۲

خوانِ کرم… (۴)

Print Friendly, PDF & Email

هميشه ضرورتی ندارد در توصيف و تعریف کرم و سخاوت کسی چيزی بنويسد:

لب ببند و کف پر زر بر گشا

بخل تن بگذار و پیش آور سخا

ترک شهوتها و لذتها سخاست

هر که در شهوت فرو شد برنخاست

این سخا شاخیست از سرو بهشت

وای او کز کف چنین شاخی بهشت

عروة الوثقاست این ترک هوا

برکشد این شاخ جان را بر سما

تا برد شاخ سخا ای خوب‌کیش

مر ترا بالاکشان تا اصل خویش

یوسف حسنی و این عالم چو چاه

وین رسن صبرست بر امر اله

یوسفا آمد رسن در زن دو دست

از رسن غافل مشو بیگه شدست

یکی از مصاديق ترک لذت‌ها و شهوت‌ها – يعنی يافتن این رسن استوار – همین است که آدمی چيزی نگوید و ننویسد. این ترک گفتن و نوشتن، آزمون سخاست. لب ببند وقتی متعاقب‌اش واو عطف می‌آيد و آن‌گاه کف پر زر برگشودن، معنای عطف نمی‌دهد لزوماً. لب بستن مقدمه‌ای است برای کف پر زر برگشودن. یعنی «هر چه در اين پرده نشان‌ات دهند | گر نستانی به از آنت دهند». پس سکوت بايد. تا همین‌جا هم بیگاه شده است.

  1. roya etminan says:

    با سلام اقای محمدزاده من در خواندن نامه ۷۲ شماره ۱۳۰از نامه های عین القضات جلد دوم دچار بد فهمی شدم اگر ممکن است با توجه به مطالعاتی که در این زمینه دارید مرا راهنمایی کنید ایشان میفرماید: …… چندین هزار را درد طلب بگیرد و یکی از راه راست نیفتد…….در اینجا از راه راست نیفتد به چه معناست؟ با تشکر

    • داريوش ميم says:

      سلام. جملات قبل و بعد همین بند از نامه منظور را مشخص می‌کند. بحث در مراتب سلوک است: به شک رسيدن؛ گرفتاری طلب پیدا کردن؛ به راه راست افتادن (اين بخش نامه تصحيف شده گویا از قسمت بعد مشخص می‌شود)؛ در راه راست بودن و گرفتار ملال شدن (قبض). و آخرین مرتبه شايستگی حضرت پيدا کردن. برای عين‌القضات همه‌ی این‌ها مراتب و درجات سلوک است و هیچ کدام به خودی خود کفایت نمی‌کند: نه شک، نه درد طلب، نه در راه راست بودن، نه ملال. این‌ها مقدمه است برای شايستگی حضرت پیدا کردن. و از ميان اين همه رهرو نادرند کسانی که به اين منزلت برسند. برای او اين منزلت در هر عصری فقط نصیب يک نفر می‌شود. خلاصه‌ی بحث این است.

|