۰

چو امکان خلود ای دل در اين فيروزه‌ ايوان نيست…

Print Friendly, PDF & Email
يکی از حکمت‌های ساده و بليغ نوروز، همين است که «جهان نمی‌پايد»؛ يعنی این عالم با همه‌ی تلخی‌ها و شيرینی‌های‌اش دوام ندارد. يعنی که ستم و بيداد پايدار نخواهد ماند و «جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند». قاعده‌ی تاريخ همین است که بيدادگران نه تنها درس و عبرت نمی‌گيرند که درست بر عکس در خيال و گمانِ خود می‌پندارند که عين حقیقت و حقانیت‌اند و هيچ ستمی از دستِ آن‌ها بر کسی نمی‌رود! طبعاً چرخ‌های زمان به آسانی پیکره‌ی همه‌ی سرکشان و مقتدران تاریخ را در هم می‌شکند و از آن‌ها چیزی نمی‌ماند جز قصه و البته لعنتِ ابدی هر که در پی آن‌ها می‌آید. تاريخ و زمان، داورانی سخت‌گیرند و همین داوران سخت‌گیرند که روزنه‌ی امید را می‌گشايند. برای سال تازه، دعا می‌کنم و آرزو می‌کنم که بيخِ درخت بیداد خشک شود و سايه‌ی سبزِ مهربانی، درستی و راستگویی بر سرِ يکايک هم‌وطنان، همراهان و یاران‌ام گسترده‌تر شود. آرزو می‌کنم آن‌ها که در چنگال بيداد اسيرند، زندان‌شان شکسته شود و از زندان برون و درون رهايی يابند. هم‌چنان ايمان دارم که ملت ما لياقتِ بهتر از این و بسی بهتر از این را دارد. سزای درستی و پاکی، شادی است و بخت و اقبال؛ نه خواری ديدن و تحقير شنيدن و استخفاف و بندگی. سزای ما آزادی است و شادی و شادیِ آزادی. اميدوارم این بار آزادی ما با زنجير از راه نرسد.
هديه‌ی طربستانی ملکوت اجرای آواز ماهور بهاريه‌ی حضرت استاد است با همراهی تار داریوش پيرنیاکان و تنبک همايون. ادامه‌‌ی قطعات هم‌نوازی دو عزيز است که امروز ديگر به زبان دیروز با ما سخن نمی‌گويند: ناصر فرهنگ‌فر و پرویز مشکاتيان. غزل آواز بخش اول، از نوروزانه‌ترین غزل‌های حافظ است و غزلی است حکيمانه. سال نودتان خجسته باد.

 

|