۰

به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالم…

PrintFriendly and PDF

آدم فقط بايد ديوانه باشد – يا عاشق – که همه چيز داشته باشد يا همه چيز را به او بدهند ولی باز چيزی باشد که به محض عبور از کنارش يا به محض زنده شدن يادش، اشک از ديدگان‌اش سرازیر کند. این حال را سوختگان می‌دانند. باید جايی يک بار هم که شده دردی را چشيده باشی، فراقی را آزموده باشی، هجرانی جهان‌ات را ويران کرده باشد. اصلاً این تجربه‌ای نيست که بخواهی کسی نداشته باشدش. فکر می‌کنم با تمام زجرها و خون دل خوردن‌های‌اش، داشتن اين تجربه هزاران هزار بار به نداشتن‌اش می‌ارزد. اين‌ها را نداشته باشی از آدمی بودن دوری.

مشغول کار بودم به دنبال فایلی می‌گشتم و سر از جايی روی کامپيوترم در آوردم و روی فايلی کليک کردم که آواز عليرضا افتخاری بود با نی محمد موسوی. بعد فهميدم بخشی از آلبوم «دریغا»ی اوست. صدا برای خودش پيش می‌رفت و سر از اين بیت بابا طاهر در آورد که: تمام خوبرويان جمع گردند | کسی که يادت از يادم بره نيست. تمام روزم تعطیل شد. نه صدای خواننده مهم بود و اصالت داشت، نه نی موسوی. هيچ چيز ديگری مهم نبود جز چيزی که زیر هزاران لایه‌ی بشريت و زمان و تکرار روزمرگی نهان‌اش کرده بودم. ناگهان سر بر می‌کند و آدمی را لطيف می‌کند؛ مثل بارانی است که بعد از ماه‌ها و سال‌ها خشکی بر سينه‌ی تفتيده‌ی کوير ببارد. اگر دل‌تان نازک است يا با شنیدن موسيقی ايرانی آميخته با اين شعرهای سوزناک و خانه‌خراب‌کن زندگی‌تان پاک مختل می‌شود، خوب طبعاً این‌ها را نبايد گوش کنيد. این را هم گوش نکنید… دوام عيش و تنعم نه شيوه‌ی عشق است…

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

|