۶

شهید می‌سازیم و مسئولیت با خدا!

دقت کرده‌اید در این فاجعه‌ی دردناکی که رخ داده است چقدر دارد تبلیغات می‌شود برای این‌که جان‌باختگان را شهید معرفی کنند؟ این شهید سازی جدای از امتیازات احتمالی که ممکن است برای خانواده‌های بازماندگان داشته باشد، هزار و یک آفت و زیان دارد. بدتر از همه این است که مفهوم شهادت به سادگی دارد لوث می‌شود. یک معنای دینی به راحتی به هر اتفاقی که در صحنه‌ی ملی رخ می‌دهد تسری داده می‌شود و آن هم فقط زمانی که دستگاه تبلیغاتی صلاح بداند! انگار بخش خاصی از ملت ما، و نه همه‌ی آن‌ها، نظر کردگان خاص حضرت حق‌اند و به سادگی می‌توان «آیات» کتاب خدا را خرج آن‌ها کرد. تکلیف دیگرانی که به خاطر سهل‌انگاری، غفلت‌ها و سیاست‌های ارباب قدرت جان‌شان را باخته‌اند چی‌ست؟

تلویزیون و رسانه‌های ایران را این روزها ببینید. خبرنگارانی که جان باختند، به خاطر یک اشتباه احمقانه، تنها بخشی از خانواده‌ی صدا و سیما نبودند. آن‌ها انسان‌ هم بودند، عضو ملت ایران هم بودند. چرا صدا و سیما نام و یاد آن‌ها را به گروگان گرفته است و گویی ملت ایران تافته‌ای جدا بافته است؟ چرا وقتی که هواپیمای درجه‌داران سپاه سقوط کرد این همه سوگواری و تبلیغات برای شهید سازی بر پا نشد؟ چرا وقتی وزیر راه، آقای دادمان، در سانحه‌ی هوایی کشته شد، این بحث‌ها نبود؟ علیرضا نوری که کشته شد، کسی شهیدش اعلام کرد؟ فکر نمی‌کنید این همه تبلیغات، برای این است که ذهن‌ها از مسأله‌ی اصلی به چیزی دیگر منصرف شود؟ یاد کردن از جان‌باختگان این فاجعه البته که واجب است و کاری نیکو و پسندیده هم هست، اما تمام ابعاد این فاجعه همین است؟ که عده‌ای به خاطر هیچ و پوچ جان‌شان را از دست بدهند و بعد مراسمی با شکوه برگزار شود و القاب و عناوینی دهن‌پرکن و مردم‌فریب و مؤمن-گول‌زن خرج شود و مردم باز فراموش کنند تا فاجعه‌ی بعدی؟ قدر و ارزش جان آدمیان به همین اندازه است؟ چرا مردم چراهای اصلی را طرح نمی‌کنند؟ چرا هواپیماهای ما فرسوده است و یکی یکی در انتظار سقوط؟ چرا هنوز تحریم ما ادامه دارد؟ چرا برای نوسازی ناوگان هوایی پولی نداریم؟ مسئول هر کسی هست، ملت باید این سئوال اصلی را بپرسند. یادمان باشد که تا یکی را «شهید» اعلام کردند، فریب نخوریم و حواله به تقدیر ندهیم. نگوییم که دیگر از امروز جای این‌ها اعلای علیین است. یادمان باشد که کسانی که جان‌باختگان را «شهید» کردند، نماینده‌ی خدا نیستند. فقط از طرف خدا، با نیابت شخصی دارند حرف می‌زنند. حساب قیامت و روزجزای رفتگان با ما نیست. مسئولیت ما امنیت و آرامش و آسایش این دنیای بندگان است. اصلاً آن دنیای آن‌ها به شما چه ربطی دارد؟ آقایان! خیلی وقت است جنگ تمام شده است! مصرف تبلیغاتی «شهدا» دیگر ذخیره‌اش دارد ته می‌کشد. لطفاً به جای بازی با دین مردم، دو سه روزی دغدغه‌ای واقعی برای دنیای مردم داشته باشید. برای آخرت آن‌ها و رستگاری روح‌شان هم دعا کنید. ولی آش را آن‌قدر شور نکنید که ملت داغ‌دار فکر کنند دارید حواس‌شان را از مسأله‌ی اصلی پرت می‌کنید.

آدم جگرش آتش می‌گیرد وقتی می‌بیند این همه خبرنگار ناگهان می‌سوزند و دود می‌شوند و آقایان به جای توضیح و پی‌گیری فوری ریشه‌ی ماجرا، روی تنها چیزی که مانور تبلیغاتی وسیع می‌کنند، عزاداری است و شهیدسازی. یکی بیاید به فکر خانواده‌های این‌ها باشد. یکی اصلاً به فکر ما باشد! یکی به این‌ها بگوید تو را به خدا حساب پس بدهید. ما خودمان بلدیم عزاداری کنیم. لطفاً این تلویزیون و رادیو را این‌قدر شلوغ نکنید. بقیه‌ی کسانی هم که در این چند ساله در راه مأموریت‌های همین نظام کشته شده‌اند شهید اعلام کنید اگر صادق‌اید در ادعای‌تان. چرا این «شهادت‌» خود ساخته، شده است امتیازی برای جدا کردن ملت عادی ایران از یک عده‌ی دیگر. همه‌ی ملت ایران می‌توانند شهید باشند. تو را به خدا مسلمان‌تر از این باشید که هستید!

مطالب مرتبط:
آیت‌الله صانعی: نمی‌شود همه چیز را با تسلیت حل کرد!
مسعود برجیان:‌ این رشته سر دراز دارد!

  1. شهيد گفت:

    شاهکاره! حالا مثلا شما فکر می کنید کسانی که حین سلاخی مردم کردستان کشته شده اند، شرافتی داشته اند به خبرنگاران بیگناهی که قربانی دولت اسلامی شده اند؟ فکر می کنید برای این واژه شهید ارج و قربی باقی مانده؟ یا اساسا چرا فکر می کنید که اصالتا ارجی داشته است؟ ایمان شما فقط سرپوش جهلتان است

  2. سیبیل گفت:

    داریوش عزیز،
    شاید من متوجه منظور شما نشده باشم، ولی من در این “شهید سازی” خیری می بینم که در سایر شهید سازی های سیاسی نمی بینم. به هر حال با توجه به دیدی که شما به مساله شهادت دارید، می توانید این نوع “شهید سازی” را نقد سیاسی، فلسفی یا دینی عقیدتی بکنید. من شاخص های این نقد شما را درک نکردم. یعنی می گویید شهادت را نگاه داریم برای وقتی که کسی برای دین و ایمانش (اسلام) جان می دهد (جهاد یا جنگ و یا سایر خون و خون ریزی های مذهبی؟)
    در این که شهادت یک پروژه سیاسی شده است در سالهای بعد از انقلاب شکی نیست، کدام قسمت احکام اسلام پروژه سیاسی نشده است؟ اما در این مورد خاص فکر نمی کنید که سیاسی شدن کلمه “شهید” و اطلاغش به هرکه در راه هدف جان باخته، دارد کم کم مفهوم شهادت به معنی صدر اسلامی آن را به چالش می کشد…..
    یعنی اینکه شما برای اینکه شهید باشید، دیگر لازم نیست در رکاب پیغمبر شمشیر بزنید و در راه اسلام جان فدا کنید، می توانید دروبین به دست بگیرید و سوار هواپیما شوید، هواپیما سقوط می کند و شما چون در حال انجام وظیفه برای خلق خدا بوده اید شهید شده اید. در این فرایند من سکولاریز شدن همان دینی را می بینم که شما اگر من درست فهمیده باشم سعی در موثق نگاه داشتنش دارید. اگر مشکل شما این عرفی شدن دیدن است، که از دید من این فرایند همان اسلام سیاسی است که که هر که را دوست داشت شهید خواند و هرکه را دوست نداشت منافق.

  3. دوست گفت:

    “وقفوهم انهم مسئولون ” ، ای کاش کمی از این آیه خوف میکردیم

  4. odin گفت:

    moragheb e jomle ye maghabl e akhar e tan bashid. mabada jedi begirandash o begouyand ham ey e mardom e iran ra shahid konim. yad e anvaght ha ke migoftan iran ra madrese konim!! hala labod iran gharar ast golzar e shohada beshavad, magar na?

  5. sibil گفت:

    داریوش عزیز،
    این را اضافه کنم که من کاملا متوجه نگرانی و عصبانیت شما از بی کفایتی دولتمردان میهن اسلامی مان و استفاده ابزاری شان از لفظ شهادت برای ماست مالی کردن قضیه، هستم. ولی این قربانیان را شهید دانستن ضمن این که بازی ایست سیاسی، در نوبه خود آنقدر هم اتفاق بدی نیست.

  6. kamen گفت:

    سیاست یک قمار تمام عیار است. اما هر چه فکر می کنم درک نمی کنم، اینان چگونه می توانند بر سر جان انسان قمار کنند. آیا غیر از این است که بخاطر این قمار لعنتی، هواپیماهای ایران فرسوده باقی مانده است و امکان بازسازی آن امکان پذیر نیست. آیا فردا روزی که این قماربازان ناوارد و مبتدی جهت بازی را بسمت رابطه با آمریکا تغییر دادند (که بنظر خیلی دور نخواهد بود)، با خودمان نخواهیم گفت: پس می شد که هر سال صد ها انسان بی گناه قربانی نشوند….

|