۳

کرامت نفس

یا هر روز به خودم نهیب می‌زنم که دندان روی جگر بگذار و چیزی ننویس تا پخته‌تر شود، یا آن‌قدر سرم شلوغ است و گرفتارم که مجال دو خط هذیان هم نمی‌ماند. با دوستی نازنین امروز صحبت می‌کردم و در اثنای سخن اشاره شده به این‌که وقتی کسی خودش را به هر چیزی آلوده کرد، وقتی دیگر هیچ چیز برای‌اش جز خودش و منافع لحظه‌ای‌اش محترم نبود، وقتی عزت نفس خودش را از یاد برد (و حرمت و عزت دیگران را هم به طریق اولی) همیشه می‌توان او را خرید. همیشه می‌توان او را خوار کرد که: من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته. بیش از هر چیز باید از کسی هراسید که هیچ اصل اخلاقی برای‌اش مهم نیست و حاضر است خود را به هر چیزی بفروشد. این موجودات البته دیر یا زود قربانی وسوسه‌های قدرت‌مندان می‌شوند. قدرت چه بسا روزی از این‌ها به عنوان هیزم آتش‌های افروخته‌ی فعلی و آتی استفاده کند، هر چند دو سه روزی آن‌ها را به کامی هم برساند. این سخنان پوشیده و در پرده بس آن‌ها را که اهل اشارت‌اند!

  1. هومن گفت:

    من هانت علیه نفسه فلا تامن من شره ازشر کسی که احساس خفت در نفس خویش دارد بر حذر باش

  2. بابای ببعی گفت:

    عالی بود اخوی.

  3. حالا بماندشايد احتياط گفت:

    تا آتش به دامنت نریخته اند و آرد بر سرو رویت از شوخی با این طایفه بپرهیز جمعیت نصف . لطافت فزون. شیطنت واویلاه ودیگر بخوان -هر چه خواهند کنند ….

|