۱

آب و هوای دانشگاه

Print Friendly, PDF & Email
چند روز مرخصی گرفته‌ام که کمی کارهای عقب‌مانده‌ام را سامان دهم و فکرهای‌ام را جمع‌ و جور کنم. امروز آمده‌ام دانشگاه. بعد از چندين سال دارم با اينترنت دانشگاه وبلاگ می‌نويسم! يادش به خير آن روزهايی که وسط وقت تنفس کلاس می‌آمدم و وبلاگ می‌نوشتم. روزگاری بود. اين‌جا هم که اين روزها، وسط تابستان، اتاق دانشجوهای دکترا برهوتی است برای خودش. من مانده‌ام و يک اتاق بزرگِ خالی با کلی کامپيوتر دور و برم! هوای دانشکده آدم را به صرافتِ سياست می‌اندازد. حيف که دارم بساط‌ام را جمع می‌کنم برگردم خانه. وسط راه بايد بروم کتابخانه چند تا کتاب بگيرم برای کارم. وقت‌اش نيست و گرنه موسمِ نوشتن درباره‌ی انتخاباتِ آينده‌ی رياست جمهوری در ايران است. به جز اين‌ها، هيچ اتفاق خاصی اين روزها نمی‌افتد. می‌خواهم کمی درس بخوانم. کمی کار کنم. کمی هم سعی کنم آدم شوم!
  1. امین says:

    ایران تشریف دارید؟
    ****
    نخير قربان! در همين شهر بارانی لندن هستيم هنوز!

|