۹

نقد تمام عیار

سلسله‌ی نقدهای سعید حنایی کاشانی بر یادداشت‌های اکبر گنجی درباره‌ی شریعتی هنوز ادامه دارد (آخرین یادداشت‌اش «شریعتی، مارکس و حقوق بشر» است). تا به حال گنجی به هیچ کدام از این‌ها پاسخ نداده است و حقیقتاً فکر می‌کنم جای پاسخ هم ندارد. سعید حنایی حق مطلب را به خوبی ادا کرده است و سنجیده‌تر، منطقی‌تر و برنده‌تر از این نمی‌شود سخنان گنجی را نقد کرد. من به این می‌گویم نقد تمام عیار. نویسنده‌ی فلّ سفه، هم مستقیماً به آثار شریعتی مراجعه می‌کند و آن‌ها را نقل می‌کند، هم عبارات گنجی را درست در کنار آن‌ها نقل می‌کند و هم رأی خودش را با تکیه بر مستنداتی که دقیقاً پیش روی خواننده است ارایه می‌کند. به گمان من، هیچ کس تا به حال به این شیوایی نتوانسته سست بودن و پریشان بودن نقدهای گنجی از شریعتی را نشان بدهد. دست مریزاد! (هر چند ظاهراً سعید حنایی کاشانی هنوز با من سر ماجرای آشوری و عبارات تندی که به کار برده بودم، قهر است!).

  1. هادی گفت:

    نه با آقای گنجی کار دارم، نه با آقای حنایی، و نه با جناب‌عالی. هیچ‌وقت هم ذهنم را مشغول دعوای موافقان و مخالفان شریعتی نکرده‌ام. اکنون نیز نمی‌کنم.سخن من، از زاویه‌ی دیگری، آن‌هم مربوط به شماست. چیزی که مرا شگفت‌زده کرده، حالتِ سمپاتی ِ شما نسبت به آقای حنایی است!! منطقاً و انصافاً از کجا فهمیدید که آقای گنجی پاسخی ندارند و ناتوان از پاسخ هستند؟!! دست کم بگویید به احتمال زیاد! چرا این‌اندازه قاطع و استوار می‌گویید؟!
    ***
    من نظر خودم را گفتم. گنجی در برابر این نقدها اگر پاسخی داشته باشد (که بسیار بسیار بعید است داشته باشد)، شاهکار کرده است. مهم نفی و نقض ادعای او درباره‌ی شریعتی بوده است و همین برای من کفایت است. بعد هم اصلاً حالت سمپاتی‌ای در بین نیست. من خودم نه وقت این را داشتم نه بضاعت‌اش و نه امکانات‌اش را که بنشینم مستقیم از آثار شریعتی نقل قول کنم و مدعای گنجی را نقض کنم. این کار را سعید حنایی کاشانی کرده و باید از او سپاسگزار بود. نکته‌ی دیگر این‌که من در همان یادداشت نخست‌ام با شدتی بسیار بیشتر گنجی را در واقع «ملامت» کرده بودم. پس چرا در باوری که فکر می‌کنم درست است و هنوز هیچ بینه‌ی محکمی بر خلاف آن نیافته‌ام «قاطع و استوار» نباشم؟ آقای گنجی در این مورد سخت اشتباه می‌کند و مسأله چیزی در حد لجاجت است. و این برای گنجی مایه‌ی تأسف است.

  2. شیدا گفت:

    میتونم بپرسم شغل شما چیه؟؟ اگه اشتباه نکنم ساکن لندن هستید..برام جالبه بدونم آدمی مثل شما با تحصیلات احتمالا فلسفه یامشابه اون(علوم انسانی) در لندن به چه کاری مشغوله…مدتیه که مطالب شمارو میخونم ..قلم زیبایی دارید…موفق باشید
    ****
    مترجم و ویراستار مقالات علمی. همین.

  3. alireza گفت:

    سلام
    آن گوشه ی حجر، همان دامان هاجر که مرحوم دکتر می گفت خانه ی او تنها در آن گوشه متمایل می شود، همان جا دعایت کردم.جانم
    ***
    حج‌‌ات مقبول برادر! امید که از حج گل راهی به حج دل برده باشی.

  4. هادی گفت:

    داریوش عزیز! بر باورتان استوار باشید، نه بر جواب نداشتن ِگنجی یا حنایی یا هر کسِ دیگر. وقتی کسی حرفی را نقد می کند و نمی پذیرد، بر نقد خود استوار است نه بر جواب نداشتن ِ حریف. شاید، و فقط شاید حریف جوابی داشته باشد. جز این اگر باشد، دیگر چه جای گفتگو؟!!
    ***
    هادی جان،
    باب گفت‌وگو باز است. گنجی هیچ نگفته است، نه نفیاً نه اثباتاً. خوب است اگر برای این‌ها جوابی دارد بنویسد. «ما همه کردیم کار خویش را / ای بزرگ آخر بجنبان ریش را!»

  5. هادی گفت:

    اینم مقاله ی من: ورزشی، فلسفی، سیاسی. اگه خواستیذ، بخونید آن را:
    http://www.parsfootball.com/news/9656.html

  6. هادی گفت:

    ببخشید روده‌درازی می‌کنم! وقتی شما پیشاپیش، مطمئنید که طرف، پاسخی ندارد، دیگر چه باب ِ گفتگویی و چه انتظار ِ پاسخی؟!! شما فقط نشسته‌اید که او یا جواب ندهد، یا پرت و پلا بگوید! باور کنید سر ِ سوزنی در مقام دفاع از کسی نیستم. هرگز! حرف و سخن و دغدغه‌ی من، درباره‌ی “روش” است، نه ارزش‌ ِاین و آن کس یا سخن.
    ***
    هادی جان،
    این جمله را دوباره بخوان: «حقیقتاً فکر می‌کنم جای پاسخ هم ندارد» این جمله فرق می‌کند با این‌که بگوید اکبر گنجی اصلا دیگر نمی‌تواند هیچ چیز بگوید. شاید باید روشن‌تر می‌نوشتم. امیدوار بودم حداقل شما مفهوم این جمله را آن قدر نپیچانید. حرف من، اعتقاد من، بسیار روشن است. اکبر گنجی نقد کرده (به نظر من نقدی سست) و پاسخ نقد را شنیده (به نظر من پاسخی استخوان‌دار و سنجیده). این نگاه مرا به این‌جا می‌رساند که اکبر گنجی نقدش در موضعی ضعیف و ناکام است مگر این‌که او بتواند شواهد تازه‌ای جز آن‌چه تا به حال نوشته است ارایه کند. اگر قرار باشد مرتب همین حرف‌ها را تکرار کند، توهین به شعور مخاطب است. ما ضعف ادراک یا ثقل سامعه نداریم. اگر حرف متینی باقی است که او نگفته است، بهتر است آن‌ها را بگوید. یا واقعاً بتواند نشان دهد نقدهایی که نویسنده‌ی فل سفه از او کرده وارد نیست (که این کار را من کار دشواری می‌دانم و از اکبر گنجی بعید). نمی‌خواهم کلنجار بیهوده بروم. فکر می‌کنم اگر فاصله‌ی عاطفی را با هر دو نوشته حفظ کنیم، دعوایی لازم نخواهد بود.

  7. هادی گفت:

    حالا گرفتم چه می‌گویید. با شما موافقم

  8. نیلوفر گفت:

    اقای محمدپور: لطفا می تونید بگید که این مقالات علمی را برای کی و ار کدام زبان ترجمه و ویراستاری می کنید؟
    ***
    زبان‌اش معلوم است: از انگلیسی به فارسی و بر عکس. سؤال دیگری اگر دارید، ای‌میل بزنید تا اگر لازم بود توضیح بدهم. همه چیز را آدم در وبلاگ نمی‌نویسد. به هر حال زندگی هر آدمی یک مرز خصوصی هم دارد!

  9. مهدی کوشک گفت:

    گنجی این بار نقد جدی تر و عمیقی از شریعتی کرده و جواب همه را یکجا داده است. حالا اگر منتقدان در حد گنجی هستند به او جواب دهند
    ***
    خوب بود لینک‌اش را این‌جا می‌گذاشتید. شما هم این‌قدر تند نروید. بگذارید منتقدان گنجی هم حرف‌ها‌ی‌اش را بخوانند. شاید آن‌ها هم جواب محکم‌تری داشتند.

|