۱۱

تو به پيغمبر چه می‌مانی بگو؟

رسانه‌های مخالفان سبزها از انتساب هيچ نسبتی به معترضان به نتيجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ فروگذار نکرده‌اند. اتهامات سياسی و انتساب همکاری با بیگانگان یا مرتبط کردن مخالفت‌ها به خارج از کشور، امری است عادی و لابد سبزها باید بتوانند پاسخی درخور به اين اتهامات بدهند. اما رسانه‌های دولتی یک خطای فاحش مرتکب شده‌اند و آن هم شبيه‌سازی ناشيانه‌ی وضعیت فعلی با وضعیت‌های تاریخی صدر اسلام است. نمونه‌های این شبیه‌سازی‌ها بسیار زیاد است و در ماه‌های اخیر به وسعت و شدت تکرار شده‌اند: از تشبیه سران اصلاحات به طلحه و زبیر گرفته تا تشبيه خود به امام علی و ياران‌اش يا امام حسين و شهدای کربلا. تأمل در نوعِ شبيه‌سازی‌های انجام شده نشان می‌دهد که کسانی که صحنه‌گردان اين بازی خام و سبک‌سرانه شده‌اند، چه اندازه با تاریخ اسلام و فرهنگ تشیع بیگانه‌اند. آن‌ها که اين روزها چنين سازهایی را کوک می‌کنند، اگر نگوييم کودک‌اند، بدون شک ناآگاه‌اند و فاقد شناخت کافی از سنت و فرهنگ شيعی.

از بر شمردن نمونه‌های زیادی که این روزها به برکت حضور نیروهای کوته‌فکر، درشت‌زبان و کم‌سواد در اردوی رسانه‌ای دولت می‌بينیم، در می‌گذرم و فقط به یک مورد اشاره می‌کنم که مناسبت تامی دارد با روزهایی که در آن هستیم و آن مسأله‌ی تقابل حسین و یزيد است و رويارويی دستگاه علوی در برابر نظام اموی. بسیار پيش آمده که مخالفان سبزها به شنیع‌ترین زبان و هتاکانه‌ترین بیانی معترضان به وضع موجود را حامیان «سبز اموی» خوانده‌اند و خود را «نهضت سبز علوی» و بر همین قیاس شعارهاشان را کوک کرده‌اند. هم‌چنین اين روزها بسیار می‌شنويم که سبزها را در اردوی يزید می‌گذارند و خود را حسینيان دوران می‌خوانند.

اين قياس‌های ناروا از جنس قياس‌های آن طوطی بود که می‌گفت: «تو مگر از شيشه روغن ريختی». هر تشبيهی باید وجه شبهی مناسب داشته باشد نه اين‌که تشبیه‌اش پاک بلاوجه و بی‌ربط باشد. بيايید به وضعیت میرحسین موسوی و مخالفان‌ جنبش سبز بنگریم و مروری بکنيم بر حادثه‌ی عاشورا. در زمان امام حسين، او و یاران‌اش در اقلیت قرار داشتند و با خلیفه‌ی دوم اموی که شهره به فسق بود و بی‌عدالتی، به ستيز برخاستند. علت رويارويی هم روشن بود: حسين با خلیفه‌ای که او را مشروع نمی‌دانست، نمی‌خواست بيعت کند. يزید قدرت سياسی را در اختيار داشت و متکی بود به حمايت سربازان‌اش و پشتیبانی‌ تبلیغاتی و رسانه‌ای امویان. در جبهه‌ی مقابل، حسین ابن علی از تمام این‌ها محروم بود. نتیجه‌ی این نبرد این شد که حسین و شمار اندکی از یاران‌اش در برابر انبوه لشکریان زورمند يزید، به شهادت رسيدند. حال در وضع فعلی، اگر دستگاه حاکم ما بخواهد خودش را بر مبنای این داستان با يکی از کاراکترها مقایسه کند، عقل حکم می‌کند که مطلقاً وارد اين شبيه‌سازی نشود چون شبيه‌ترين عنصر این داستان به نظام حاکم همان کسی است که در برابر حسین ايستاده بود! عقل می‌گويد که برای مقابله با جنبش سبز باید راه‌های دیگری را بیازمایند و البته ديده‌ايم که کسی به حکم عقل در این روزها گوش فرا نمی‌دهد.

در وضعیت فعلی، يک سوی ماجرا متکی به نیروی نظامی، امنیتی و پلیسی قدرت‌مندی است که در ضرب، جرح، قتل و انواع هتک حرمت‌ها هیچ تردیدی به خود راه نداده است. از سوی دیگر، دستگاهی رسانه‌ای دارد که به طور مطلق و محض در اختیار خود اوست و تمام مجاری رسمی اطلاع‌رسانی مخالفان‌ و معترضان را هم مسدود کرده است. با این توصيف، تنها کسانی که وضع‌شان شبیه وضع امام حسين است،‌ همين سبزها و پیران میرحسین موسوی می‌شوند. یا نبايد مطلقاً، به دلايل فراوان، واردِ اين شبيه‌سازی‌ها شد يا بايد ملتزم به پیامدهای آن نيز بود. ناپختگانی که پشت این بازی‌های تبلیغاتی نشسته‌اند،‌ خبر نداشتند که با این زمینه‌چينی‌ها، گلوله‌ای که شليک کردند کمانه کرده و در سینه‌ی خودشان می‌نشيند تا جايی که ناگزیر می‌شوند هر وقت کسی مرگ بر يزید هم می‌‌گويد با دستپاچه‌گی کاری کنند و واکنشی نشان دهند که به معنای دفاع از يزید و حمله به حسین بن علی تمام شود. جنبش اعتراضی مردم در این ایام یک‌صدا فریاد برمی‌آورد که «این ماه ماه خون است؛ یزید سرنگون است». حال اگر هواداران حاکمیت، میرحسین موسوی را یزید می‌انگارند،‌ چرا از این شعار در هراس‌اند و آن را برنمی‌تابند؟ چرا دستی به دعا برنمی‌آورند و از خداوند ذلت معاویه‌ی دوران را طلب نمی‌کنند؟

ارزیابی این‌که طرفين ماجرا چه کارهایی کرده‌اند و چه خطاهایی مرتکب شده‌اند، زمان می‌برد. اما این نکته که امروز تبديل به ابزار تبلیغات مخالفان جنبش سبز شده‌ است، نکته‌ای است اظهر من الشمس: شبيه‌سازی‌های تاریخی آن‌ها نتيجه‌ی معکوس داده و اتفاقاً سبزها را بیشتر در موضع مظلوميت و شباهت به امام حسین قرار داده است. بازی کردن با حقیقت، دين و ايمان مردم و ملعبه ساختن اعتقادات پاک ميليون‌ها ايرانی، عاقبتی ناخوش دارد. شبیه قلمداد کردن ميرحسین موسوی به امویان از آن قصه‌هایی است که مرغ بریان را به خنده می‌اندازد. پیداست کسانی که این نغمه‌ها را سر می‌دهند، به اندازه‌ی اطفال دبستانی هم از تاريخ اسلام آگاهی ندارند يا گمان می‌کنند ملت ایران هم به اندازه‌ی خودشان از تاريخ‌شان نا‌آگاه‌اند،‌ غافل از آن‌که خودِ‌ اين نظام اهتمام به نشر تاریخ اسلام در سطح گسترده‌ی آموزشی از دبستان گرفته تا دانشگاه کرده است و زدودن اين آگاهی تاريخی عليه امویان و دستگاه آنان تنها با از نو نوشتن تاریخ ميسر است. و برای بازنويسی تاريخ اسلام در ظرف تنها شش ماه، وقت کم می‌آورند.

سياست‌بازانِ ناآگاهی که مردم مسلمان و شیعه‌ی ايران را هم‌چون خود ناآگاه می‌پندارند بهتر است به فکر شيوه‌های کارآمدتری باشند! اين بازی‌ها نتيجه‌ی معکوس می‌دهد. بهتر است بگردند و ببینند واقعاً چه شباهتی به پيامبر و اهل بيت‌اش دارند!
شير را بچه همی ماند بدو
تو به پيغمبر چه می‌مانی؟ بگو!

دوستانی که تاریخ اسلام می‌دانند یا با فرهنگ و انديشه‌ی شيعی آشنايی عميقی دارند، به سرعت می‌توانند نمونه‌های زیادی اين شعبده‌بازی‌های رسانه‌ای را در ذهن‌شان مرور کنند. نمونه‌های ديگری را که به ذهن‌تان می‌رسد بنویسيد و مطمئن باشيد در آخر کار پرونده‌ای قطور از تحریف‌های دينی و تاریخی اين طایفه را پيش رو خواهيد داشت.

کل این تصاویر بخشی از ذاکره‌ی سیاسی و تاریخی مردم را تشکیل می‌دهد که با آن‌ها خود را و روابط میان حوادث را می‌سنجند و معنا می‌کنند. داورِ این بازی مجازی، افکار عمومی است. کسانی که به این بازی علاقه‌مندند خوب است سراغی از افکار عمومی بگیرند تا استعاره‌ی مناسب خود و رقیب‌شان را از زبان آن‌ها بشنوند. همان افکار عمومی‌ای که تا چندی پیش با اشاره به بانیان کودتا آن‌ها را با معاویه برابر می‌کرد و حالا دیگر جامه‌ی یزید را هم بر اندام ایشان برازنده یافته است. این را از لا به لای شعارهای خود انگیخته‌ی مردم این روزها می‌توان شنید. بد ابتلا و استدراجی است از هاویه‌ی معاویه به درک اسفل یزید درغلتیدن!

  1. حسين says:

    این نوشته مهدی جامی هم خیلی مربوط است و زیبا:
    http://sibestaan.malakutonline.org/archives/2009/12/post_783.shtml
    اتفاقی که افتاده است این است که در طی شش ماه طومار ادعاهای مختلف نظام مقدس در هم پیچیده شده است. تمام آن ادعاها که سی سال آن را به کار برده و توسعه داده و خود را با آن توجیه کرده است یک به یک بر باد رفته و مصداق هبائا متثورا شده است. به زبان دیگر در این شش ماهه نظام مقدس مرتب ما را شگفت زده کرده است زیرا کارهایی کرده که از قرار اصلا نباید از او سر می زده است. هتک حرمت زنان و مردان در زندان نمونه روشن آن است. در واقع نظام مقدس در این شش ماه مرتب با آن مساله دوره جنگ روبرو شده که بالاخره باید موشک زد یا نزد. و مثل جنگ که سرانجام تصمیم گرفت فارغ از اینکه موشک جان مسلمانان بیگناه را در کشور همسایه به خطر می اندازد باید آن را به کار گرفت، در طول این دوره هم مرتب همان تصمیم را تکرار کرده است. بیگناهان هتک شوند و مصدوم شوند و زندان شوند و به مردم مسلمان وهن وارد شود و زن مسلمه هتک حیثیت شود اینها همه جایز است زیرا جنگ است. آن یکی جنگ سخت بود این یکی جنگ نرم. این با منطق نظامی افسران ولایت نیز جورتر است. اینهمه سخن از جنگ و جنگ و انواع و اقسام آن گفتن هیچ معنایی ندارد جز اینکه صاحب سخن نظامی است و دیدش دید نظامیان است و در اتاق فکرش نظامیان نشسته اند.

  2. فرشاد says:

    آقا اصلا من یزیدم و حقوقم رو از این جامعه میخوام.

  3. آ says:

    وقتی آیت اللهشان شعاری می سازد که در آن هتک حرمت به رسول الله نهفته است و نه شخص شخیص خودش نه پا منبریهایش می فهمند و شعار را اویزه ی زبانهاشان می کنند چه انتظاری از عمله هاشان در خبرگزاریها دارید
    ————————–
    بله. اين هم یک نمونه‌ی دیگر است. من نخواستم به آن اشاره کنم اما از این نمونه‌ها باز هم هست.
    د. م.

  4. ستایش says:

    سلام
    ببخشید یه چیزی واقعا تکونم میده,این شیعه گفتنای شما تکونم میده,فکر می کنم ماایرانیاییم که داریم یه حرکتی می کنیم,فارق از این دعواهای سنی و شیعه و پیرو هردین و اعتقاد دیگه ای!میترسم از اون روزی که اینابرن وجاشونو کسایی بگیرن که هنوز دودستی چسبیدن به چیزایی که اونااندازه ی یه تاریخ تو سرشون فروکردن!شاید هنوزآمادگی رفتن اینارو نداریم
    می ترسم ازتون وقتی اینطوری حرف میزنین
    انگارکه ماخودی نیستیم,مایی که همپاتون داریم میایم
    مایی که ماوشمانداریم باهاتون ولی انگارشماهادارین
    متاسفم
    ———————————
    دوست عزیز،
    گويا برای شما سوء تفاهمی پيش آمده و يا حساسيتی به چيزی ديگر دارید. به هر حال عموم مردم ایران شيعه هستند و مسأله‌ی عاشورا مسأله‌ی شيعيان است و مسأله‌ای هویتی است. نگرانی شما بی‌جاست و دور کردن راه و پاک کردن اصل مسأله. بحث مطلقا خودی و غير خودی نيست. دوباره مطلب را بخوانید.
    د. م.

  5. محمد says:

    سلام . من هم اول به اقای موسوی رای دادم و وقتی هم احتمال تقلب مطرح شد با وسواس هر چه تمام ان را دنبال کردم و با خودم هم عهد کردم که برای دنیای دیگران اخرتم را نفروشم بدون در نظر گرفتن القاب و پسوند و پیشوندها مخصوصا از نوع مذهبی. هر چه زمان گذشت نه تنها ادله محکمی بر ادعاهای اولین نیافتم که تناقضات شعاری و گفتاری زیادی هم مشاهده کردم.چه خوش خیال بودیم که بخاطر شعار دروغ ممنوع نه تنها رای دادیم که دل بستیم ولی یادمان رفت که دروغ ممنوع ,حتی برای من شما دوست گرامی.حال کار به جایی رسیده که به خاطر اینکه هنوز عده ای در خیال دزدیدن رایشان حاضر مصادره به مطلوب هر واقعه ای میشوند.
    این مدت خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که ایران از تهران و محیط دانشجویی که من و احتمالا شما دوست گرامی در ان زندگی میکنیم بزرگ تر است و رای شهرستانی ها و روستایی ها به اندازه ما محترم است.
    . بیایید و جواب بداخلاقی را با بداخلاقی ندهیم
    باشد امیدوارم که زمان خیلی زود واقعیت را زلال نشان دهد ولی یادمان باشد اگر روزی بر شما نیزمعلوم گردد که ادعای اولین تقلب درست نباشد همه نتیجه گیری ها و استدلالاتمان نه تنها مخدوش که فرو خواهد ریخت.
    —————————
    اگر ادعای تقلب درست نباشد، پاسخ اين همه خون‌های ریخته شده و این هم شکنجه‌ها و فجایع کهریزک را چطور می‌دهند؟ مسأله ديگر تقلب نیست دوست عزیز. گرفتیم تقلب نشده است، بعدش چی؟ بقیه را چه می‌کنید؟ همه امیدواریم ادعاهای طرف مقابل درست باشد ولی رفتارهايی که انجام می‌شود، حکایت از خلاف آن دارد.
    د. م.

  6. ترانه says:

    با تشکر از مفاله زیباتون .
    من فکر میکنم تنها چیزی که جامعه رو ازار میده نادانی مردم و سران و دودستدگی میان مردم است کاش کمی بیشتر به قرآن رجوع میکردیم.

  7. Anonymous says:

    فقط شیعیان ؟ چرا فکر می کنید اهل سنت با فلسفه و فرهنگ حسینی و عاشورایی بیگانه اند؟فقط چون به سبک شما شیعیان عزاداری نمی کنند و بر سر وسینه نمی زنند؟جدای از این موارد مقاله تان عالی بود.
    —————————–
    دوست عزيز،
    اثبات شیء نفی ما عدا نمی‌کند.
    د. م.

  8. محمد says:

    عزیز ,من هم نه تنها از حوادث بعد متاسف که منزجرم .یادم نمیرود که وقتی اخبار انها را شنیدم واقعا جز سخت ترین لحظات زندگیم بود ولی سعی کردم احساسی عمل نکنم و سعی در صدد رصد همه جانبه حوادث برامدم و حرفهایی را هم که زدم بر این اساس بوده و هست.البته در صدد تحمیل دریافت خود نیستم.ولی روی این نکته تاکید میکنم که مسیله تقلب پایه این بحث است , تا نتوانیم جواب قاطعی به این سوال بدهیم مثل دینداری میمانیم که درحالی که پایه توحیدی ناقصی داریم سراغ بقیه اصول و فروع دین برویم. امید که در پرتو عقلانیت و بدور از احساسات بتوانیم تصمیم گیری کنیم و همه چیزرا سیاه و سفید نبینیم.

  9. m . j . m says:

    فلسفه قتل …
    ادامه مطلب را در وبلاگ مطالعه فرمائید .

  10. صبا says:

    با اين كار آنها به ياد “قرآن سر تيزه كردن” افتادم

  11. علی says:

    سلام.من اصلا متوجه نشدم بالاخره شما موافق ولایت هستی یا نه؟اگه نیستی به سلامت.جون واسه ولایت تو این کشور ۳۸۰۰۰۰جوون مثل من وتو جون دادن.اگه موافق ولایتی پس وقتی ولی میگه اشتباه کردین قبول کنین که اشتباه کردین.فکر نمیکنین ادم باید اونقدر مرد باشه که بگه خطا رفتم؟دیروز تو خیابونا چه خبر بود؟نکنه اونا هم اجیر شده بودن؟داداشای گلم ابجی های گلم کشورمونو نابود نکنیم.ولله امام حسین از هیچ کدوممون راضی نیست.تعصب سیاسی رو بذاریم کنار یکم فکر کنیم ببینیم کارامون به نفع دین یا کشورمون هست؟من مخلص همه جنبش سبزی ها هستم ولی دارین از بد کسی طرفداری می کنینا.به فکر ایرانمون باشیم نه ایجاد هیجان با توهین به حسین(ع).چو ایران نباشد تن ما مباد

|