مگر ممکن است؟ بله، ممکن است!

کسانی که با تاریخ انقلاب فرانسه آشنا هستند و ماجراهای امروز ایران را به دقت دنبال کرده‌اند، خواهی نخواهی (یا شاید به همین اشاره‌ی من)، به یاد يک چهره‌ی منفور در تاریخ انقلاب فرانسه می‌افتند: ماکسيمیلیان روبسپی‌یِر. دوره‌ی قدرت او در آخرين دهه‌ی قرن هجدهم ميلادی مشهور بود به «عصر حاکمیت وحشت». حاميان‌اش برای خود او هم نامی یافته بودند: فساد‌ناپذیر! مخالفان‌اش هم او را دیکتاتور تشنه‌‌ی خون می‌خواندند. این مقدمه و وجه قیاس را برای این اوردم تا اهل تأمل، تورقی در دفتر عمر روبسپی‌یر بکنند؛ يافتن معادل وطنی‌اش کار چندان دشواری نخواهد بود (اشتباه نکنید! محمود احمدی‌نژاد حقیرتر از آن است که به گردِ امثال روبسپی‌یر هم برسد؛ در او تنها وقاحت دروغ‌گويی و ریاکاری هست و دو دو تا را ده قلمداد کردن؛ اين روحیه‌ی اوست). *

اما استبداد از کجا شروع می‌شود؟ از این‌جا: «مگر ما هم اشتباه می‌کنیم؟ مگر ممکن است ما مرتکب خطا شویم؟ ما چیزهايی را می‌دانيم که شما نمی‌دانيد!» اين جنس سخنان، سخنانی هستند استبدادی و استکباری. شاید عده‌ای بگويند اين جنس سخنان، در يک نظام حکومتی دینی صادر می‌شود و وقتی بنای حکومت دینی باشد، چنین رخدادی نامحتمل نیست بلکه ناگزیر است. این تحلیل آشکارا گواهِ نشناختن دین (و به ويژه اسلام) است. بله، میان مسلمانان بوده‌اند حاکمانی که منطق‌شان این بوده است: مگر ما هم اشتباه می‌کنيم؟ این همان منطق امویان و عباسیان بوده است: منطق حق-به-جانب-پنداری مزمن. منطقِ خویش را محور و معیار حق و حقیقت دانستن. منطق دعوی علم نهان کردن (اين‌ها مصداق شرک است؛ اگر معنای‌اش تا به حال روشن نشده است – ولو کسی ادعا کند دارد از اسرار مملکتی حرف می‌زند!). منطق دانستن اسرار و رموز دنیا و عقبا، منطق استکبار، منطق خدایی، منطق فرعون و نمرود است. اما این‌که بگويیم منطق «اسلام» همین است، اگر نگويیم نشان بغض و کینه در آن هست، بدون شک گواهی است بر عدم شناخت درست و دقیق. اما چرا؟

دین‌داران، برای این‌که بفهمند مغالطه‌ی کسانی را که ادعا می‌کنند مگر ما هم اشتباه می‌کنیم يا مگر امکان دارد در نظام ما هم خطایی رخ بدهد یا ظلمی بر کسی برود، به آسانی می‌توانند به منطق انبیا باز گردند. به عبارتی می‌توانند به نحوه‌ی خطاب الهی در کلام وحی با انبیا نگاه کنند. در قرآن، حداقل، مواردی را داریم که خداوند صراحتاً گریبان پیامبرش را می‌گیرد و می‌گوید اگر پای‌ات را کج بگذاری، عقاب خواهی شد و اگر ظلم کنی، مقام‌ات را از دست خواهی داد. مقام و جایگاه، مثل بام آسمان نیست که هر وقت به بالای‌اش رسیدی، از نردبان‌اش مستغنی شوی. «تا قیامت آزمايش دايم است». تنها مستبدان هستند که به خودشان شک نمی‌کنند. تنها دیکتاتورها هستند که می‌توانند ادعا کنند ما چیزهایی می‌دانیم که شما نمی‌دانید و همان چیزها را هم اصلاً به شما نمی‌گويیم! معرفت و اطلاعات چیزی نیست که نتوان و نباید به کسی داد؛ علی الخصوص که مدعی، زمام‌دارِ کشوری باشد و مخاطب، شهروندان آن کشور.

بگذاريم برگردم به سؤال اصلی پيش روی این نوشته: آيا محمد هم خطا می‌کند؟ پاسخ‌ها از چه جنسی است؟ مؤمنان بلافاصله می‌گویند استغفرالله! مگر می‌شود پیامبر هم خطا کند يا دچار لغزش شود؟! ولی قرآن چه می‌گويد؟ سوره‌ی اسراء‌ را که بخوانيم به اين آيات می‌رسيم:‌ «ولَولاَ أَن ثَبّتنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً إِذاً لأَذقناكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا» (آيات ۷۴ و ۷۵ سوره‌ی اسراء (۱۷)). (این هم ترجمه‌ی خرمشاهی از این دو آیه: ‌«و اگر گامت را استوار نداشته بوديم‏، چه بسا نزديك بود كه اندك گرايشى به آنان بيابى‏. در آن صورت دوچندان (عذاب‏) در زندگى دنيا و دوچندان پس از مرگ به تو مى‏چشانديم آنگاه براى خود در برابر ما ياورى نمى‏يافتى‏.»). اين آيه سخت تکان‌دهنده و عبرت‌آموز است. خدا دارد با پيامبرش چنین حرف می‌زند. زبان، زبانی است بالای انذار؛ مضمون و لايه‌ی زیرين سخن، تهدید هم در خود دارد (عذاب مضاعف). خدا به پيامبرش می‌گوید اگر به قدر شیء قلیلی هم میل به ظالمان می‌کردی، دو برابر عذاب‌ات می‌کردیم و هیج ياوری در برابر ما نمی‌داشتی. خوب اين آيه را بگذاريد کنار این آيه: «وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» (آيه‌ی ۱۱۳، ‌سوره‌‌ی هود (۱۱)) (يعنی: «و به ستم‏پيشگان (مشرك‏) گرايش نيابيد كه آتش دوزخ به شما خواهد رسيد و در برابر خداوند سرورى نداريد، و يارى نيز نخواهيد يافت‏.»).

کسانی که اين روزها،‌ خوش‌بينانه و خوش‌خیالانه، دیده بر غلبه و سيطره‌ی ظلم فرو می‌بندند و می‌گویند مگر در چنين نظامی هم ظلم ممکن است و مگر با چنين رهبرانی هم امکان دارد تقلب ۱۱ ميلیونی رخ بدهد، بد نیست به تاریخ دین‌شان نگاه کنند و بر خود بلرزند از زبانی که خدا با رسول محبوب‌اش اختیار می‌کند. تازه اين‌ها نسبت پیامبر و خداست؛ هنوز پای حق الناس به ميان نیامده است. هنوز قصه،‌ قصه‌ی سرقت رأی ملت و خيانت به اميد یک کشور نیست. هنوز قصه، قصه‌ی تجاوز به روحِ يک قوم نیست و چنان نهیب تکان‌دهنده‌ای از بارگاه باری می‌رسد؛ چه برسد به جایی که در یک نظام سیاسی «انسانی» که دوست دارند به هزاران چسب و سريش به مشيت «الهی» وصل‌اش کنند، کسی ظلم مکرر مرتکب شود و خود در مقام استخفاف‌گری بنشيند و مظلومان را متهم به گردن‌کلفتی و قلدری کند. عجیب نیست که ظالمی که از همه‌ی امکانات ویران کردن، کشتن، نفله کردن و نخبه‌کشی و حبس و زجر برخوردار است، مظلوم‌نمایی کند و بگوید این من‌ام که بر من ستم رفته است؟

بله، محمد بن عبدالله – حتی خاتم انبیای الهی هم – می‌تواند خطا کند و اگر ميل به ظلم می‌کرد، عذابی مضاعف می‌دید و در برابر خدا ياری‌گری نداشت. تکلیف مستبدانی که شيوه‌های ارعاب و تهدید را پیشه می‌کنند، پيشاپيش روشن است. فراموش نکنیم که استبداد، استکبار و ارعاب ابزار می‌خواهد. اين کارهای درشت، از تهی‌دستان بر نمی‌آيد. گلوله در پیشانی جوان مردم نشاندن، نياز به سلاح دارد. ایران، آمریکا نيست که مردم بتوانند به سادگی سلاح تهیه کنند. دستگاه‌های امنیتی کشور هم بازیچه نیستند؛ خودشان معنای دسترسی به سلاح را بهتر از هر کسی می‌فهمند. ظالمی که قتل می‌کند و مدعی می‌شود که من اصلاً سلاحی در اختیار نداشتم (در حالی که کانون تمرکز و تجمع سلاح گرم در دستانِ‌ خودِ اوست)، یک چيز را به سادگی فراموش کرده است: روز داوری را؛ روزی که در آن هیچ ولی و نصیری نخواهد بود و روزی که هیچ صاحب قدرتی پشت‌شان نخواهد ایستاد بلکه خودشان نیز در ذلت و سرافکندگی خواهند بود. فراموش نکنیم: هیچ نظام سياسی هرگز مقدس نیست، هرگز مصون از خطا و لغزش نیست و هرگز مهر تأيید الهی نخورده است. خدا به پیامبران‌اش هم چنین خط امانی نمی‌دهد؛ فروتر از آن‌ها که جای خود دارند. دين‌تان را، اسلام‌تان را، تشيع‌تان را بهتر بشناسيد و بهتر از آن دفاع کنيد. ايمان‌تان را ارزان به ظلم نفروشید!
(*) توجه به روبسپی‌یر را در این بستر مرهون يادآوری استادم، جان کین، هستم.


Posted

in

by

Tags:

Comments

9 responses to “مگر ممکن است؟ بله، ممکن است!”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *