۳

کابوس رهبری در آلمان و گناه زبان

با جان کین درباره‌ی مفهوم «رهبری» صحبت می‌کردم. برای رهبری در زبان انگلیسی واژه‌ای هست که بار معنایی زیادی دارد: Leadership اما همین کلمه، همین معنا وقتی در زبان آلمانی قرار باشد به کار برود، گرفتار کابوس‌های هراس‌آوری می‌شود که خاطره‌ی هیتلر را زنده می‌کند. در آلمانی ترجمه‌ی دقیق این کلمه می‌شود Führerschaft. جان کین به نقل از یک مورخ و استاد دانشگاه آلمانی (نام‌اش را می‌پرسم و همین‌جا نقل خواهم کرد) می‌گفت که آلمانی‌ها اساساً از کاربرد این کلمه پرهیز دارند، چون یادآور واژه‌ی Führer است که اشاره به همان «پیشوا» یعنی هیتلر دارد. او می‌گفت الآن می‌فهمم که چرا هر وقت در جمعی آلمانی‌زبان این واژه را برای «رهبری» به کار می‌برم، ابروها گره می‌خورد و شنوندگان احساس معذب بودن می‌کردند! این واژه برای «رهبری» واژه‌ای شده است خشن و سنگین. گوینده‌ی آلمانی‌زبان امروز ترجیح می‌دهد با به کار نبردن آن و حتی گاهی استفاده از معادل‌های انگلیسی یا حتی تعبیر «team leader» زبان‌اش را بهداشتی کند که یادآوری دیکتاتوری هیتلری نباشد. در این فضا، کلمه‌ی «رهبری» مترادف شده است با ریاست‌طلبی و سروری کردن و استبداد و خودکامه‌گی. این گناهِ زبان است یا گناه کسانی که نمی‌توانند حساب زبان را از سیاست جدا کنند و بسیاری از معانی را قربانی هراس و ترس از خودِ واژه‌ها می‌کنند؟
  1. H گفت:

    خارج از موضوع
    پیشنهاد می شود در این سایت بخشی را نیز به مداحی و سخنرانی بزرگانی چون استاد مطهری ؛ شریعتی و… اختصاص دهید .قول می دهم بازدیدکنندگان چندین برابر شوند.
    یاحق
    ***
    دوست عزیز،
    من برای افزایش بازدید کننده از این کارها نکرده‌ام یعنی هیج کاری نکرده‌ام که غرض‌اش افزایش بازدید کننده بوده باشد. مداحی و مطهری هم به گروه خون من نمی‌خورد.
    اما ممنون از اظهار لطف‌ و توجه‌تان.

  2. mohammad گفت:

    baaaaaaz dobareh nafaqhmideh ezhare fazl farmoodi ki migeh almani ha az kalameye Führer parhiz mikonand mahze ettelae sarkar ke be hamecheez dekhalat mifarmaeed bayad arz konam ke almaniha kalameye Führer ra milionha bar dar rooz bekar mibarand masalan dar wajehye REISEFÜHRER ke maniye rahnama wa hamrahi konandeye mosaferan ast
    bogzarim az kalamati mesle Führerschein Lokführer gruppenführer
    migi na boro az john kane et bepors halaa chehesrari dari ke dar morede chiz haee ke nemidooni farmayesht koni
    ***
    به به! دل‌مان تنگ‌تان شده بود. دل‌تنگ تبخترهای سرکار شده بودیم! آقای عزیز! یک بار دیگر متن را بخوانید و مرحمت فرموده همان لینک ویکی‌پیدیا را باز کنید و قسمت مربوطه را دقیق بخوانید. به این نمی‌گویند «اظهار فضل». اسم این اطلاع‌رسانی است آقا. گذشته از این اصلاً مراد من کاربرد ترکیب‌های مختلف کلمه نبود. مراد من عین کلمه بود. رفرنس اصلی موضوع هم از خود جان کین است به نقل از استادی آلمانی. محض آسودگی خاطر شما، نام‌اش را می‌پرسم و می‌آورم (که احتمالاً از فردا دنبال در آوردن پرونده‌ی طرف بروید!). حالا شما چرا ناراحت می‌شوید؟ معنا و مضمون مطلب بسیار روشن بود. آلمانی‌ها بین این کلمه و شخص هیتلر ارتباط بر قرار می‌کنند. و شواهد این هم بسیار فراوان است. من هنوز نمی‌توانم این اخلاق حضرت‌عالی را درک کنم که فقط خوش‌تان می‌آید به ملت سرکوفت بزنید که آی تو نمی‌دانی و نمی‌فهمی و ال است و بل. مرد حسابی! برو بنشین و چیزی بنویس تا مراتب فضل و دانش‌ات بر عالم آشکار شود و اساساً مردم بفهمند شما در چه چیزهایی استادید و از چه چیزهایی سررشته دارید. تا مردم بدانند چقدر از این عیب‌هایی که از دیگران می‌گیرید در خودتان هست. کاش کمی به خودتان بیایید. این بازی با شما خیلی خیلی تکراری است. خوانندگان این‌جا هم بچه‌بازی‌های شما را خوب می‌شناسند، آقا!

  3. بهروز علیخانی گفت:

    آقای محمد پور، باید در تایید سخن جان کین بنویسم که کاربرد کلمه ی Führer در زبان آلمانی واقعاً تابو می باشد. من هم تجربه ی آقای کین را در ابتدای ورودم به آلمان در یکی از سمینارهای دانشگاه داشتم.
    من نمی دانم این آقای محمد که بنظر می رسد با زبان آلمانی آشناست به چه دلیلی این قضیه را کتمان می کند!
    ***
    این آقای محمد در این کار (یعنی نوشتن چنین نظرهایی در وبلاگ بنده) سابقه‌ی درازی دارد. خوب است
    این صفحه را ببینید بالاخص آن لینک «ابتذال در ملکوت» را. همه چیز دستگیرتان می‌شود!

|