۱۵

عدالت و دموکراسی در اندیشه‌ی دکتر سروش

دیروز «مرکز مطالعه‌ی دموکراسی» دانشگاه وست‌مینستر یک روز را تماماً به بررسی اندیشه‌های دکتر سروش اختصاص داده بود، البته آن بخش از اندیشه‌های سروش را که به موضوعات دموکراسی و عدالت مربوط می‌شد و طبعاً اقتضائات سیاسی دارند.
برنامه‌ی دانشگاه وست‌مینستر از چند جهت قدمی بسیار مثبت و مهم بود. نخست این‌که دکتر سروش در برابر جمعی آکادمیک، بحث آکادمیکی به زبان انگلیسی می‌کرد. چنین جلسه‌ای بسیار فرق دارد با جلساتی که سروش در مقام وعظ و خطابه برای مستمعین‌اش سخنرانی می‌کند. نکته‌ی مهم بعدی این بود که برای مخاطب انگلیسی زبان، حداقل بخشی مهم از اندیشه‌های سروش مستقیم و بلاواسطه معرفی می‌شد. و آخر این‌که دانشگاه هم با این اقدام‌اش نشان داد که اسیر جنجال‌های رسانه‌ای نیست و مسایل ایران و جهان اسلام را در جریان های و هوی رسانه‌ها نمی‌فهمند و نیتی برای فهم همدلانه و درست مسایل جهان اسلام دارند.

شرح مفصل آن‌چه دیروز گذشت البته مقاله‌ای دراز می‌طلبد. اما به اختصار، برنامه‌ی دیروز سه بخش داشت. برنامه‌ی صبح درباره‌ی «عدالت» بود. سخنرانان اصلی جلسه جان کین و عبدو فیلالی انصاری، رییس مؤسسه‌ی مطالعه‌ی تمد‌ن‌های مسلمان بودند. اما در واقع بحث به شکل میزگرد بود و تمام حضار می‌توانستند نظرشان را بیان کنند. گفتار آغازین جان کین، سخنانی شیوا و حساب شده بود، علی الخصوص که جان کین با حوصله‌ی تمام نکاتی را از فرهنگ و تاریخ اسلام استخراج کرده بود و بعضی از آیات قرآن را نیز ترجمه کرده بود. جان کین اشاره کرد که از نظر دکتر سروش، عدالت ارزشی اخلاقی است که بالای همه‌ی ارزش‌ها می‌نشیند و در واقع مادر همه‌ی ارزش‌هاست (علی الظاهر در بحث سیاست و قدرت). و باز تأکید رفت که در ایران، تکیه بر عدالت و آزادی در دوره‌های مختلف فرق کرده است، چنان‌که در دوره‌ی خاتمی آزادی بر عدالت اولویت داشت اما گفتمان غالب فعلی در سیاست ایران اولویت عدالت بر آزادی است.
جان کین، سخنران آغازین

یکی از نکاتی که به نظر من مهم بود، و به آن اشاره کردم در ضمن بحث، ادعای استقلال مفهوم عدالت از متن دین است. دکتر سروش به تجربه‌ی معتزله اشاره کرده بود و این‌که ما می‌توانیم در پی ایجاد یک علم اخلاق مستقل از دین و شریعت باشیم. به طریق اولی، من فکر می‌کنم که می‌توان و باید عدالت را مستقل و خارج از دین فهمید و سنجید. نه به این معنا که دین با عدالت مشکل یا منافاتی دارد. اتفاقاً چنان‌که جان کین در خلال بحث اشاره کرد، بحث درباره‌ی عدالت نسب‌نامه‌ای دینی دارد. من تصحیح می‌کنم که در ادیان گفت‌وگو درباره‌ی عدالت بسیار برجسته است. با این‌حال به باور من، دین پشتیبان و مدافع عدالت است، نه تئوریسین عدالت. لذا مفهوم عدالت را باید خارج از دین فهمید. این‌جا تئوری دکتر سروش به کار می‌آید که از عقلی سخن می‌گوید که بعد از خاتمیت روی پای خود می‌ایستد و دست ارادت به هیچ کس نمی‌دهد. پس ما عملاً به سه مقوله روبرو هستیم: عدالت، اخلاق و خرد مستقل از دین. هر کدام از این‌ها البته چالش‌های خود را دارد و فکر می‌کنم استقلال این‌ها از دین لزوماً به معنای منافات آن‌ها با دین نیست.
لرد بیکو پارک در کنار دکتر سروش
دکتر سروش در ضمن پاسخ‌ها و سخنان‌اش اشاره کرد که برای عادل بودن، کافی است اخلاقی باشید چون اخلاقی بودن یعنی موجه کردن افعال و به ریشه‌ی کلمه‌ی عدالت در انگلیسی اشاره کرد (just, justify, justice). جان کین در ابتدا اشاره کرده بود که ما برای عدالت در زبان فارسی فعل نداریم (؟). باری، از دید دکتر سروش، اخلاقی بودن یعنی موجه کردن یک کار و این یعنی عدالت. پس از این دید، برای عدالت ورزیدن، کافی است آدم اخلاقی باشد. او همچنین اشاره کرد که «فقه» آیینه‌ی عدالت در تاریخ اسلام است: یعنی نماد موجه کردن افعال و احکام دینی. این‌جا البته معضلی پیش می‌آید و آن این است: اگر کسی اخلاقی باشد و به دستورات فقه عمل کند، لاجرم به موارد بر خواهد خورد که این «توجیه‌گری» در فقه دست و پا گیر و مشکل ساز می‌شود و بلکه با خرد جمعی منافات پیدا می‌کند. و از این‌جاست که فکر می‌کنم دیگر این «فقه» و این «اخلاق» عادلانه نمی‌تواند باشد (مثال‌های‌اش مجازات اعدام، بریدن دست دزد،‌ حق طلاق برای مرد و نه برای زن و قس علیهذا). پس باید در نسبت اخلاق، فقه و عدالت بازنگری کرد. و ابزار این بازنگری، لاجرم عقلی تازه است. به قول مولوی: «در دیده‌ی عالم نه، عدلی نو و عقلی نو».
دکتر سروش پیش از آغاز جلسه‌ی دوم
جلسه‌ی بعد از ظهر، به «دموکراسی» اختصاص داشت که به اندازه‌ی جلسه‌ی صبح هیجان انگیز نبود. به هر تقدیر، سخنرانان اصلی جلسه‌ی صبح دکتر علی پایا و عبدالوهاب الافندی بودند. دکتر پایا نوشته‌اش را به نقد دکتر سروش اختصاص داده بود و به تعبیری آسیب‌شناسی اندیشه‌ی او («پاشنه‌ی آشیل» اندیشه‌ی سروش) و اشاره به حضور پر رنگ و قوی اندیشه‌های عرفانی در افکار سروش داشت. از این جهت پایا در اندیشه‌ی سروش تناقضی می‌دید و عرفان را به فلسفه قابل جمع نمی‌دانست. سروش در مقابل ملاصدرا را مثال زد (که پایا بعد به آن اعتراض کرد و مثال را وارد ندانست). دکتر سروش در پاسخ به یکی از حضار مشخصاً گفت که هرگز طرفدار «دموکراسی اسلامی» نبوده است و از آن دفاع نکرده است. پیش از آن من به یک نکته‌ی حاشیه‌اش اشاره کردم که ظاهراً کسی توجه چندانی به آن نکرد. به نظر من سخن گفتن از «دموکراسی اسلامی» بی معنا و چرند است، به همان اندازه که سخن گفتن از «دموکراسی مسیحی» یا «دموکراسی یهودی» مزخرف است. من از «دموکراسی در اسلام» حرف می‌‌زنم. جالب این‌جاست که اکثر کسانی که بحث‌های جنجالی درباره‌ی دموکراسی و اسلام می‌کنند، همان تعبیر تناقض آمیز نخست را به کار می‌برد و سپس همان را نفی و رد می‌کنند. درباره‌ی دموکراسی در اسلام هم سروش نظرش را به باور من خیلی شفاف و دقیق بیان کرد. مسلمانان زیادی در کشورهایی هستند که حاکمیت دموکراتیک دارند و در این کشورها هم بدون هیچ مشکلی زندگی می‌کنند. لذا هیچ دلیلی ندارد بگوییم مسلمانان از دموکراسی خوششان نمی‌آید یا یک مسلمان نمی‌تواند دموکرات باشد. اگر اسلام برای دموکراسی مشکل درست می‌کند، همه‌ی ادیان دیگر هم درست می‌‌کنند. شاید سکولاریزم یک پاسخ برای حل تناقض باشد.
دکتر سروش و جان کین قبل از سخنرانی پایانی دکتر سروش
البته چندان وقت نشد که به تفصیل درباره‌ی دموکراسی از دید سروش بحث شود و کاش بخش مربوط به دموکراسی صبح انجام می‌شد. به هر حال، سخنران پایانی روز، خود دکتر سروش بود. عنوان سخنان‌اش این بود: «کثرت‌گرایی دینی: شرطی کافی برای یک حکومت دموکراتیک دینی» که در آن سروش به اختصار درباره‌ی تئوری قبض و بحث صحبت کرد و «صراط‌های مستقیم» و کثرت‌گرایی.
دکتر سروش؛ جان کین دارد سروش را معرفی می‌کند. چشم‌های‌اش توی این عکس بسته افتاده بود، حذ‌فش کردم!

بر این‌که نوشته‌ی حاضر زیاد طولانی نشود، در نوشته‌ای جداگانه به بعضی از بحث‌های مطرح شده‌ی دیگر می‌پردازم.

  1. ali گفت:

    از درج این مطلب توسط شما دوستان ممنونم
    بلی وقتی که ما قدر نشناسیم دیگران باید از ایده ها و نظرات متفکران ما بهره ببرند

  2. علی گفت:

    سلام…
    آقا جدا دستتون درد نکند.الحق که به موقع اون کاری که باید را انجام میدین.
    خیلی دوست داشتم از این برنامه با خبر باشم.
    بازم ممنون.
    ضمنا لینک به پست دادم با اجازه

  3. عليرضا گفت:

    کاش علاوه بر اینها در یک بررسی تطبیقی می گفتید آقای سروش چه نوآمدی داشته اند.آقا من منتظر اون قولتون هستم.کماکان.طربستان.ممنون.

  4. سيد غريب گفت:

    من برای اولین بار از سایت شما بازدید کرده ام. سایت خیلی خوبی است. خصوصاً از طربستان خیلی خوشم آمد. موفق باشید.

  5. flora گفت:

    سلام
    خیلی متشکرم
    هم به خاطر این پست،هم پست بعدی که قراره در این مورد بنویسید،گزارش کامل ازین جلسه در هیچ سایت یا وبلاگی نیومده ؟
    یا ممکن نیست بعدا جایی نوشته بشه؟
    طرح عدالت مستقل از دین واقعا هیجان برانگیزه!
    اگه میشه محبت کنید جواب بدید.

  6. جواد گفت:

    آقا باور کنید حرفهای سروش اصلا جدید نیست.این حرفها رو خیلی عمیق تر روشنفکران دینی یکصد سال اخیر ایران مطرح کرده اند . ازمیرزارضا کرمانی و طالبوف گرفته تا فروغی و کسرو ی و سنگلجی و برقعی و …
    بایدسابقه آن بزرگان و تقدم ورودشان به مباحث اصلاحی رعایت شود
    ***
    بله. مگر کسی گفته است سروش حرف جدیدی زده است؟ این حرف‌ها را خیلی‌ها زده‌اند. اما همین که این حرف‌ها دارد مدام تکرار می‌شود، یعنی به این‌ها عمل نشده است و گرنه این دغدغه همیشه بوده است. با این تفاوت که در روزگار ما سویه‌های تازه‌تری هم پیدا کرده است. من در پی این نبوده و نیستم که کسی را متقاعد کنم همه‌ی حرف‌های دکتر سروش تازه است. خود سروش هم در خلال بحث‌های‌اش به سابقه‌ی پیشینیان‌اش اشاره می‌کند.
    د. م.

  7. سید.ا.محمدی گفت:

    با سلام و خسته نباشید!
    داریوش عزیز خیلی به موقع نوشته اید و قبل از این که سایت خود دکتر سروش این خبر را بدهد شما با خبرمان کردید. ولی در مورد اینکه عدالت را بایستی خارج از دین فهمید همان حرفی است که معتزله و امامیه هم می گفتند تحت عنوان مستقلات عقلیه. (البته میدانم شما هم این مساله را می دانید ولی ظاهر عبارت شما گونه ای است که انگار این مساله سابقه نداشته است.)همان حسن و قبح عقلی. به عبارت فیلسوفان دین جدید اخلاق یک امر فرا دینی است. اگر چه برخی از فیلسوفان دین عدالت را یک امر اخلاقی نمی دانند بلکه یک امر حقوقی کی دانند ولی این تغییری در صورت مساله نمی کند.
    موفق باشید.

  8. maryam گفت:

    salam aghaie mim
    az matlabi ke dar morede mooshighie zirzamini neveshtid kheili khosham amad, kheili marc 🙂

  9. maryam گفت:

    ba arze mazerat, peyghami ke baratoon gozahtam, marboot be in matlab nemishod, so, sorry 🙁

  10. majid saeedi گفت:

    Dear Mr Dariush,
    I am wondering if these discussions are recorded and whether you have access to them. I believe many interested people would love to watch and listen to these discussions. I’d appreciate if you answer my questions.

  11. داریوش جان،
    دستت درد نکند از این گزارش خوب و مفصل از این جلسه پربار. ای کاش می توانستی فایل صوتی جلسه را هم بگذاری خصوصا حرف های دکتر پایا و سخنرانی خود دکتر سروش.
    خوب بود افرادی مثل جان کین و دکتر پایا را هم مختصر معرفی می کردی یا به سایت های آنها لینک می دادی اگرچه فکر می کنم قبلا این کار را در باره جان کین که استادت بود کردی.
    به هرحال استفاده کردم. زنده باشی.
    پرویز جاهد

  12. فرهاد نظری گفت:

    باعرض سلام خدمت شما
    می خواستم اگر امکان دارد از نوشته ها یا سخنرانی های دکتر سروش بیشتر در سایت درج گردد یا اگر امکان دارد برای شما به آدرسم ایمیلم پست گردد۰
    باتشگر:فرهاد نظری
    ***
    دوست عزیز،
    بهترین کار مراجعه به وب‌سایت خود دکتر سروش است:
    http://www.drsoroush.com

  13. کیارش گفت:

    باعرض سلام خدمت شما
    می خواستم اگر امکان دارد از نوشته ها یا سخنرانی های دکتر سروش بیشتر در سایت درج گردد یا اگر امکان دارد برای شما به آدرسم ایمیلم پست گردد کیارش
    ***
    دوست عزیز،
    آن‌چه می‌خواهید تمام و کمال در وب‌سایت دکتر سروش موجود است:
    http://www.drsoroush.com

  14. سپیده گفت:

    می خواستم نظرات سروش رو درباره صراط های مستقیم بدونم . مگر نه این است که قرآن از عبارت سبل ( ج سبیل ) برای رسیدن و تکامل یاد می کند . و راه مستقیم را تنها یک را “صراط” می داند؟
    ****
    بهتر است اصل کتاب سروش را بخوانید. توضیح‌اش در یکی دو خط نمی‌گنجد.

  15. یه بنده خدا گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم چندی پیش مطلع شدم که سروش اظهار نظرهایی در مورد قران کریم ونبی مکرم اسلام (ص) کرده است که دلنشین و خوشایند کسانی جز شیاطین و شیطان صفتان نبوده است واز گفتار او یاد کفاری افتادم که آیات قرآن را ساخته و پرداخته پیامبر (ص)می دانستند و می گفتند که این آیات اشعاری است که او با هنرمندی به نظم در آورده و …. . حالا این آقا که در حد دکترا هم تحصیل کرده این مزخرفات را که جاهلان و مشرکان زمان پیغمبر (ص) آن را بیان می کردند به شکل به اصطلاح روشنفکرانه و مدرنیته بیان کرده است . من احتمال میدهم که او از دشمنان اسلام و انقلاب تامین و پشتیبانی می شود که به این صورت هم خودش راه شیطان را انتخاب کرده و هم در اغفال جوانان مومن ومتدین قدم برداشته است . البته این را بگویم که هر انسان عاقل و منصف و طالب حقیقت وقتی اراجیف سروش را مطالعه می کند به حماقت و شیطان صفتی گوینده پی خواهد برد و به هیچ عنوان در عقایدش سست نخواهد شد . جوانان بدانند که درهر عصری انسانهای فاسد با ظاهری زیبا و فریبنده درپی گمراهی مردم از طریق و روش انبیا و اولیای الهی بوده اند و فقط انسانهایی جذب این شیاطین شده اند که ضعف ایمان و اندیشه داشته اند . دنیا و آخرت خود را به دست دشمنان خدا ندهید . منطق اسلام و تشیع آنچنان کامل است که کوچکترین ایرادی به آن نمی توان گرفت و طالبان حقیقت و صاحب اندیشه با کوچکترین تحقیق در آن پی به حقیقت آن می برند و اصلا چیزپیچیده ای نیست . والسلام
    ******************
    خوشمزه بودید ها!

|