گر مدح گويی يا سپاس

گر مدح گويی يا سپاس . . .
الآن که داشتم بعضی نظرات رو می‌خوندم يادِ اين بيت مولوی افتادم که:
هان و هان گر مدح (حمد) گويی يا سپاس / همچو نافرجامِ آن چوپان شناس
اينو برای اين نوشتم که دوستان بدونن چوپانی کم شأنی نيست. خيلی از پيغمبرا چوپون بودند. من هميشه سعی می‌کنم از کشوندن موضوعات جدلی يا جدل کردن با افراد توی وبلاگم پرهيز کنم. مطلبِ من درباره‌ی لاريجانی هم نود و نه درصدش نقل قول بود و عين عبارات خودش الا اونجايی که گفتم به اندازه‌ی يه چوپون حرف برای گفتن نداره. تصور نمی‌کنم ملت ما نياز داشته باشن کسی براشون توضيح بده لاريجانی با تلويزيون ما چه کار کرده. خودشون چشم و گوش و هوش و شعور دارن، می‌فهمن. بنده هم سوابق تحصيلی لاريجانی رو می‌دونم و دنيا تحصيل‌کرده زياد داره ولی اينا چه‌کار می‌کنن؟ هنرشون چيه؟
داند او خاصيت هر جوهری / در بيان جوهرِ خود چون خری
صد هزاران فصل داند از علوم / جانِ خود را می‌نداند آن ظلوم
تو همی گويی يجوز و لا يجوز / خود ندانی تو که حوری يا عجوز
اگه زبون من و امثال من سرِ يکی مث لاريجانی درازه، به خاطرِ شخص اين آدم نيست. به خاطر موقعيتیه که توش قرار گرفته. آنچه را که اين آقا کرده توی اين سال‌ها به داوری اهل فن، اهل ادب، اهل فرهنگ، سينماگران و صاحب‌نظران بذارين و ارزيابی کنين. من فکر می‌کنم هر توضيح بيشتری در مورد علمکردِ اين آقا هرز دادن وقته. اگه اين «استاد معظم» توی کل دوره‌ی رياستش فقط يه مورد پخش برنامه «هويت» رو هم توی کارنامه‌اش می‌داشت اين سرشکستگی و ننگ تا ابد برای اين آقا کافيه. يه نمونه‌ی ساده رو براتون بگم: شبی که من توی تلويزيون ديدم که دکتر عبدالحسین زرين‌کوب برای اينا جزو چهره‌های مخرب فرهنگی و دست‌نشانده و منحرف تلقی می‌شه، آه از نهادم بلند شد که اينا به چه جرأتی دارن فرهنگِ ما رو به لجن می‌کشن و به قول خود مرحوم زرين‌کوب دارن ما رو «هو» می‌کنن. دوستان عزيز! اخلاق همسايگی، سواد علمی، خوش‌‌برخورد بودنِ اين آقا به کنار. اينا به خودش مربوطه. نعوذ بالله اگه ما گفته باشيم که خدای ناکرده اين آقا مثلاً انحراف اخلاقی داره، ولی اين دقيقاً همين کاريه که لاريجانی با مجموعه‌ی احبابش توی همين سريال کذايی فوق‌الذکر درباره اساتيد، فرهيختگان، اهل ادب، اهل سينما و هنرمندان ما کردند. پس يه خورده آهسته‌تر باشيد. داغ هم نکنيد! يک‌تنه هم به قاضی نريد. به جای اينکه بخواين تحت‌الشعاع عواطف سياسی يا امواج جامعه (از هر جناحی که هستيد باشيد) سريع درباره‌ی همه چيز داوری کنيد، يادتون نره که کسی که مسئوليت سرمايه‌ی هنگفت يه مملکت دستشه و حتی زير بار نظارت مجلس هم نمی‌ره، ناگزير بايد يه جايی پاسخگو بشه. اين بازی رو خودش راه انداخته نه ما. اخبارِ فيلتر شده و سانسور شده‌ای که اين آقا و تيمش هر روز با اهداف خاص سياسی به خورد ملت می‌دن رو فراموش کردين؟ چی شده که يهو لاريجانی واسه‌تون قديس شده؟ بنده هم به اهميت مؤدب صحبت کردن واقفم، ولی انصاف بدين که اگه يه دولتمردِ ما امروز برداره بگه: «برادر صدام حسين»، مردم چی می‌گن؟ می‌خوام بگم وقتی يه مجموعه‌ای پاسخگوی ملتش نباشه، چه فرقی می‌کنه که من بهش بگم چوپون يا نگم؟ (مقصودم اينه که شايد بايد چيز سنگين‌تری بهش می‌گفتيم و کلی تخفيف داديم حالا.) شما فکر کردين ديکتاتوری و استبداد فقط اينه که با دستِ خودت آدم بکشی و مردمو شکنجه‌ی جسمی کنی؟ مگه استبداد خبری از اون بدتر نيست؟ چند سال پيش وقتی اون مطلب دکتر سروش «آزادی چون روش» رو می‌خوندم متحير بودم که اين ارباب صدا و سيما چطور متوجه اين نکته‌ی بديهی نمی‌شن! ولی مسأله خيلی روشن‌تر از ايناس. فکر می‌کنم خيلی زيادی حرف زدم و اتفاقاً بديهياتی رو گفتم که اندکی تأمل می‌خواست و تيزبينی و گرنه عملکرد لاريجانی و لاريجانی‌ها اظهر من الشمس است.
پ.ن. دوست نداشتم اينو اضافه کنم. ولی محض يادآوری و برای اينکه دوستان يه خورده با انصاف داوری کنن ميارمش اينجا. ياسمن گفته: «شما فحش دادن بدهكاري؟
با پريدن به بزرگترا آدم بزرگ كه نميشه هيچ كوچك هم ميشه مگر اينكه اولا با ادب بنويسه يا حرف بزنه و ثانيا با منطق و دليل كه شما خيلي باهاش آشنا نيستي»
خيلی حرف متينيه اين حرف. به قول اون شاعر بزرگوار:
بزرگش نخوانند اهل خرد / که نام بزرگان به زشتی برد
ميشه از شما بپرسم که وقتی داشتن برنامه‌ی هويت رو پخش می‌کردن (به برنامه‌های ديگه‌شون فعلاً کار ندارم)، چرا اصلاً صداتون در نيومد و عين همين حرفا رو تحويل شخص آقای لاريجانی ندادين که يه خورده وجدان درد بگيره يا تقوا و خوفِ پروردگار بلرزوندش که داره به خيلِ عظيمی از اهل فرهنگ ما هر افترايی رو که می‌تونه می‌بنده؟ مگه وقتی اون همه استاد دانشگاه ما توی تلويزيون اين آقا با لجن‌پراکنی‌های حضرات بازجو داشتن تخريب شخصيت می‌شدن، اين آقايون منطقشون چي بود؟ بگذريم . . . چون جوابِ . . . / اين درازی در سخن چه می‌کشی؟


Posted

in

by

Tags: