تحريف آشکار در ترجمه – ۲

آن‌چه در باب ایرادها و تحريف‌های ترجمه‌ی فارسی کتاب آقای مدرسی طباطبايی نوشته بودم، به گمان خود کافی بود. اما گويا هم بايد نمونه‌های ديگری نقل کرد و هم به روشنی نشان داد که مترجم چگونه تأليف کرده است نه ترجمه. اين نمونه‌ی ديگر را هم ببينيد. شماره‌ی صفحه‌ها را بعد از پاراگراف‌ها نقل کرده‌ام. کلماتی که در متن ترجمه‌ی فارسی زيرشان خط کشيده‌ام کلماتی هستند که در متن انگليسی وجود ندارند و مترجم آن‌ها را به سليقه‌ی خود به متن افزوده است.

“According to these hadiths the Prophet and the earlier Imams had not only predicted the exact number of the Imams but had even disclosed the full list of their names, including the vanished one that was the last on the list.
Many, however, questioned the originality and authenticity of these hadith. Their main argument was that if these hadiths were correct and original and the names of the Imams were already determined and well known from the time of the Prophet, in fact, from antediluvian time, then why had all those disagreements on the question of succession occurred among the Shiites, and why had all the many sects been formed, each following a different claimant to the Imamate? Moreover, many of the authorities on whose authority those hadiths are quoted belonged to other groups. Why should one follow a false doctrine when he himself had heard and more importantly, had quoted the true doctrine from the Prophet or Imams?” PP. 102-204

«با جمع‌آوری و ترتيب و تدوین این احادیث، جامعه‌ی شيعی ناگهان دريافت که پيامبر اکرم (ص) و ائمه‌ی سلف (ع) نه تنها شماره‌ی دقیق ائمه اطهار را پیش‌بینی فرموده بودند بلکه نام دقيق آنان – از جمله حضرت ولی عصر (عج) را که آخرين نام در ليست دوازه نفری بود – به رازداران اسرار امامت و صحابه‌ی خاص و مخلص خود بازگو کرده بودند.

البته برخی کوته‌فکران در اصالت و صحت اين روایات ترديد می‌نمودند. استدلال نادرستی که اينان داشتند آن بود که اگر اين احاديث صحيح و واقعی است و نام ائمه‌ی اطهار به اين روشنی و دقت از زمان پیامبر اکرم (ص)، در واقع از ادوار اوليه‌ی خلقت جهان، مشخص و معلوم بوده است پس چرا آن همه اختلاف‌ها بر سر مسأله‌ی جانشينی هر امام ميان شيعيان روی داد و آن همه فرق که هر يک دنباله‌رو يک مدعی امامت بودند پديدار شدند؟ وانگهی بسياری از رجالی که نام آنان در اسناد آن احاديث آمده است، مانند ابوهريره صحابی پيامبر و عبدالله بن حسن و ديگران، خود از فرقه‌های ديگر بوده و هيچ گرايش عاطفی طرفدار تشيع امامی هم از آنان نقل نشده است. چگونه می‌شود کسی حقيقت را از پيامبر يا امام عصر خود بشنود و از آن مهم‌تر آن را برای ديگران بازگو کند ولی خود از آن پیروی نکند؟» صص ۱۹۶-۱۹۷

می‌بينيد که پارگراف اول تقريباً ترجمه‌ای نزدیک به متن دارد با این تفاوت که لحن و بيان تفاوت می‌کند («حضرت ولی‌ عصر» و «the vanished one» را مقايسه کنيد). البته تفاوت لحن طبیعی است. متن ترجمه شده گاهی بايد به ذايقه و سلیقه‌ی خواننده نزديک باشد. خواننده ناگزير از خود می‌پرسد که ابوهريره، که از عبارت افزوده‌ شده‌ی مترجم بر می‌آيد که «صحابی پيامبر» يعنی هم‌عصر او بوده است، چطور می‌توانسته گرايش عاطفی له يا عليه اتفاقی داشته باشد که بيش از دويست سال بعد قرار است رخ بدهد (ظاهراً این برداشت از «شيعه نبودن» او در زمان خلفا آمده است). اما نکته‌ی مسأله‌دار اين است که اين حدیث که مترجم تأکيد فراوان برای اثبات اصالت و صحت آن دارد، از جمله از ابوهريره هم نقل شده است که گويا مرجع معتبری برای احاديث نیست و بايد به نحوی روايت شدن اين حديث از او را توجيه کرد. وانگهی مترجم دقت ندارد که وقتی آن تعبير «برخی کوته‌فکران» را در جمله وارد کرده است و می‌گويد آن‌ها درباره‌ی اصالت و صحت روايت‌های دال بر ذکر نام و تعداد ائمه ترديد کرده‌اند، شمار فراوان – يا عموم – اين «کوته‌فکران» عالمان برجسته‌ی شيعه و اصحاب نزديک امامان بوده‌اند (از جمله زرارة بن اعين که نام‌اش در کتاب آمده است و هرگز هیچ روايتی درباره‌ی تعداد ائمه و نام آن‌ها نشنيده بود). چطور است که ناگهان از يک تاريخ به بعد کسانی که در صحت و اصالت يک حديث ترديد دارند، «کوته‌فکر» می‌شوند و قبل از آن تاريخ همه عزيزند و هدايت‌‌یافته؟ اين پرسش‌هايی است که مترجم با افزودن اين کلمات در کتاب بی‌پاسخ می‌گذارد و عملاً با اين‌ها اعتبار علمی کتاب را خدشه‌دار می‌کند. يعنی هر چقدر متن اصلی کتاب، بدون هيچ کم و کاستی می‌توانسته صدمه به اعتقاد و باور عامه‌ی شيعيان بزند، صدمه‌هايی که اين ترجمه‌ی تحريف شده به اين جامعه می‌زند، بسی بيش‌تر است.

مترجم، پانوشتی برای پاراگراف اول آورده است و در هیچ جا هم قيد نکرده که اين پانوشت، به قلم مترجم است نه مؤلف. پانوشت اين است:
«تذکر و تأکيد مجدد اين نکته در اين‌جا ضرور است که همچنان که پيش‌تر گفته شد اين کتاب، تاريخ مذهب است و نه کتاب کلامی. از نظر دليل و برهان کلامی با توجه به تظافر عظيم روايات باب و شواهد و قرائن بی‌حد و شمار، هيچ شخص منصف و عاقلی نمی‌تواند ترديدی در اين امر داشته باشد که نام مبارک ائمه‌ی اطهار بر پيامبر اکرم و ائمه‌ی طاهرين و کسانی که آن بزرگواران ايشان را بر آن آگاه ساخته‌اند مشخص و معلوم بوده است. بحث اين است که جامعه‌ی شيعه يعنی افراد عادی اجتماع (اعم از روات و ديگران، یعنی همه جز رازداران اسرار امامت) چگونه بر اين حقایق آگاه شدند. حقانيت بی‌ترديد يک امر چيزی است و مراحل آگاهی جامعه بر آن چيز دیگر، و اين مطلب دوم است که مورد بحث کتاب در سطور بالاست نه مطلب اول.»

می‌بينيد که مترجم مأيوسانه تلاش می‌کند که حساب جنبه‌ی تاريخی کتاب را از پذيرفته‌های «افراد عادی اجتماع» (بخوانيد «عوام») جدا کند. و طرفه آن است که در پرانتز حتی راويان حديث را هم در همین طبقه قرار می‌دهد و هيج کس دقيقاً نمی‌داند که اين «رازداران اسرار امامت» چه کسانی هستند. مترجم به سادگی درباره‌ی «حقانيت بی‌ترديد يک امر» يعنی همان مذهب شيعه‌ی امامی سخن می‌گويد در حالی که نويسنده‌ی کتاب (که خواننده گمان می‌کند اين عبارات از آنِ اوست) هرگز چنين مدعايی نداشته و اين کتاب را به قصد تحکيم مذهب شيعه و «رد» ساير مذاهب ننوشته است. کتاب، يک کتاب آکادمیک تاريخی است و بس. مترجم و ناشر سعی کرده‌اند لباسی جدلی و کلامی بر تن کتابی تاريخی و بی‌طرف بپوشانند و از آن ابزاری برای تبليغ بسازند. از شواهد و قراين بر می‌آيد که در اين کار ناکام مانده‌اند و نتيجه معکوس شده است.

مطالب مرتبط:
۱. تحريف آشکار در ترجمه (ملکوت)
۲. ويرانی‌های يک ترجمه‌ی مميزی شده (ملکوت)
۳. «مخاطرات نگاه تاريخی به تشيع» (مهدی خلجی؛ راديو زمانه)


Posted

in

by

Tags:

Comments

10 responses to “تحريف آشکار در ترجمه – ۲”

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *