۵

طرح بی‌سامانی هنوز سامان دارد!

نمی‌دانم چرا این اصلاح تازه‌ی طرح سامان‌دهی را خیلی‌ها عقب نشینی تصور کرده‌اند. فقط به این‌ها توجه کنید: وبلاگ نویسان از ثبت وبلاگ‌شان معاف هستند، مگر آن‌ها که دامنه‌ی اختصاصی دارند. خوب این یعنی چه؟ یعنی این‌که اولاً بلاگ‌اسپات در ایران فیلتر است و هر سیستم میزبانی وبلاگ که موی دماغ ما بشود به طریق اولی فیلتر می‌شود. بعد هم پرشین بلاگ و بلاگفا مالِ خودمان است. هر وقت تشخیص دادیم کسی چیز خوبی ننوشته‌ است مسدودش می‌کنیم. مالِ خودمان است دیگر، هر کاری بخواهیم می‌کنیم. پس می‌ماند آن وبلاگ‌هایی که دامنه‌ی اختصاصی دارند. خوب این‌ها خارج از دسترس ما هستند. ما نمی‌توانیم کنترل‌شان کنیم. پس باید بیایند ثبت شوند و گر نه فیلتر می‌شود. ثبت هم که بشوند البته باز هم فیلتر می‌شوند ولی خوب چوب‌خط فیلترکنی ما پر می‌شود دیگر!

اگر فکر کرده‌اید این‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند، اشتباه می‌کنید. جملاتی اضافه کرده‌اند که نیت‌شان را بیشتر آشکار می‌کند. زیاد خوشحال نباشید. البته می‌شود خوشحال بود چون حتی طرح تازه هم عملی نیست و نشان از بی‌خبری و استدلال‌های کودکانه دارد ولی آن تغییر تازه چیز زیادی را عوض نکرده‌ است: «حقه‌ی مِهر بدان مُهر و نشان است که بود»!

  1. با خواندن این مطلب یاد ابیاتی از آقای دکتر بیت اللهی افتادم که برایتان رونویسی میکنم.
    آدم به زمین آمد این حادثه رؤیا نیست
    این فرصت بی تکرار عشق است معما نیست
    ما ساده ترین تفسیر از پیچ و خم عشقیم
    با لذت حیرانی همراه غم عشقیم
    آنانکه که در آیینه از هیچ نترسیدند
    نا گفته ترین ها رادر آینه ها دیدند
    میشد سفر دنیا آسانتر از این باشد
    آدم به هوس خو کرد تا خسته ترین باشد
    در خاطر پروانه پرواز نمیمیرد
    با بستن لب هرگز آواز نمیمیرد
    تاوان یقین را دوست بی مرگ نمیگیرد
    مشتاق فنا اما با مرگ نمیمیرد
    *راستی نقدکی ( به تعبیر عموزاده های شمال شرقییمان) بردین” حداقلی است یا حداقلی می خواهیمش؟” در http://www.shocaran.blogspot.comداشتم که یا فرصت رویت نبودو یا تکه برگی بود بر سرای سلطان

  2. سلام و عرض ادب
    مطالبتان بسیار اندیشمندانه و جالب است
    دوست عزیز
    غرض از مزاحمت :
    البته اگه این مثل یادتون نیاد خوبه که:
    سلام روستایی بی طمع نیست !
    حقیقتش
    من در چند وبلاگ طربستان موسیقی شما را مشاهده کرده ام خواستم اگر اجازه می دهید و وبلاگ مرا قابل می دانید من نیز برای استفاده بیشتر بازدیدکنندگان وبلاگم که بیشتر علاقمند به موسیقی سنتی و خصوصا استاد شجریان هستند آنرا در وبلاگم قرار دهم
    چون وقت ندارم خودم چیزی مثل اونو درست کنم
    اگر هم موافق نیستید مسلما حق دارید چون بی شک زحمت فراوانی برای آن متحمل شده اید
    درود بر شما
    منتظر پاسخ شما
    با تشکر
    *************************
    خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
    به هر درش که بخوانند بی‌خبر نرود
    سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشوی
    که نقش خال توام هرگز از نظر نرود
    دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
    که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
    تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
    وفای عهد من از خاطرت به درنرود
    سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم
    چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود
    بیار باده و اول به دست حافظ ده
    به شرط آن که ز مجلس سخن به درنرود
    ***
    با ذکر منبع ایرادی ندارد.

  3. مهدی گفت:

    ین مطلب مرتبط است:
    من نتیجه می‌گیرم که نظارت بر نشریات الکترونیک نه مفید است و نه ممکن . حتی اگر امکانش هم باشد یعنی هزارها نفر در داگستری استخدام کنیم که هرنفرشان یک نشریه را به طور روزانه بررسی کنند و گزارش بدهند و به همه گزارش‌های آنان هم رسیدگی شود، در این صورت عملا هزینه فایده این اقدام چه خواهد بود؟
    ما نگران این هستیم که نکند گوشه‌ای از جایی خدشه بخورد؟ آیا خدشه رسیدگی موسع به موضوعی موسع به اعتبار و حیثیت جمهوری اسلامی بیشتر از آن نیست که حالا پسری در وبلاگش راجع به دختری مطلب نوشته است؟!یا از کسی انتقاد شده یا حتی به حرمتها بی احترامی شده باشد.
    http://ashna1343.persianblog.com/1385_10_ashna1343_archive.html#6039130

  4. مهدی گفت:

    این بخش ها هم جالب اند:
    از آن طرف در موضع بیان سیاسی بخاطر مدت طولانی فقدان آزادی و احساس رهایی که همراه با اینترنت وجود دارد، طبیعی است که ما در بیان اینترنتی‌مان دچار یاوه‌گویی، بد دهنی و بی‌مبالاتی در بیان شده ایم.
    دولت به شدت باید از تولید در اینترنت حمایت کند و این حمایت است که احتیاج به قانون دارد. یعنی ما احتیاج زیادی به قانونگذاری داریم اما قوانین تشویقی نه قوانین محدودکننده و نظارت کننده.
    قانون مطبوعات باید بر اساس واقعیت‌های دنیای سایبر Cyber space اصلاح شود نه اینکه دنیای سایبر بر مبنای اصلاحیه قانون مطبوعات،تغییر کند. این که یک کلمه در قانون مطبوعات اضافه کنیم و به اصطلاح بنویسیم و « و غیره» مشکل را حل نکرده‌ایم بلکه مشکل بسیار بزرگ‌تری را برای قوه قضاییه ایجاد کرده‌ایم.
    الان طبق قانون مطبوعات، نویسنده هم علاوه بر مدیرمسئول مسئول شناخته می‌شود، یعنی از مسئولیت تفسیر موسع ارائه شده است. یعنی تفسیر از نشریه ( چاپی و الکترونیک) موسع می‌شود، تفسیر از مسئولیت هم موسع می‌شود، وقتی این دو تفسیر موسع درهمدیگر ضرب می‌شود اتفاقی که می‌افتد این است که عملا دیگر هیچ چیز قابل نظارت نیست.
    اثبات مسئولیت به سادگی در اینترنت میسر نیست.
    پرینت یک مقاله که قرار است قاضی به آن استناد کند و ضمیمه پرونده شود اگر در لحظه رسیدگی روی اینترنت موجود نبود، به چه چیزی قرار است رسیدگی شود؟ چه کسی می‌تواند اثبات کند پرینت کاغذی یک مقاله، همان چیزی است که یک نویسنده در اینترنت تولید کرده است. حتما می‌شود پیگیری کرد که قاضی در چه ساعتی در چه روزی از طریق چه کامپیوتری به چه سایتی وصل شده. اما نمی‌توان اثبات کرد که آنچه فرد تولید کرده همان چیزی است که در روی کاغذ به آن استناد شده است.
    به تعبیر دقیق‌تر قوه قضاییه در مرحله رسیدگی مبتنی بر بروکراسی کاغذ محور است، موضوعی که می‌خواهد رسیدگی کند اصولا مجازی است. با کاغذ نمی‌شود به موضوع سایبراسپیس رسیدگی کرد و به آن استناد کرد. هر کلمه‌ای که قاضی به آن استناد کند متهم می‌تواند بگوید شما با استفاده از front page کامپیوتر خودتان آن را edit کرده‌اید. در واقع فرار از مسئولیت تولید در اینترنت بسیار ساده است.
    از بلاگ حسام آشنا، استاد ارتباطات و معارف اسلامی در دانشگاه امام صادق
    http://ashna1343.persianblog.com

  5. با سلام. به گمانم اگر فرمی معرفی شود که به امضای مخالفین این طرح برسد سودمند خواهد بود. در واقع ما باید بیاییم مخالفت‌های پراکنده موجود را تجمیع و هدفمند سازیم.
    به گمان من هم این طرح مخالف منافع ملی است و حتی برای دولت هم تبعات زیان‌بار دارد. همچنین چنین طرحی اگر بنا باشد اجرا گردد باید مداخله و تصویب مجلس را هم به همراه داشته باشد والا غیرقانونی خواهد بود.

|