۴

این آوارگان

به دنبال شعری از محمود درویش می‌گشتم. در پی اصل عربی شعر بودم. کلمات‌اش – کلماتِ آن شعر خاص را – به یاد ندارم. ترجمه‌ی شده‌ی چند پاره شعر از او را که در گاردین یافتم به فارسی این‌جا می‌آورم:

دهان‌اش را به زنجیر بستند،
و دستان‌اش را به صخره‌ی مردگان گره زدند.
گفتندش که: تو قاتلی!
غذای‌اش، ملبوس‌اش و بیرق‌اش را ربودند،
و او را در چاه مردگان افکندند.
گفتندش: تو سارقی!
او را از هر بندری بیرون انداختند
و محبوبِ جوان‌اش را از او ربودند
و آن‌گاه گفتندش که: تو آواره‌ای!

***

من از مردم نفرت ندارم
از هیچ کس چیزی نمی‌ربایم
اما
اگر گرسنه شوم،
گوشت غاصبانِ سرزمین‌ام را هم خواهم خورد
بهراس! بهراس از گرسنگی‌ام،
و از خشم‌ام!

***

خیابان‌ها ما را در میان می‌گیرند
تو آیا به مرگ خو گرفته‌ای؟
من به زندگی و خواهشِ بی‌پایان خو گرفته‌ام.
تو مردگان را می‌شناسی؟
من تنها آن‌ها را که عاشق‌اند می‌شناسم!

اگر کسی اصل عربی این‌ها را می‌داند،‌ ممنون می‌شوم همین‌جا معادل عربی‌شان را بنویسد.

  1. سانا گفت:

    سلام. ترجمه تکه ی دوم :
    انا لا اکره الناس
    و لا اسطو علی احد
    و لکنی … إذا ما جعت
    آکل لحم مغتصبی
    حذار… حذار…من جوعی
    و من غضبی
    متن عربی کل شعر با عنوان بطاقه هویه(کارت شناسایی یا شناسنامه) در لینک زیر: http://www.geocities.com/athens/delphi/2549/ana.html

  2. ناشناس گفت:

    با سلام دوباره. َعر سوم را پیدا نکردم ولی فکر می کنم باید در مجموعه شعر وی :The Music of Human Flesh جستجو کنید. در ضمن یک اصلاح بطاقه هویه در عربی یعنی پاسپورت
    موفق باشید

  3. وبگذر گفت:

    سلام
    متن عربی شعر مذکور این است، کم و بیش:
    وضعوا علی فمه السلاسل
    ربطوا یدیه بصخره الموتی
    و قالوا: انت قاتل
    اخذوا طعامه و الملابس و البیارق
    و رموه فی زنزانه الموتی
    و قالوا: انت سارق
    طردوه من کل المرافئ
    اخذوا حبیبته الصغیره
    ثم قالوا:انت لاجئ
    یا دامی العینین و الکفین
    ان اللیل زائل
    لا غرفهالتوقیف باقیه
    ولا زرد السلاسل
    نیرون مات و لم تمت روما
    بعینیها تقاتل
    و حبوب سنبله تموت
    ستملا الوادی سنابل
    ******
    رحمت کلان رفیق!

  4. گفتند تو آواره‌ای … بهراس از خشم‌م …
    سلام!

|