۱

«ايران و غرب»: توپ در ميدانِ آمريکا

Print Friendly, PDF & Email
اين برنامه‌ی سه قسمتی «ايران و غرب» (که از بی‌بی‌سی ۲ پخش می‌شد) و قسمت آخرش را ديشب نشان دادند، برنامه‌ای بود تأمل‌برانگيز. و البته نشانه‌های معناداری هم در آن بود. به جز يک ايراد بسيار بزرگ اين مجموعه – که درباره‌اش خواهم گفت – اين برنامه‌ی سه قسمتی، بسيار واقع‌گرايانه بود و سخت با ملت ايران و دولت‌های مختلف در ايران (بعد از انقلاب) همدلانه رفتار کرده است. می‌توان حتی گفت که با همگی آن‌ها – حتی با احمدی‌نژاد – لحن‌اش ملايم است و تلاش فراوانی شده است که از افراط و تفريط دوری شود.

ابتدا بگذاريد اشکال بزرگ مجموعه را بگويم. در شرح برخوردهای مختلفی که ميان ايران و غرب رخ داده است (که فکر می‌کنم اين مجموعه عمده‌ی آن‌ها را روايت کرده بود)، يک لغزش بزرگ ديده می‌شود: ساقط کردن هواپيمای مسافربری ايرانی در خليج فارس توسط ناو آمريکايی از اين مجموعه غايب بود. درست است که تصوير کلی‌ای که اين مجموعه ارايه می‌کرد، پيمان‌شکنی‌های مکرر آمريکا و غيرقابل اعتماد بودن آن‌ها را به عيان نشان می‌داد، اما ناديده گرفتن اين جنايت بزرگ – و غفلت کردن از قتل اين همه انسان غير نظامی – آن هم جايی که فرمانده‌ی ناو از دست رييس جمهور آمريکا مدال می‌گيرد، به سادگی، حرکتی است غير حرفه‌ای اگر نگوييم غير اخلاقی.

با تمام اين اوصاف، اين مجموعه‌ی سه‌ قسمتی، نشانه‌های زيادی در خود دارد. اول از همه اين‌که دولت آمريکا تغيير کرده است. لحن دولت‌های اروپايی و آمريکا نسبت به ايران ملايم‌تر و معتدل‌تر شده است. زبان و ادبيات به سوی ميانه‌روی بيشتر ميل می‌کند. سياست‌مداران اروپايی و آمريکايی – ظاهراً حداقل – واقع‌گراتر شده‌اند و گويا از موضع‌گيری‌های ايدئولوژيک و افراطی بيشتر فاصله می‌گيرند و تلاش بر گشودن راه‌های گفت‌وگو به آرامی جا باز می‌‌کند. اين‌‌ها البته همه منوط است به نوع رفتار دولت ايران. سياست، بازی است. در بازی بايد قاعده‌ی بازی را رعايت کرد. اما اين مجموعه با شواهدی انکارناپذير نشان می‌داد که آمريکاست که مرتب قاعده‌ی بازی را بر هم زده است. کفه‌ی تقصيرها و بی‌اخلاقی‌ها و نيرنگ‌های آمريکا، بسيار سنگين‌تر از هر چيزی بود که ايران انجام داده است. اين مجموعه را – با همين ترکيب فعلی – می‌توان عيناً و بدون و کم و کاست در تلويزيون ايران نمايش داد.

من نمی‌دانم محاسباتی که می‌کنم تا چه اندازه مقرون به صواب است و چقدر حدس و گمان. اما بدون شک، چند ماه گذشته، آرامش و اعتدال بيشتری را در مناسبات ايران و اروپا نشان داده است. اين تغييرها چه معنايی برای انتخابات آتی دارد؟ نمی‌دانم. اما بدون شک، هر چه فضای جهانی و مناسبات سياسی ايران با جهان خارج، آرام‌تر و منطقی‌تر باشد، نتيجه‌ی انتخابات هم بيشتر به سود ملت خواهد بود. هر چه مناسبات ايران و ساير کشورهای جهان تيره‌تر شود و ايران به سمت انزوای جهانی بيشتر برود، پيامدهای بعدی بيشتر به زيان ملت خواهند بود و راه را برای ظهور تندروها – از هر سويی – هموارتر خواهد کرد. فراموش نکنيم که حمله‌ی صدام به ايران، چه فضای سنگين و تلخی را در کشور آفريد. هستند کسانی که سودشان در تيره‌تر شدن مناسبات ايران با اروپا و آمريکاست. اين افراد هم در داخل هستند و هم در خارج؛ هم در ميانِ مدافعان نظام جمهوری اسلامی و هم در ميان مخالفان‌اش. در ميانه‌ی غوغا، آشوب و هيجان بالاترين احتمالی که می‌رود اين است که به تصميم‌های نسنجيده و پرهزينه برسيم. غبارها که فروبنشيند، بهتر می‌توانيم چهره‌ی يکديگر را تشخيص دهيم.

پ. ن. اين يادداشت بهمن را هم ببينيد: قسمت سوم مستند بی‌بی‌سی

  1. s says:

    دلیل این فیلم وکلا تغییر رفتار آمریکا و انگلیس
    فقط ترس از بحران اقتصادی که منتظرشند
    در جنگ جهانی دوم هم ایران نجاتشون داد حالا هم چشم به ایران دارند
    وای بر ماست که از فرصتها استفاده نمی کنیم

|