۴

از شاهکارهای بازجوهای بی‌سواد

این را یادم رفته بود بنویسم که وقتی سریال اعترافات پخش می‌شد، این بیچاره‌ی کیان تاجبخش می‌گفت: «آقای پوُپر» (Pooper)! نمی‌گفت: «پُپِر» (یا حتی پاپر، Popper). به نظر شما اصلاً ممکن است آدمی که در غرب تحصیل کرده باشد و آن‌جا بزرگ شده بود، چنین اشتباه فاحشی مرتکب شود؟ چه جور آدمی می‌گوید «پوُپر»؟ آدمی که مدام با متن‌های فارسی سر و کار دارد و قرائت انگلیسی یک اسم را نمی‌داند. شاید (محض خاطر بعضی از دوستان عجول، زیر شاید را خط می‌کشیم!) هم تاجبخش می‌خواسته با این قرائت غلط که قطعاً خودش از غلط بودن آن آگاه است، به ملت (البته ملت فلسفه‌خوان) بفهماند که بابا این‌ها خیمه‌شب‌بازی است، باور نکنید این مزخرفات را. ولی مسئولان گرداننده‌ی این سریال دنبال کوبیدن چه کسی بودند؟ پوپر برای چه کسی زیان‌آور است؟ پوپر را در برابر چه کسی مطرح می‌کنند؟ ذهن‌های ساده‌اندیش امنیتی نام پوپر و عبدالکریم سروش را البته مترادف می‌گیرند، بدون توجه به این‌که میان مبانی فکری این دو آدم تفاوت زیادی هست. ولی بازی تبلیغات است دیگر. در نتیجه، اگر مستقیم نمی‌شود به سروش در این برنامه گیر داد، غیر مستقیم که می‌شود! قصه‌ی همان دیوانه‌ای است که در یکی از روزنامه‌های دروغ‌پرداز و خیال‌باف وطنی ما نوشته بود سروش و پوپر با هم قهوه می‌خورده‌اند، غافل از آن‌که قصه اساساً خیالی است! پس جای تعجب ندارد که آن روزنامه‌ی کذایی امروز از مدافعان این خیمه‌شب‌بازی خنده‌دار است و فکر می‌کند عجب توطئه‌ی مهمی را کشف کرده‌اند! خدا شفای‌تان بدهد که مرض‌تان خیلی ریشه‌دار و عمیق است.

  1. دلسوز وطن گفت:

    جان مادرت یک خورده مطالعه کن بعد بنویس.
    اگرهم می خواهی به چیزی انتقاد و از موردی دفاع کنی این قدر ضعیف و دون ننویسی .
    نه هرکه خارج نشین شد همه چیز می داند.
    ***
    دلسوز وطن نازنین،
    شما که لابد از کارهای صدا و سیما بهتر خبر دارید، ما را توجیه بفرمایید. این حرف‌های بچه‌گانه یعنی چه آخر که «هر که خارج‌نشین شد . . .»؟ من نمی‌فهمم شما چرا نمی‌توانید مسأله را انسانی ببینید و حتی ایرانی هم‌وطن خودتان را هم با مقیاس مرز جغرافیایی می‌سنجید؟ بفرمایید کجای این یادداشت نیاز به مطالعه‌ی بیشتر از این داشت؟ کجای داده‌های‌اش غلط است؟
    این‌که آقایان پوپر را به سروش ربط می‌دهند؟ شما خودتان بهتر است سری به آرشیو کیهان بزنید تا ماجرا دستگیرتان شود. برادر عزیز! خارج نشین و داخل نشین بودن ندارد، آدم تا کتاب دست‌اش نگیرد و نخواند و تا در کار مطالعه جدی و بی‌غرض و مرض نباشد، چیزی بارش نخواهد بود. ربطی هم به خارج یا داخل بودن ندارد. تو را جان مادرت (به لحن و بیان خودتان)، این پیش‌فرض‌های کهنه را کنار بگذار!
    د. م.

  2. مهدی گفت:

    در اینکه خیلی از مواقع از این ربط های بی خود داده می شود حرفی نیست .. ولی دلایل شما هم برای گیر دادن به این برنامه از دلایل صدا و سیما خنده دارتر است که مثلن پپر را گفته پوپر که به ما بفهماند … بی خیال بابا … ما انتظار نوشته های علمی تری از شما داریم..
    ***
    دوست عزیز،
    جمله را دقیق خواندید؟ «شاید هم تاجبخش می‌خواسته با این قرائت غلط که قطعاً خودش از غلط بودن آن آگاه است، به ملت (البته ملت فلسفه‌خوان) بفهماند که بابا این‌ها خیمه‌شب‌بازی است، باور نکنید این مزخرفات را». آن شاید اول جمله را دیدید؟ لحن جمله را دقت کردید؟ از سر و روی جمله می‌بارد که نه نحلیل علمی است و نه نظر کارشناسانه. حرف است. مثل هزاران شاید که من و شما صبح تا شب می‌گوییم. چقدر شما عجله دارید. پیاده شوید با هم برویم!

  3. خیلی وقت است که مشتری وبلاگتان هستم آقای داریوش ملکوت عزیز ! همیشه هم از نوشته هایتان لذت برده ام ولی امروز که باز آمدم و به عادت مالوف ، پست های جدیدتان را بخوانم حقیقتا حیرت کردم. چنان خشمگین و ستیزه جو نوشته بودید که به نظرم غریبه آمد. بیش از همه آن مچ گیری کودکانه ( تلفظ درست پوپر ) مرا شگفت زده کرد. قرار نیست در وبلاگ ملکوت ، فحش نامه بخوانیم دریوش خان !
    ***
    «فحش‌نامه»؟ به کی؟ انصاف هم چیز خوبی است به خدا! مچ‌گیری؟ آن هم از نوع کودکانه؟ یعنی این برنامه آن قدر ضایع و رسوا نبود که نیازی به مچ‌گیری نداشته باشد؟ یعنی شما هم آن کلمه‌ی «شاید» را ندیده بودید؟ از شما بعید است!

  4. shahriar kamali گفت:

    دعای خیری فرمودید.من هم متقابلا
    برای شماطلب شفای عاجل می کنم
    هر چند امیدی به درمان بیماریهای لا علاج فساحت وحماقت وتقلید شما نمی رود.
    ***
    فرق من و شما این است که من لااقل امید به شفای بعضی‌ها دارم. فقط یک نکته را نفهمیدم، شما جوری حرف زدید که انگار مخاطب این حرف‌ها خودتان بوده‌اید. تمام این کارها را شما کرده‌اید؟ خوب است ملت بدانند گرداننده‌ی سریال اعترافات شهریار کمالی بوده است! شما چرا به جای دفاع از شخص خودتان مدافع کسی شده‌اید که رسانه‌ای عریض و طویل در اختیار دارد و صبح تا شب هر کاری بخواهد می‌کند؟ فکر می‌کنید اگر دو نفر مثل من بگویند خدا این‌ها را شفا بدهد به آن‌ها اجحاف شده و حق‌شان پایمال شده است؟ انصاف بدهید چه کسی دچار «حماقت» و «تقلید» است! (نکته‌ی تقلیدش را من هنوز نفهمیده‌ام!).

|