۱

ادبیات قدرت!

اصل جمله‌ی وزیر ارشاد به نقل از ایسنا: «ما سایت‌ها و پایگاه‌ها را به دریافت مجوز از خودمان اجبار نکردیم و فقط به آن‌ها گفتیم که مشخصات و نوع فعالیتشان را به ما اعلام کنند؛ خوشبختانه بیش از دو هزار و چند صد سایت و پایگاه اطلاع‌رسانی خود را معرفی کردند و هنوز برای کسانی که به این کار اقدام نکرده‌اند، فرصت وجود دارد».

حالا همان جملات بالا را نه پشت سر هم، بلکه با مکث بخوانید. اصلاً این‌جوری بخوانید:
۱. «ما سایت‌ها و پایگاه‌ها را به دریافت مجوز از خودمان اجبار نکردیم و فقط به آن‌ها گفتیم که مشخصات و نوع فعالیتشان را به ما اعلام کنند؛ خوشبختانه بیش از دو هزار و چند صد سایت و پایگاه اطلاع‌رسانی خود را معرفی کردند» و
۲. «هنوز برای کسانی که به این کار اقدام نکرده‌اند، فرصت وجود دارد».

شرح و تفسیر لازم ندارد دیگر. آن کس است اهل بشارت که اشارت داند!

پ. ن. بی‌خیال!‌ توضیح می‌دهم. فکر نمی‌کنم زبان فارسی این‌قدر پیچیده باشد که نفهمیم جمله‌ی شماره‌ی (۱) با جمله‌ی شماره‌ی (۲) تناقض دارد. «اجبار نمی‌کنیم» چه ربطی دارد با این‌که «هنوز فرصت دارند»؟! فرصت دادن و مهلت گذاشتن، مضمون‌اش اجبار و تکلیف است. بعد هم «خود را معرفی کردند» یعنی چه آخر؟ مگر سربازی است که بیایند خودشان را معرفی کنند؟

آقای وزیر! چرا بیخودی به ساز ملت می‌رقصید؟ یک جا بایستید. یا بگویید زور است یا بگویید زور نیست. چرا هی یکی به نعل و یکی به میخ می‌زنید، برادر من! وقتی می‌خواهید نرمش و انعطاف هم از خودتان نشان دهید، به بدترین شکل ممکن نشان می‌دهید!

  1. پنگوئن گفت:

    تو هم مته به خشخاش می گذاری. آخه اوسای ایشون که رئیس جمهور باشن در سخنانشون چقدر به ربط جملات با هم و معنی آن ها و استفاده درست از قواعد ادبی دقت می کنند که از آقای وزیر همچین توقعی داری؟

|