۱

ساغر رمضانی

گفتم: «بالاخره ماه رمضان را با شراب نسبتی هست یا نه؟ منافات دارند با هم؟ این رمضان معنوی، شراب‌اش هم معنوی است؟»

گفت: «تا گوینده و قایل‌اش که باشد! البته که منافات دارند با هم ولی «به کوی عشق هم این و هم آن کنند!». پس باید دید آن‌که اهل رمضان را با اهل میخانه چه نسبتی هست؟

زان باده که در میکده‌ی عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

این میکده‌ی عشقی که با رمضان منافات دارد، آن میخانه‌ی عارفانه و آسمانی حافظ جای دیگری باید باشد. جز این اگر بود نمی‌گفت: «گو رمضان باش» و می‌گفت: «ما را دو سه ساغر بده، اکنون رمضان است!»
حافظ می‌خواسته خار در چشم کدام زاهد خودبین ظاهرپرست فرو کند، که به این جسارت پرده‌ی ریای ظاهریان را دریده است؟ اما این را خموشانه می‌گویم که اگر هم باده‌‌ای باطنی در ماه رمضان در کار است، سر پیاله را در برابر خرقه‌پوشان، بپوشانید. این زاهدان لیاقت شنیدن معارف و اسرار ندارند!»

|