۱۰

به زیر خرقه‌ی رنگین چه دام‌ها دارند…

آقای اوباما مثل هر سال برای ملت ایران تبریک نوروزی فرستاده است. این قسمت‌اش عجیب نیست. هر سال این کار را می‌کند. دلیل‌اش هم روشن است: «نظام» ایران مهم‌ترین مسأله‌ی سیاست خارجی آمریکاست (و بوده است). مهم نیست حق طرف کی‌ست. مهم این است بفهمیم کدام طرف چطور عمل می‌کند. لذا، همین ابتدا بگذارید روشن کنم: ۱) اثبات شیء نفی ما عدا نمی‌کند؛ ۲) در سیاست،‌ مثل خیلی جاهای دیگر، وضعیت دوگانه و صفر و یک نیست (که اگر بطلان یکی را نشان دادیم، حقانیت طرف مقابل خود به خود ثابت شده باشد، یا بر عکس)؛ ۳) هر چقدر که این نظام از گرده‌ی ملت ما تسمه کشیده است و ستم و بیدادش بی‌شک نمونه‌ای است از یکی از تیره‌ترین دوره‌های تاریخ ایران (در بی‌کفایتی حاکمان و تلخ‌کامی مردمان)، آمریکا هم چندان معاف نیست از این قصه و سهم خود را دارد در دامن زدن به این تلخی‌ها.
تمام دعوی ما در همین جمله‌ی کوتاه بیانیه‌ی ۱۳ میرحسین موسوی آمده است: «این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که  مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم».
توضیح و شرح و بسط لازم ندارد. ملت ما از دو سو گروگان گرفته شده است. از سوی آمریکا تبدیل به سپری انسانی شده است در زورآزمایی با حاکمان سیاسی ایران (اصلاً گرفتم موضع آمریکا حق و موضع جمهوری اسلامی عین باطل و ستم) و از سوی نظام هم همین ماجرا بر ملت ما می‌رود. این سال‌های اخیر نشان داده است که ولو به فرض ادعا یکی از اهداف این تحریم‌ها کشاندن جمهوری اسلامی پای میز مذاکره سر پرونده‌ی هسته‌ای بوده (که مذاکره در جای خود خیلی هم خوب است) بی‌شک یکی از اهداف مستقیم یا غیرمستقیم‌اش همین بوده که «مردم» به تنگ بیایند و بشورند بر دستگاه و گرنه این تحریم‌ها چه آسیبی به قدرت‌مداران رسانده است؟ جیب‌شان اندکی کوچک‌تر شده ولی هم‌چنان غوطه‌ورند در دریای چپاول و بساط مافیایی‌شان (و احتمالاً هم‌چنان خواهند بود).
غرض از این مقدمه‌ی طولانی این بود که بگویم من از اوباما نپسندیدم که برای ما ملت ایران شعر حافظ بخواند. می‌فهمم که بخشی از پیام‌اش خطاب به «رهبران» ایران است. این قصه‌ی ما نیست. شما هر چقدر دل‌ات می‌خواهد برو با آن رهبران حرف بزن،‌ شعر بخوان، داد بزن،‌ تحریم کن، اصلاً‌ برقص،‌ ولی حواس‌ات باشد که ما ملت را با این «رهبران» جمع نبند! حواس‌ات باشد وقتی داری ما را کنار این‌ها می‌گذاری و هم‌زمان برای ما متفقاً‌ شعر می‌خوانی، و از سوی دیگر ما را تحریم می‌کنی، به شعور ما داری اهانت می‌کنی و فکر می‌کنی خیلی هوشمندانه عمل کرده‌ای!
عزیز من! آقای اوباما! متأسفانه، در این یک مورد دست‌کم،‌ مشاوران خوبی نداشته‌ای. از نحوه‌ی شروع پیام‌ات حدس زدم احتمالاً از کجا خط گرفته‌ای. شما که به جای «سلام» متعارف و معمول و بی‌عیب، «درود» تحویل ما می‌دهی و ژست «غیرعرب» بودن و رفتارهای مهوع سوپرناسیونالیستی و شبه‌ایران‌باستان‌گری می‌گیری ولی هم‌زمان شعر «حافظ» برای ما می‌خوانی، یک جای کارت بد جوری می‌لنگد!
آقای اوباما! ملت ما ساده‌لوح نیستند. به یکایک حرف‌ها،‌ کلمات و آهنگ صدای شما توجه دارند! لطفاً مشاور مزبور را یک گوشمالی حسابی بدهید! این بار بدجوری به گل نشستید! اصلاً هیچ فکر کرده‌اید شاعر مزبور که این شعر را گفته، خودش هرگز در ساختار قدرت نبوده؟ خودش هیچ وقت دو بار رییس جمهور یک ابرقدرت جهانی – که دست‌کم سه دهه است با کشور محل بحث مناقشه‌ی شدید دارد – نشده؟ هیچ فکر کرده‌اید او «بیرون» ساختار قدرت، منتقد سیاست‌ورزی امثال شما و امثال حاکمان ما، هم‌زمان، بوده است؟ بهتر نبود بقیه‌ی شعرها را هم می‌خواندید و سعی نمی‌کردید دست روی رگ خواب ملت ما بگذارید؟ آقا! دعوای سیاست را باید جای دیگری و جور دیگری حل کرد! از فرهنگ ما اگر می‌خواهید مایه بگذارید، اول به خودتان یاد بدهید که با ملت ما، نه با حاکمان ما،‌ دارید چه می‌کنید! تکلیف‌مان را با این حاکمان سیاسی خودمان سعی می‌کنیم یک جوری روشن کنیم! از شما دعوت نکرده‌ایم و نخواهیم کرد که بیایید و این دعوا را فیصله بدهید. پای حافظ را به میان نکشید که می‌شود با توپ پرتر از همین حافظ برای‌تان شاهد آورد که آقا! «شاه ترکان سخن مدعیان می‌شوند / شرمی از مظلمه‌ی خون سیاوو‌ش‌اش باد»! حرف زیاد است ولی لطفاً دفعه‌ی بعد که خواستید شعر نقل کنید برای ملتی که تار و پودش شعر است، شعر را مثل پاره آجر انتخاب نکنید که بچپانید توی پیام‌تان. شاید «عوام» برای «تزیین» سخن‌شان و احتمالاً تقویت موضع‌شان از چپ و راست،‌ شعر شاهد بیاورند،‌ ولی شما باید مراقب‌تر باشید، خیلی خیلی مراقب‌تر!
 
رفیق نازنین عزیزتر از جان ما، مجید میرزاوزیری،‌ این ابیات را تقدیم حضور شما کرده که بار دیگر سعی نکنید برای ما از این شاهدها بیاورید؛ امیدوارم برای پیام سال بعد این‌ها را به خاطر بسپارید:
 
گـیـرم درخـت کـاشـته‌ام مـن، شما خفه
یـا بـس کـن ایـن نـمایـش بـد را و یا خفه
تــحـریم تــوســت گــردهٔ مــا را گرفته زیر
وانـگـه سـخـن ز مـهر بـگویـی چـرا؟ خفه
باور بـکـن ز عـقـل کـمـی بـهـره بـرده‌ایـم
هـرچـند گشـته‌ایـم از این هوی و ها خفه
حافظ اگر که گفت سخن، آسمانی است
لـفـظ دری کـجا و سـیـاسـت کـجــا، خفه
دانـی هـزار همـوطـن مـا تــو کشـتـه‌ای؟
خـواهـم ز حـق بـه عـدل نـماید تو را خفه
از هـر طـرف بـه خـاک وطن چنگ می‌زنند
آنـان جـدا خـفه تـو از ایـن سـو جـدا خـفه
کِـشـتی نـهال دشـمنـی و بـذر ناخوشی
کـندی درخـت دوسـتـی‌ام از جـفـا، خفه!
 
پ. ن. در پاسخ بعضی دوستان که می‌گویند «خوب بود مثلاً بد حرف می‌زد یا فلان و بهمان می‌کرد» عرض می‌کنم این سخن مغالطه‌ی بدتری است. اگر بد حرف می‌زد یا لیچار می‌گفت که باید می‌گفتیم خاک بر سرش و شرم بر او باد! اما هر کسی جایگاه و موقعیت‌اش بالاتر برود انتظار و توقع برای سنجیده سخن گفتن هم از او بالاتر می‌رود. یک معنای پاسخگو کردن قدرت هم همین است. اصلاً‌ نظام سیاسی آمریکا مبنای‌اش همین است که بتوانی یقه‌ی حاکمان‌ات را راحت بگیری و نقدشان کنی.
  1. اگر اشتباه نکنم پارسال سعدی خوند (بنی آدم اعضای ..) چرا اون موقع اینهارو نگفتید؟
    ——————-
    ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است.
    د. م.

  2. امیر علوی گفت:

    اوباما و دولت عاقل امریکا می خواهد دولت ایران را خرد و له کند تا این جماعت با قواعد امریکایی-بین المللی رفتار کنند. برای دولت امریکا و … ذره ای اهمیت ندارد که مردم ایران در فشار اقتصادی هستند یا نه. برای آنها هدف شان وادار کردن رهبر ایران است، همین.

  3. امیر سام گفت:

    توجه به متن پیام این حس رو کامل القا میکنه که یه قلم ایرانی این پیام رو نوشته با شناخت نسبی از فرهنگ و جامعه ایرانی ,چیزی بیشتر از مشاوره…

  4. ناشناس گفت:

    لازم است به آگاهی شما برسد که تمام ایرانیان در حس نفرت و تکبر شما شریک نیستند.
    پیام شادباش نوروزی رئیس جمهوری آمریکا و پیشنهاد دوستی به جای دشمنی میان دو ملت برای من و برای بسیاری دیگر از هم میهنان مایه خوشوقتی و امیدواری است.
    باعث تاسف است که به جای افرادی مانند ایشان افرادی مانند شما زمامدار امور ایران هستند وگرنه پاسخ مودبانه و دوستانه دولت ایران به این پیام ها می توانست به دشمنی لجاجت گونه و بی فایده میان دو کشور پایان دهد.
    دعوت می کنم با نگاهی به آنچه این روحیه در سی سال گذشته بر سر کشور و مردم ما آورده از نفرت ورزی و نفرت پراکنی دست بردارید.

  5. هایزن گفت:

    اگر به خاطر کشمکش هسته ای نبود که اوباما نیازی به دادن پیام نوروزی و امثال ذلک نداشت. اوباما بیکار نیست که با یک ملت جهان سومی خود بزرگ پندار خودشیفته به گفتگو بنشیند.ملتی که صدها سال از قافله پیشرفت عقب هستند و عرضه بیرون راندن حاکمان خودکامه را ندارند که سهل است شهرتشان در طول تاریخ به سواری دادن و اطاعت از عرب و مغول و ترک و تاتار بوده. گیرم ۸۰۰ سال پیش چهار خط شعری هم نوشته اند و دوره ای هم علم را به زبان عربی پیشرفت داده اند. خلاصه که این خودشیفتگی آفت جان ما شده برادر. به قول نامجو دشمن حتی نیم نگاهیی هم به من و تو نمی اندازد، و چیزی غمین تر از این هم نیست!

  6. بیژن محمدپور گفت:

    ما مردم احساس زده ای هستیم . و کاملا دیجیتال .یک مقدمه انالوگ با سایه روشنی زیبا نتوانسته روح سیاه و سفید گفتار شما را بپوشاند .شما اگر جای اقای اوباما بودید چه کار می کردید . اوباما بخشی از یک سیستم است. در کشوری زندگی می کند که پر است از ” قاعده” . اودر زمینه سیاست داخلی هم همینقدر دست وپایش بسته است . شما واقعا اگر جای اوبودید چه پیامی برای ملت ایران می فرستادید ؟ درست است که در کشور ما هر کسی شب می خوابد و صبح پا میشود و می خواهد دنیا را زیر و زبر کند .ولی جاهای دیگر مردم اینقد ” شجاع “و بی باک نیستند که با هزینه مردمشان ویران کنند وبعد کاسه چه کنم دست بگیرند و دست در دماغ به فکر فرو روند . دنیای واقعی با دنیای بی مسئولیتی و رویا زدگی فرق دارد. کسی که همت زندگی کردن ندارد و می خواهد خودکشی کند بهتر است راه کم هزینه تری پیدا کند و خلق الله را آواره نکند . اوباما سمبل تفکر عقلائی و اعتدال گراینه ای است که باید قدرش را دانست و با شلختگی در موردش قضاوت نکرد .وضع دنیا خراب تر از آن است که چند دیوانه بی عقل ( شرقی ویا غربی ) بتوانند مرهمی به زخمش زنند . کمی عاقل باشید و هذیان هائی را که در مورد خاتمی گفتید در مورد اوباما تکرار نکنید . که جای هذیان گوئی بستربیماری است ،نه گذر گه و بازار

  7. یک دوست گفت:

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    حرفهایتان خوب، جالب و به حق، اما من مظمئنم که این دولت و این رهبران مردم در حقیقت خود خود مردم هستند. به عبارتی خود خود ما هستیم. ما از حکومتمان، دولتمردانمان و همه آنهایی که بر منصب قدرت هستند تفاوتی نمی کنیم. ما اینگونه ایم که اینگونه ها بر ما حکومت میکنند. آنها از ما و ما از آنها قطعاً جدا نیستیم. بقول معرف از ماست که بر ماست

  8. سهیل گفت:

    با سلام و آرزوی سالی خوب
    راستش با خوندن این نوشته ی شما به شدت متعجب شدم. تعجب به خاطر استدلال های ضعیف و نقد به شدت جانبدارانه و غیر منصفانه ی شما به پیام اوباما…. موضع شما و نقد شما به شدت نا امید کننده … امیدی که به حرکت ملت ایران به سمت دموکراسی خواهی و درست شدن اوضاع مملکت بود متاًسفانه روز به روز کمرنگ تر میشه. آیا میشه به شما امیدی داشت ? میشه به طرز فکری که شما نماینده ش هستین امید داشت ?
    به عنوان مقدمه میخوام یه موضوع بدیهی رو مطرح کنم در مورد اشاره ی شما به وجود تناقض در رفتار و گفتار اوباما … ولی دقیقاً چه تناقضی ?! این که شعر گفتن و تحریم کردن تناقض رو نشون میده?!!
    طبیعتاً این مسئله ی بدیهی رو باید در نظر می گرفتین که پدیده ی شعر میتونه منتقل کننده ی حالات و احساسات مختلفی باشه ! و حتی میتونه بر خلاف پیش فرض شما منتقل کننده ی قهر و دشمنی و هزاران مفهوم نا خوشایند باشه و برخلاف نظر شما صرفاً برای انتقال عشق و دوستی به کار نمیره!!
    چیزی که کاملاً مشخصه اینه که اوباما شعری گفت که مفهوم و محتوای اون کاملاً منطبق با موضع گیری سیاسی اون در عمل و گفتار بود. دعوت به رفع مشکلات و دشمنی ها که مسلماً به طور غیر مسقیم هم تصدیق میکنه که اختلاف و مشکل هست که تحریم و قطع ارتباط و…. رو هم شامل میشه.
    اما برسیم به انتقاد جدی من به شما!
    اولاً : نقد شما به شدت جانبدارانه و غیر منصفانه س. درسته که خیلی سخته به عنوان کسی که درگیر مسئله س خودمون رو بیرون بکشیم و از بیرون به همه چیز نگاه کنیم ولی این موضوع وقتی پای قضاوت و نقد وسط میاد باید اتفاق بیوفته حتی اگه خیلی سخته…
    اگه از بیرون به قضیه نگاه کنیم موضوع اینه که اوباما به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم امریکا وظیفه ی حفظ منافع ملی کشورش رو به عهده داره و سیاست خارجیش رو هم در جهت حفظ منافع ملی کشورش پیش میبره ( بر خلاف حاکمان ما که اولویتشون حفظ آرمان های انقلابی و ایدئولوژیک هست و منافع ملی چندان مطرح نیست!)
    در راستای این سیاست خارجی حکومت ایران میتونه منافع ملی آمریکا رو به خطر بندازه ( که در حال حاضرم کم تاًثیر نبوده!) چه از طریق دستیابی به تسلیحات هسته ای و چه از طریق حمایت از گروه های تروریستی و…
    و بر خلاف ما که حرف رهبر عزیزمون برامون حجت و فتواس ! اونا نمیتون به جمله ی : ما به دنبال سلاح هسته ای نیستیم اعتماد کامل باشن !. نه فقط در مورد بحث هسته ای بلکه در سایر موارد این نیاز رو می بینن که باید اعتماد سازی بشه و تلاش بشه که اختلافات حل و فصل بشه و هر دو دولت تلاش کنن که یک نقطه ی برآیندی برای منافع ملی کشورون پیدا کنن…
    ثانیاً : شما گفتین که حساب ما از حکومت جداس!! اتفاقاً همین موضوع هست که باعث ترس و عدم اعتماد جامعه ی جهانی میشه… اونم در شرایطی که ما در قرن ۲۱ به سر می بریم و در این عصر در اکثر نقاط دنیا افسار حکومت ها به دست مردم اون کشور هست . حالا بماند که در یک کشور این افسار شل تره و در کشوری دیگر محکم تر! ولی به حال این افسار از طریق دموکراسی و قانون در دست مردم اکثر کشور های دنیاس… به گفته ی شما حساب مردم ما جدا از حکومته!
    یعنی اگه خیلی ساده بخوام بگم ما سوار یه الاغ چموش هستیم که اتفاقاً افسارش دستمون نیست ! خب حسی که همسایه ها دارن اینه که از این این الاغ چموش بعید نیست که سر از باغچه شون دربیاره و گل ها و علف ها رو مورد عنایت قرار بده! و چیزی که اونا رو نگران کرده اتفاقاً همین اصله که افسار این الاغ دست سوارش نیست!
    و جالب اینکه سوار محترم با نهایت وقاحت میگه به من چه و حساب من از این الاغ جداس!!!
    و اتفاقاً مشکل جامعه ی جهانی همینه !
    هدف تحریم ها یقیناً اینه که یه تلنگر به سوار بخوره ! که هی فلانی افسارو محکم تو دستات بگیر تا مبادا این الاغ سر از باغچه ی ما دربیاره چون ما اصلاً به الاغ محترم شما اعتماد نداریم!
    خلاصه این که آیا میشه به شما امیدی داشت ? میشه به طرز فکری که شما نماینده ش هستین امید داشت ? ( هرچند که به نظرم افکار شما آنچنان هم در راستای میل به دموکراسی خواهی نیست و شما هم مثل پدران ما در دهه ی پنجاه و شصت فقط میدونین که چی نمی خواین ! و فقط میدونین که با چی دشمن هستین ! و این نا امید کننده س…) و اگه بخوام از شخص خودم بگم اینه که واقعاً نمیشه مهاجرت رو به امید شما و امثال شما عقب انداخت! و روز به روز دارم از جنبش سبزتون و اصلح طلبی تون ( البته به روایت شما !!! ) نا امید تر میشم…

  9. سهیل گفت:

    دوست عزیز
    در واقع مخاطب اصلی نظرم شخص شما بودین که خوندین و امیدوارم مطلب رو گرفته باشین… و مخاطبان فرعی خوانندگان بلاگ شما بودن که به صلاحدید شما محروم شدن …
    شما آنچه کردید که هستید!
    با آروزی روزهای خوب برای شما

  10. غلامعلی یوسفی گفت:

    شما را نمی شناسم، زیاد هم به وبلاگ تان نیامده ام.
    اما این مطلب تان خیلی جهان سومی است واقعأ متاسف شدم.
    شعری که آقای اوباما یا مشاورانش انتخاب کرده اند دقیقأ درد جامعه ماست. دقیقأ مشکل جامعه ماست.
    به جان بچه ام وقتی این شعر راشنیدم تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که :
    اینها بی خود ابر قدرت نشده اند. خیلی خوب می فهمند.
    می فرمائید چرا با تحریمهایشان مردم را تحت فشار قرار میدهند؟
    خوب شما بگویید چکار کنند؟
    فرض کنید حکومتی قصد ساختن بمب اتم دارد شما بگویید چگونه می توان مانع شد بدون آنکه مردم به زحمت بی افتند؟!

|