۴

سلاح‌های هسته‌ای و جنجال قدرت

Print Friendly, PDF & Email

 يکی دو سال است که ماجرای سلاح‌های هسته‌ای ايران بحث داغ اخبار جهان است. مدتی است که می‌خواهم يادداشتی برای نيروهای هسته‌ای بنويسم و مجال پيدا نمی‌کنم. اتفاقاً مقاله‌ای که بايد برای درس حقوق بشر بين‌الملل می‌نوشتم موضوع‌اش همين بود. پيش از اين‌که به ايران بپردازيم، توجه به اين نکته از هر چيزی واجب‌تر است که تنها حکومت‌هايی که عملاً در برابر ممنوع اعلام کردن سلاح‌های هسته‌ای مقاومت کرده‌اند و تن به معاهدات سازمان ملل نداده‌اند کشورهای عضو شورای امنيت و در رأس آن‌ها آمريکا است. پيشنهاد ممنوع اعلام کردن استفاده از سلاح‌های هسته‌ای به عنوان سؤالی از سوی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۴به ديوان عدالت بين‌المللی ارايه شده بود که پاسخ به آن‌ [تحت عنوان Advisory Opinion] پرسش هم تنها مشوش و مبهم ارايه شده بود و جوابی در خور نيافته بود (مقالات سايت کميته‌ی بين‌المللی صليب سرخ را هم در اين زمينه ببينيد.). القصه، نکته‌ی ظريف ماجرا اين است که آمريکا تنها با دستاويز بازدارندگی برای خود مجوز استفاده از سلاح‌های هسته‌ای را حفظ کرده است و هر گونه قطع‌نامه‌ی سازمان ملل را نيز وتو کرده است. در نتيجه، بدون هيچ ترديدی تنها عامل بزرگ و عمده‌ای که در برابر منع استفاده و گسترش سلاح‌های هسته‌ای وجود دارد خود آمريکاست که با ممنوعيت آن‌ها تفوق و برتری سياسی و نظامی خود را در جهان به مخاطره می‌اندازد. آمريکا هنوز پای بسياری از معاهدات بين‌المللی را امضا نکرده است. از جمله اين‌که در قوانين آمريکا قانونی هست به نام حمله به لاهه که بنا بر آن دولت آمريکا می‌تواند برای آزاد ساختن هر يک از تبعه‌های‌ خود حتی به دادگاه بين‌المللی لاهه لشکرکشی کند!
اما سوای قلدرمآبی و قداره‌بندی آمريکا، اين را هم نبايد از ياد برد که نفس استفاده از سلاح‌های هسته‌ای و گسترش آن‌ها به هر نحوی، حاوی مشکلات جدی و اساسی اخلاقی و اجتماعی است. برای خلاصه کردن مطلب تنها يک بند را از کتاب «تأملاتی بر خشونت» [Reflections on Violence] نوشته‌ی جان کين نقل می‌کنم که به خوبی گويای اين مطلب است:
«سلاح‌های هسته‌ای اين امکان را دارند که از اختيار آدمی خارج شوند. کشورهای جهان می‌توانند هزاران سلاح هسته‌ای توليد کنند. در شرايطی غير‌قابل تصور، جنگ‌هايی ممکن است رخ دهد که هزاران سلاح هسته‌ای در آن به کار می‌رود و صدها ميليون انسان کشته می‌شوند. با وجود اين‌که اين امر شديداً غير محتمل است، اين امکان طبيعت ذاتی سلاح‌های هسته‌ای است.»
اما برای جهانيان، تنها وجود دولت ديوانه‌ای چون آمريکا کفايت است. سياست‌مداران همواره ممکن است ديوانه شوند. نه برای ايران و نه برای هيچ کشور ديگری توجيه عقلی و اخلاقی مناسبی برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای وجود ندارد. ولی زورگويی و قدرت‌طلبی مسری است. حکومت‌های جهان هيچ‌کدام الاهی و دست‌نشانده‌ی خدای عالم نيستند. همگی خطاکارند و همان به که ابزار نظارت آدميان بر سر آن‌ها باشد تا خشونت نورزند و دريغ که دموکراسی هميشه در ذات خود نطفه‌ی خشونت را می‌پروراند. تفصيل اين ماجرا باشد تا بعد. اما عجالتاً از اين کتاب جان کين در صورتی که يافتيدش غفلت مورزيد.

  1. سلام ، ……………………………..

  2. hossseyn says:

    سلام ، من با نظر شما كاملا موافقم … اگر سلاح هسته اي نباشه بهتره و اگر قراره باشه بايد به دست ديوونه ها نداد …!!! از اينكه آهنگهاي اصيل ايراني را ( شجريان – سراج ) در وبلاگ خود گذاشته اي متشكرم …

  3. saye says:

    به نظرم يا هيچ كشوري سلاح هسته اي نداشته باشد يا همه امكان دسترسي به آن را داشته باشند. ضمن اينكه در مورد بد بودن آن با شما هم عقيده ام.

  4. Mehdi says:

    البته انديشيدن به آمريکا و رفتارشناسی آن ضروری است و آشکار ساختن دوگانگی های سياست آن هم سخت نيکوست اما من زبان سرد را گزنده تر می بينم در اين واکاوی ها تا زبان طرد. آمريکا کشور اخلاق نيست هيچ کشوری نيست البته. آمريکا را تنها بر مدار قدرت می توان تحليل کرد. يا همان قلدری که گفته ای! در تحليل قدرت جايی برای مذمت اخلاقی نيست.

|