۲

افاضات جمشيد خان

جمشيد برزگر فرموده است:
«نوشته حسين درخشان و توضيحات صاحب ارض ملکوت، و از آن مهم تر، يادداشت قبلی همايونی با عنوان “رجعت طربستان و مقررات آتی” نکته ها در ذهنم برانگيخت و هراسی ناپيدا. راستش اگر تمام حرف های حسين را درباره موسيقی روی وبلاگ و پنهان ماندن نويسندگان برخی وبلاگ های مقيم ملکوت قبول نداشته باشم، در يک مساله، هيچ بحثی با او ندارم و کاملا موافقم. آن هم چيزی نيست جز اينکه وبلاگ به نويسنده اش اين امکان و اجازه را می دهد که خود ويراستار و سردبير خود باشد.
اما فراموش نکنيم اين فقط آزادی نيست، مسئوليت هم هست.
نمی خواهم اينجا و اکنون، که مجالش نيست، مفصل بنويسم. به همين خاطر بر می گردم به همين اقليم خودمان. قبله عالم خود بايد بهتر از هر کس بداند که مقيمان اين ملک، خود مسئول نوشته های خويشند و صد البته که هيچ کس، نوشته يکی در اين جمع را به حساب ديگری ، يا کل جمع نمی گذارد. مقرراتی از آن دست که از بارگاه ملکوتی صادر شده، بيشتر در مجله و سايتی اينترنتی فی المثل کاربرد دارد، نه به قول خود صاحب ارض، در مجمع الجزاير وبلاگيه، که گرچه هرکدام از مقيمان اين جزيره سلطان نيستند، اما حاکم و والی ملک و ديار خودند و خوب و بدش را هم ديگران اگر قرار باشد بنويسند، به پای خود آنان خواهند نوشت و از اين رهگذر، گرد و غباری هم اگر برخيزد بر دامن کبريايی ملکوتيان نخواهد نشست.
حالا که ملکوت رونقی بيش گرفته، انديشه و احتياطی بيش لازم است. اما گمان من اين است که سمت همه اينها بايد حفظ و گسترش فرديت، آزادی و مسئوليت توامان نويسندگان وبلاگ های متعددی باشد که امروز، در ملکوت خانه کرده اند.
ما می توانيم و يا بايد يکديگر را نقد کنيم تا صيقل بخوريم و تراشيده و زيباتر و سنجيده تر از قبل شويم؛ اما وارد شدن به ساحت امر و نهی و داوری کردن که يکی تند رفته و ديگری کند، و بايد در اين ساحت خراميد و يا دست بالا هروله کرد و نتاخت، سخنی از جنسی ديگر است که حتی اگر نيتی خير در پسش باشد، نتيجه ای ناميمون دارد. امری که سال هاست خيلی از مقيمان کنونی ملک ملکوت، با گوشت و پوست و استخوان لمس و درکش کرده‌ايم.»
صاحب سيبستان هم مطلبی در همين زمينه نوشته است با عنوان «فاشگويانِ حلقه‌ی ملکوت». باقی دوستان هم نظر بدهند.
اين هم الطافِ با انواعِ عتاب آلوده‌ی وليعهدِ بارگاه: «صيقل حضرت عشق با من.
وقتي جمشيد عزيزم مثل آب خوردن اينجا و اينجا و اينجا را کليک مي کند، من هم قبله ي عالم را صيقل مي دهم. کار ديگران را به کاتب کتابچه مي سپارم . . . و کيانوش مهربانم لبخند مي زند. گويي به کاري ساده مي خندد .
قبله!
بگذار همه چيز طبيعي به پيش رود. قربانت گردم.»

  1. گربه ايراني says:

    صيقل حضرت عشق با من.
    وقتي جمشيد عزيزم مثل آب خوردن اينجا و اينجا و اينجا را کليک مي کند، من هم قبله ي عالم را صيقل مي دهم. کار ديگران را به کاتب کتابچه مي سپارم. هرچه باشد مهدي جانم رمان شگفت انگيزش را تمام کرده و به دام بلا افتاده است.
    و کيانوش مهربانم لبخند مي زند. گويي به کاري ساده مي خندد .
    قبله!
    بگذار همه چيز طبيعي به پيش رود. قربانت گردم.

  2. rebel says:

    بابا خوب ابنروزا كولاك كردي. هر جا ميرم مي بينم كه اسمت اول از همه است…. موفق باشي.

|