۲

چهلمین روز درگذشت شرف

داشتم سخنان سروش را در مراسم بزرگداشت چهلمین روز درگذشت شرف‌الدین خراسانی می‌خواندم. تنها چیزی که از شرف به یاد دارم آهنگ صدای‌اش بود که لرزان و ضعیف از پشتِ تلفن می‌آمد. وقتی که هنوز در ایران بودم، شبی در خانه‌ی پرویز مشکاتیان بودم و گروهی از اهل هنر هم جمع بودند و سخن از موسیقی بود و ادبیات. در همان میانه پرویز به شرف زنگ زد که احوالی از او بپرسد. گمان می‌کنم آن موقع مصادف بود با سفری که خاتمی به فرانسه کرده بود و برای‌اش جنجالی به پا کرد. پرویز بدون هیچ مقدمه‌ای گوشی تلفن را به من داد و به شرف گفت با فلانی صحبت کنید. من فقط مات و مبهوت احوالی از پیرمرد پرسیدم و بس! آنچه از شرف به یاد دارم همین است و بس!

  1. دی داد گفت:

    خدایش رحمت کناد …

  2. neda گفت:

    salam ghabl az har chiz aval fara residane sale jadido beheton tabrik migam omidvaram sale jadid sale khobi bashe ham baraye shoma ham baraye khanome ayandaton va be har arezouyi ke darin beresin va hamishe salamato khosh bashin.
    va bad mamnoon misham agar ahange webloge mano avaz konin, hamon ahangi ke sepideh ferestade lotfan bezarin, merci

|