۹

قصه‌ی من و دکتر سروش

Print Friendly, PDF & Email
زياد ديده‌ام که بسيار کسان اين را تکرار کرده‌اند که من مريد سروش هستم و چه و چه. گفتم توضيحی بدهم و مثالی بزنم شاید بعضی ذهن‌ها روشن شوند. بعضی ديگر از ذهن‌ها البته روشن شدنی نيستند و طبعاً کاری نمی‌شود برای آن‌ها کرد. نخست اين‌که من سخت به سروش وام‌دارم. بسيار از او درس آموخته‌ام و مستقيم و غير مستقيم از چشمه‌ی دانش و معرفت او عطش عقل و دل‌ام را فرونشانده‌ام. اما اين‌که من از سروش درس آموخته‌ام، مرا مريد و پيرو متعبد و مقلد کورکورانه‌ی سروش نمی‌کند. تعجب می‌کنم از طايفه‌ی صاحب خرد که نمی‌توانند اين تمايز را ببينند. البته تا حدودی حق می‌دهم به عده‌ای. وقتی کسی را از نزديک نشناسی و تمام ارکان فکری‌اش را حلاجی نکرده باشی، عجب نيست اگر داوری‌ها عجيب و غريب درباره‌اش داشته باشی. آری، بسياری از باورهای من با آراء سروش سازگاری و هم‌خوانی دارد. در اين شکی نيست. اما طبيعی است در جاهايی من و سروش اختلاف نظر هم داشته باشيم. خلاصه کنم. اگر جايی، و در بسيار جاها، من از رأی سروش دفاع می‌کنم، بسيار بيش از آن‌چه که از سروش دفاع کنم، در واقع دارم از خودم دفاع می‌کنم و موضع فکری خودم را روشن‌تر می‌کنم. حکايت من، چنان‌که برای دوستی در ذيل نظرها نوشتم، حکايت عبدالمطلب و خانه‌ی کعبه است. عبدالمطلب وقتی پيش ابرهه رفت، در طلب شترهای خودش رفته بود و به ابرهه گفت آن خانه خدايی دارد که می‌تواند از او محافظت کند. قصه‌ی من و سروش هم همين است. من از باور خودم دفاع می‌کنم و البته باور من در بسيار جاها هم‌سو با آموزش‌های سروش است. اما سروش خودش بهتر می‌تواند از خودش دفاع کند. همه‌ی پرسش‌هايی را که بايد از دکتر سروش بپرسيد از من نپرسيد. من مدافع رأی خودم هستم، نه وکيل دکتر سروش. سروش بسيار از من تواناتر است در دفاع از باور و انديشه‌اش. نياز به يکی مثل من ندارد. شايد اين نکته را در توضيحات و حاشيه‌های بعدی که بر بحث اخير دکتر سروش نوشتم، روشن‌تر ببينند. به هر حال اميدوارم کسانی که با اين غلظت درباره‌ی من و دکتر سروش داوری می‌کنند، به جای اين تندروی‌ها وقت بگذارند و با انصاف و بدون تعصب سخنان خود سروش را بخوانند تا يکی مثل من مجبور نشود بگويد حرف‌های سروش را جور ديگری هم می‌شود فهميد. و من اين «جور ديگر» را سعی می‌کنم در آينده توضيح بدهم. نمی‌دانم اين «جور ديگری» که من سخن سروش را می‌فهمم با آن‌چه که مد نظر اوست دقيقاً يکی است يا نه. اگر باشد چه بهتر. اگر هم نباشد، خاصيت کوشش علمی همين است ديگر. يکی تلنگری به آدمی می‌زند و آدم به وادی ديگری می‌افتد. خيلی هم مبارک است اين اتفاق. من از آدم‌هايی نبوده‌ام که چيزی از کسی بياموزم و بعد به خاطر اين‌که قدرت سياسی آن آدم را خوش نمی‌دارد، جانب حقيقت و انصاف و جوانمردی را فرو بگذارم برای اين‌که منافع قدرت تأمين شود. قدرت خودش می‌تواند منافع خودش را تأمين کند (چنان‌که حتی با تعطيل کردن اصول و فروع دين اين کار را بلد است بکند!). بگذاريد ماها زندگی خودمان را بکنيم.
  1. علیرضا says:

    با سلام و تشکر. مدت چندانی نیست که پس از مدتها، مشغله بسیار به من اجازه داده است که بعضی اوقات دوباره بتوانم به موضوعاتی از این دست بپردازم. این سخن شما برایم بسیار جالب بود. من نیز با تلنگر دکتر سروش و بعضی دیگر، در راهی افتادم و دریافت خودم را از نظریات ایشان دارم و نمی دان تا چه اندازه با منظور ایشان منطبق است و همچنین با دریافت شما و یا حتی رهیافت شما؟ امید وارم زودتر “جور دیگر” خود را بنویسید.

  2. alireza says:

    برادر جان!خوب نوشتید:نخست این‌که من سخت به سروش وام‌دار است!!

  3. آقا تازگی‌ها وبلاگ در صفحه‌ی اصلی، کمی مشکل اسکرولینگ‌اش عود کرده. دلیل‌اش را هم نمی‌دانم. از Explorer استفاده می‌کنم.
    ****
    يعنی خيلی حاد است؟ می‌دانم کمی با اسکرولينگ مشکل دارد. يکی از دلايل‌اش افزودن تعداد مطالب در صفحه‌ی اول است. تغييرش می‌دهم ببين چه فرقی می‌کند.

  4. منظوریاب says:

    منظور علی رضا این است که عبارت “من سخت به سروش وام‌دار است” از نظر دستور زبان مختصری مشکل دارد. یا فعلش را “وام دارم” بکنید و یا فاعلش را “این بنده”. ضمناً از نظر استراتژیک اگر “وامدار” را سر هم بنویسید (عینهو مثل دامدار و نامدار) دور نیست که عندالله مثاب و مأجور باشید. ان شاءالله تعالی.
    ****
    اصلاح شد.

  5. نه عزیز. حاد نیست. اما خوب مشکل است دیگر. برای من عجیب شده این اسکرولینگ ملکوت شما!
    ***
    تعداد مطالب صفحه‌ی اول را کم کردم. بايد مشکل کمی مرتفع شده باشد. نشده؟

  6. خیر! نشده.
    ****
    دست ما کوتاه و خرما بر نخيل. ولی خوب يک راه حل سرراست دارد: از فایرفاکس استفاده کن. بدی ماجرا اين است که صفحه‌ی خودت در فايرفاکس به ملکوت اعلی واصل می‌شود و پاک همه چيزش به هم می‌ریزد. حالا تو که اين‌ها را به ما گفتی، لااقل برو صفحه‌ی خودت را سازگار با فایرفاکس کن! همه‌اش که نمی‌شود تو به صفحه‌ی ما گير بدهی. بعضی وقت‌ها ما هم بايد به صفحه‌ی تو گير بدهيم!

  7. خوب خدا خیرت دهاد…خیلی وقت بود که دستی به سروگوش صفحه نکشیده بودم. حالا می‌روم فایرفاکسی‌اش می‌کنم.

  8. اما راست گفتی! صفحه‌ی خودت در فایرفاکس می‌شود باقلوا! برای من هم این کنار صفحه‌ام به‌هم ریخته. بقیه‌ی چیرها که درست است دیگر؟ حالا درست‌اش می‌کنیم.

  9. اميد .س says:

    سلام
    با سپاس از مطالب قابل تاملتان.
    يك نكته: سايت دكتر سروش در ايران به گونه اي هوشمند فيلتر شده. يعني آشكارا نمي نويسند كه فيلتر شده ولي صفحه سايت را هم نمي آورند!. اين جوري بسياري فكر ميكنند مشكل از خود سايت دكتر سروش است و از ديدن آن چشم پوشي مي كنند.

|