن باشد.

  9. مهشا says:

    سلام
    نام جبریل (شکل مخفف جبرئیل) سه بار در قرآن آمده است:
    قل من کان عدوا لجبریل فانه نزله علی قلبک باذن الله مصدقا لما بین یدیه وهدی وبشری للمومنین بقره ۹۷
    —————————
    من کان عدوا لله وملآئکته ورسله وجبریل ومیکال فان الله عدو للکافرین بقره ۹۸
    —————————
    ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما وان تظاهرا علیه فان الله هو مولاه وجبریل وصالح المومنین والملائکة بعد ذلک ظهیر تحریم ۴
    —————————
    در ابن سه آیه، فقط آیه‌ی نخست است که به گونه ای به تنزیل قرآن بر قلب پیامبر اشاره می‌کند. اگر ارجاع و تفسیر صاحب کشف الاسرار را بپذیریم، ضمیر مفرد مذکر در فإنه به جبرئیل باز نمی‌گردد، و به صاحب وحی (خداوند) باز می‌گردد.

  10. ماکون says:

    من که در نهایت از استناد شما به حرفهای این آقا خنده ام می گیرد …این آقا اگر برداشت درستی از قران داشتند که این همه مزخرفات به هم نمی بافتند… ضمنا اصلا درست نیست کسی که می خواهد نظری را موجه جلوه دهد از اوتوریته مشروع یا نامشروع دیگران مایه بگذارد! نه؟

  11. مهشا says:

    حضرت داریوش
    کاش این مطلب را بر اساس همین حواشی از نو بنویسی و مطلب صاحب ایرار و کشف اسرار را با نقد خود یکجا می نوشتی تا استدلال اول و آخربهتر نمایانده شود.
    در ضمن اگر در کشف اسرار بیشتر پیش بروی به تفصیل در صفحات ۱۲۵و ۱۲۶ این اشکال طرح و پاسخ داده شده است. آن متن پسین، نشان می دهد که نقدهای ناقدان یادداشت وارد بوده.
    والأمر إلیک؛ محمد غیر یزدی

|